X
تبلیغات
مشکلات مهاجرین افغانی مقیم ایران

مشکلات مهاجرین افغانی مقیم ایران

صدای مهاجر

افغانيها چه نقشي مثبتي را در جامعه ايران داشته است؟

افغانيهای مهاجر در سخترين سالهای مردم ايران يعني در هشت سال جنگ ايران با عراق به آنها کمک کردند. افغانهای زيادی برای دفاع از سرزمين ايران در جنگ ايران و عراق شرکت کردند و جانهای عزيز شان را از دست دادند. در زمان جنگ که تقريبا تمام مردان ايراني مشغول جنگ با نيروهای عراقي بودند، افغانيهای مهاجر خالصانه خلای نيروی کار جامعه ايران را پر کرده بودند و ايران با کمبود نيروی کار در اين دوره دشوار مواجه نشد. افغاني ها نيروی کار کاملا ارزان و مورد اعتماد در ايران بود. پس از ختم جنگ، افغانيها بعنوان کارگر در بازسازی دهها شهر خراب شده‌ای ايران سهم بزرگ داشتند، ولي پاسخ اينهمه مسئوليت پذيری و دلسوزی افغاني ها چگونه جبران مي شود؟

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 16:35  توسط مهاجر  | 

 

 روزنامه « جام جم »‌ مربوط به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ، مقاله ای را راجع به مهاجرین افغانی به چاپ رساند كه در رسانه های كشور افغانستان ، بازتاب وسیعی یافته و احساسات هزاران تن از اتباع این كشور را برانگیخت .
از آنجا كه در مقاله یاد شده ، نسبتهای ناروا به مهاجرین افغانی ساكن ایران داده شده و یك نوع كینه ورزی از آن به مشام می رسید ، بر آن شدم كه این مقاله را از زوایای مختلف به كندوكاو گرفته و راجع به برخی از مسائل مربوط توضیح دهم . لازم به ذكر است كه نسخه ای از این مقاله برای روزنامه جام جم نیز ارسال خواهد شد كه بر اساس اصل آزادی بیان وتوجه به قانون مطبوعات ، امیدوارم كه آن روزنامه ، نشر نموده و حداقل از این طریق ، احساسات صدها همزبان و هم كیش خویش را پاسخ گفته باشد .
مقاله مورد نظر ، با عنوان « مهمان همچو نفس راحت جان است ولی ...» توسط «‌دكتر غلامعلی آینه ساز »‌ كه ظاهراً استاد دانشگاه نیز می باشد ، به دغدغه های ملت ایران ناشی از حضور مهاجرین ، آثار مختلف اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی حضور مهاجرین در ایران پرداخته بود . اما با وجود این كه به برخی از محورهای اساسی اشاراتی داشت ، نویسنده با الفاظ توهین آمیز و استفاده ابزاری از موضوع مهاجرت ، تصورهای شخصی خویش را نیز در لابلای آن مقاله منعكس كرد . مهم تر از همه این كه ـ جناب دكتر ، با یك جانبه نگری خود تلاش كرده است كه حضور مهاجرین افغانی در ایران را سراسر منفی جلوه داده و با تعقیب این هدف ، احساسات دولت و مردم ایران را علیه مهاجرین تحریك نماید . لذاست كه ما ضمن احترام به جناب دكتر و تشكر از جمهوری اسلامی به خاطر پذیرایی از مهاجرین هموطنم ـ ابتدا به جنبه های مثبت حضور مهاجرین و جهات سود آوری آنان برای دولت ایران خواهیم پرداخت . سپس تأملی بر مقاله آقای دكتر خواهم داشت و از مقامات مربوط دولت ایران و افغانستان نیز انتظار دارم كه ضمن پیدا كردن راه حل مناسب برای بستن پرونده مهاجرت ، به برخی از ابهامات موجود پاسخ لازم را بد هند تادیگر شاهد انتشار چنین مقالاتی نباشیم .

بدیهی است كه سیلی از مهاجرین افغانستان از اوائل دهه شصت به بعد بخاطر اشغال این كشور توسط ارتش سرخ از یكسو و بخاطر اشتراكات دینی ، زبانی وتاریخی از سوی دیگر ، رهسپار شهرهای ایران گردیدند . بیش از 25 سال میزبانی ایران كه خاطرات تلخ و شیرین فراوانی را با خود دارد ، قسمت پر فراز و نشیب زندگی مردم ما را تشكیل می دهد . در این مدت ، بسیار تجربه هایی را مردم ما به دست آورد و در مقابل ، بسیار تجربه ها ، نوع نگرشهای جدیدی را نسبت به جامعه افغانستان ، به كشور میزبان انتقال داد .
داد و ستدها از جهات گوناگون فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی قابل بحث بوده و هر كدام از اهمیت بالایی برخوردار هست .
ناگفته پیداست كه امروزه در تعاملات سیاسی كشورها ، آنچه مهم است ، منافع طرفین به خصوص منافع اقتصادی است كه خواه ناخواه باید در ادامه روابط ، لحاظ شود. حال باید دید كشور ایران كه نزدیك به سی سال میزبان مهاجرین افغانستان بوده است ، چه منافع اقتصادی و سیاسی ـ جدای از مسائل انسانی ـ را درپهن نمودن سفره پذیرایی از چند میلیون مهمان خویش داشته است ، به طور گذرا به چند نكته اشاره خواهم كرد:
1 ـ استفاده از نیروی كار پرتلاش ، زحمتكش ، صداقتمندوكم توقع افغانی:
در این سه دهه شاید كمتر ایرانی ( به خصوص ولایات مركزی و شرقی ایران ) را پیدا كرد كه ساختمان های آنها توسط كارگران افغانی ، آباد نشده باشد. در این قسمت بهترین جملاتی كه بتوان با آن حق مطلب را ادا كرد مثنوی بازگشت شاعر خوب كشور ما« محمد كاظم كاظمی» می باشد كه در بیتی از آن می خوانیم :
به هر چه آینه تصویری از شكست من است
به سنگ سنگ بناها نشان دست من است .
گرچندحضور كاگران و مهاجرین افغانی در ایران ، همواره ، موجب نارضایتی طبقه كارگران ایرانی بوده و بارها آنها خواهان برخورد جدی دولت با معضل بی كاری شده اند ، اما دولت و شركت های خصوصی در ایران از حضور مهاجرین افغانی نهایت استفاده اقتصادی را برده است تا آنجایی كه یك سال پیش كه یكی از روزنامه های ایران با اعتراف به این واقعیت تحت عنوان «‌سازندگان ایران ، اما بی نام و نشان »‌این موضوع را مورد ارزیابی قرار داد.
شركت های خصوصی چند هدف را از به كارگیری كارگران مهاحر دنبال می كند :
الف- چنانچه اشاره شد این كارگران ، بیشترین كار را در برابر كمترین و یا متوسط ترین هزینه ، انجام می دهند در حالی كه نه بیمه كارگری دارند ونه بیمه های دیگر.
ب ـ به موقع سر كار حضور دارند و تا پایان وقت حتی وقت های اضافی بدون نق زدن ، كار می كنند و این موضوع ، پیشبرد كار را سرعت می بخشد .
ج ـ از آنجا كه این كارگران ، از لحاظ روحی و اجتماعی در سطح پایینتر از كارفرما بوده و از سوی دیگر با مراجع قانونی آشنایی ندارند و یا اصلاً این مراجعات را از اول منتفی می دانند ، بسیاری از كارفرماها با ارائه چك مدت دار ، از تله در رفته و ماه ها بر دستمزد كارگران بی زبان افغانی كار و تجارت می كنند . این ، در حالی است كه برخی از كارفرماها میلیون ها تومان دستمزد كارگران را در پایان كار انكار نموده و یا فرار می كنند .
2- استخدام این كارگران برای كارهای شاقه :
كمتر سنگبری ، گاوداری ، جاروكشی خیابان ها و... را می توان دید كه كارگران ایرانی در آنها حضور داشته باشند و این چرخه های اقتصادی را زوربازوی كارگران افغانی به پیش می برند .
3- استفاده از كمك سازمان ملل :
سازمان ملل متحد از ابتدای مهاجرت افغانها به ایران تا اكنون به جمهوری اسلامی ،‌جهت پذیرایی از دو میلیون و اندی مهاجر ، میلیون ها دلار كمك نموده است . اما رسانه های ومقامات جمهوری اسلامی هیچگاه از این كمك ها یادنكرده ومیزان سالانه آن را مشخص نكرده اند.
این در حالی است كه یك دهم از این كمك ها هم به مهاجرین نرسیده و یا صرف اشتغال زایی دولت میزبان شده است . مثلاً تمامی مهاجرین با دسترنج خود ، امرار معاش نموده و از منازل رهنی ، اجاره ای و اتاق های كارگری استفاده كرده ، هیچ بار سنگینی روی دوش دولت ایران نبوده اند . تنها فاكتوری كه دولت ایران در برابر مهاجرین و گرفتن كمك های سازمان ملل ارائه می كند ، آموزش فرزندان مهاجر در مدارس دولتی تا مقطع دبیرستان وتعداد اندكی هم در دانشگاهها است كه این هم در سالهای اخیر عمدتاً ، پولی شده است .
4ـ گرفتن پول از مهاجرین به بهانه های مختلف:
چنانچه اشاره شد ، مهاجرین این طور هم نیستند كه مفت ومجانی خدمات اجتماعی ، آموزشی وصحی برای آن ها ارائه شود. مقامات مربوطه، جهت اطلاع رسانی درست ، باید بگویند كه از هر مهاجر برای تمدید ششماهه برگه اقامت شان حدود 40 هزار تومان دریافت می گرددكه در مجموع با فرض بودن یك میلیون مهاجر قانونی، آن ها سالانه تا سقف 43 میلیون دلار تنها بابت تعویض برگه اقامت خویش برای دولت پرداخت می كنند.
5 ـ صدور صدها ویزا در روز :
این موضوع كه در دو سه سال اخیر به وجود آمده ، روزانه تا مرز 100هزار دلار برای نمایندگاهی جمهوری اسلامی درآمد داشته است . بر اساس گزارش شاهدان عینی هر یكی از نمایندگی ایران در هرات ، قندهار ، كابل و مزار شریف روزانه 200 تا 600 صد نفرمتقاضی سفر به ایران جهت زیارت ، درمان ، تجارت ، سیاحت وپیگیری مسائل حقوقی را ویزا می دهند . حال، اگر رقم حداقل، همان 200 نفر را برای هر نمایندگی در نظر بگیریم ، روزانه 800 صد نفر ویزا گرفته و هر كدام در برابر هر ویزه ،100 دلار پرداخت می كنندكه در نتیجه ، روزانه 80 هزار دلار در آمد را برای ایران ، قطعی می كند .
لازم به یاد آوری است كه رقم یاد شده (80 هزار دلار در روز ) در هر ماه ( با محاسبه پنج روز تعطیلی = 25 روز) به دو میلیون دلار خواهد رسید كه این مبلغ درسه فصل سال ـ جز ایام زمستان ـ به 18 میلیون دلارصعود خواهد كرد.
و در داخل ایران نیز همین تعداد 800 صد نفر از سر مرز تا تهران (بدون در نظر داشت ولایات دیگر) مثلاً اگر حداقل30 هزار تومان معادل 35 دلار را مصرف كند ، روزانه 28 هزار دلار و در سال به هشت میلیون و چهارصد هزار دلار می رسد كه در مجموع سالانه 32 میلیون و چهارصد هزار دلار نصیب ایران خواهد شد .
5- اخراج اجباری به بهانه مهاجرین غیر قانونی :

در پشت صحنه این موضوع شاید بتوان یك نوع تجارت را جستجو كرد ، زیرا دولت ایران خود هر قانونی را طبق اقتضای زمان نسبت به مهاجرین ، صادر نماید ، همان را به مرحله اجرا در خواهد آورد . از همین روست كه خود می داند ، روزانه800 صد نفر وارد ایران شده واز این تعداد به طور مسلم ، تعدادی به خاطر گزراندن مدت درمان ، پیگیری مسائل حقوقی و... در وقت قانونی 45 روز بر نمی گردد . لذا بعد از مدتی در جستجوی این افراد برآمده وآن ها را ردمرز می كند . چنانچه در این روز ها تنها ازاردوگاه « عسكرآباد» ورامین در طی یك هفته 600 صد نفررد مرز(خروج از مرز) می شوند . اگر این وضعیت را در سراسر ایران در نظر بگیریم ، شاید تعداد اخراج شدگان اجباری در هفته به مرز1000 نفر برسد . البته، این در حالی است كه هزینه این ردمرزكردن (یعنی از هر نفر حدود 30 هزار تومان ودر كل 30 میلیون تومان ، معادل32600 دلار) را از خود آنها می گیرند.
نكته لازم به یاد آوری دیگر این كه درمعرفی مهاجرین غیر قانونی نیز قرائت های مختلفی وجود دارد. برخی ، افراد فاقد مدرك طرح شناسایی سال 1380 وبرخی بنا بر یك ادعای دیگر حدود800 هزار فرزند متولد شده از ازدواج افغانی ها با همسران ایرانی شان را نیز مهاجرین غیر قانونی به شمار آورده اند.

و اما تاملی بر مقاله دكتر آینه ساز
1 ـ اولین اتهام ناروایی كه جناب دكتر به مهاجرین افغانی نسبت داده عبارت زیر است : «‌ اندک زمانی پس از انقلاب اسلامی در ایران بنابر دلایلی که شاید در اوضاع خاص آن زمان توجیه پذیر بود ، دروازه های شرقی ایران به روی میلیون ها افغانی فرصت جو که ظاهرا از فشار حکومت چپگرای خود به تنگ آمده بودند گشوده شد و ایرانیان میهماندوست مقدم این لشکر عظیم را که در نهایت فقر و گرسنگی به ایران سرازیر شده بودند گرامی داشتند »
پرسش ما از آقای دكتر این است كه ایشان چه قدر با تاریخ آشنایی دارند ؟ اگر ایشان اندكی حوادث سالهای دهه شصت را مرور نماید ، خواهد دید كه در سال 1359 ارتش تا به دندان مسلح اتحاد جماهیر شوروی سابق افغانستان را به اشغال خود در آورد ، لذاست كه به قول حافظ :
ما به این در نه بی حشمت و جا آمده ایم
كاز به حادثه اینجا به پناه آمده ایم
از این روست كه تعبیر «میلیون ها افغانی فرصت جو » هیچگاه درست نبوده ، و آنها تنها از فشار حكومت چپگرای خویش به تنگ نیامده بودند ، بلكه از تهاجم ارتش كمونیستی و ویرانی خانه و كاشانه خویش به دولت اسلامی همجوار پناه گزیدند .
2 ـ واژه « افاغنه »‌برای ما افغان ها بسیار آزاردهنده و ناخوشایند است چرا كه از همان ابتدا از نوع به كارگیری آن توسط برادران ایرانی خود یك نوع تحقیررا احساس می كردیم و علت آن هم در این است كه بكارگیری این كلمه ، ناخوآگاه ذهن را به كلمه «‌فراعنه» ( جمع فرعون ) می برد . از این جهت است كه یكی از شاعران دردمند كشور ما گفته بود :‌ « هموزن با فراعنه آمد ، افاغنه ....»
افزون بر آن ،لازم به ذكر است كه در زبان فارسی ، هر كلمه ای را به « ها » جمع می بندند نه كلمات دیگر . لذا جمع « افغان »‌ ، « افغان ها » خواهد بود نه افاغنه.
3 ـ جناب دكتر مدعی است كه « رفاه نسبی كه در سالهای اخیر ، برای مردم ایران فراهم شده ، كشور ایران از دیدگاه افغانها بهشت موعود و سرزمین بركت جلوه گر ساخته به نحوی كه زندگی كردن در ایران آرزوی هر افغانی است . لذا افغانه ترجیح می دهند كه در پناه امنیت ایران زندگی كنند و تا آنجا كه بتوانند بستگان و آشنایان خود را در جدایی وطن و آمدن به ایران ترغیب كنند .... »‌
البته این واقعیت را باید پذیرفت كه كشور ایران به مراتب و از جهات گوناگون با كشور افغانستان تفاوتهای زیادی داشته و طی 25 سال، مهاجرین افغانستان از مزیت های كشور ایران بهره برده است . اما با وجود این ، هیچ جای دنیا مانند وطن آبایی انسان نخواهد شد . در ایران ، بر فرض هر چه امكانات برای افغانها فراهم باشد باز هم آنها مهاجر خواهند بود . افزون بر این كه جمله «‌ افغانی پدر سوخته » را بارها و بارها در گوشه و كنار ایران شنیده اند . بنابراین ، زندگی كردن در ایران نه تنها آرزوی هر افغانی است ، بلكه اگر دو فاكتور عدم امنیت و بیكاری در افغانستان اجازه دهد ، هیچ افغانی ، حاضر به ماندن در ایران ـ ولو به صورت یك روز ـ نخواهند بود .
ادعای این كه «‌افغانها در ایران علقه وطن خواهی و پسوندهای ملیتی در میان آنان و سرزمین آبائی و اجدادی شان از بین رفته و یا كمرنگ شده است » ، نیز قابل قبول نیست . برای بطلان این ادعا كافی است كه نویسنده محترم ، نحوه معاشرت مهاجرین افغانی را با یك دیگر و برگزاری مراسم عزاداری آنانان را در دهه محرم مورد ارزیابی قرار دهد ، آنگاه خواهد فهمید كه حس وطن خواهی و وفاداری به آداب ورسوم در میان افغانها تا چه حد است .
4 ـ آقای دكتر بدون این كه مدركی را ارائه كند با تصور خود 36 در صد قتلهای عمدی در ایران را به افغانها نسبت داده است: « آسان بودن ترددهای غیرقانونی افاغنه از ایران به افغانستان و بعکس که معلول فقدان مرزبانی های مستحکم و مقتدر در مرز طولانی 2 کشور است ، سبب شده وسوسه های خلافکاری در بسیاری از افاغنه تشدید شود زیرا آنان می توانند پس از انجام کارهای خلاف قانون به افغانستان بروند و ناپدید شوند و از چنگال فرشته عدالت بگریزند. طبق آماری که از سوی مراجع قضایی کشورمان اعلام شده ، حدود 36 درصد قتلهای عمدی که در ایران اتفاق می افتد ، به وسیله افغان ها صورت گرفته است.»
البته بر خلاف ادعای ایشان ، حسینی، قاضی دادسرای جنایی با اشاره به آماری از قول معاونت كشف جرائم آگاهی در استان تهران می گوید: «13در صد از این قتل ها را اتباع بیگانه ومخصوصاً افاغنه مرتكب می شوند. این قتل ها معمولاً‌از مسائل پست گرفته تا مسائل كلان رخ می دهد وحتی نمی توان برآورد كرد قتلهای كه اتباع بیگانه مرتكب می شوند ، بیشتر در چه زمینه ای است. » (1)
با درنظر داشت 13درصد قتل ها توسط اتباع بیگانه ، چگونه می توان همه این قتل ها را به افغان ها نسبت داد در حالی كه ـ به قول فرمانده نیروی انتظامی استان تهران ـ اتباع دیگر كشور ها نیز در ایران حضور داشته وجرائم مختلف دیگری را نیز مرتكب می شوند؟ « فرمانده نیروی انتظامی استان تهران با تاكید بر وجود بیشترین اتباع خارجی در استان تهران گفت: هم‌اكنون نیم میلیون از اتباع عراقی، پاكستانی و بنگلادشی در این استان سكونت دارند كه نزدیك 200 هزار نفر از آنها غیر مجاز هستند. وی در پاسخ به سؤالی در مورد میزان وقوع جرائم توسط اتباع خارجی در استان تهران گفت:‌جرائمی كه از سوی این افراد بروز می‌كند در مورد اتباع افغانی‌ها بیشتر مربوط به خودشان است بطوریكه بیشترین جرائم خشن مانند قتل در بین خود افغانه صورت می‌گیرد. وی با بیان اینكه جرائمی مانند جعل اسناد دولتی عموماً توسط اتباع بیگانه غیر افغانی انسجام می‌شود گفت:‌اتباع افغانی حتی در اختلافاتی كه در بین خود بروز می‌كند ترجیح می‌دهند تا موضوع به حاكمیت كشیده نشود بلكه در بین خودشان حل و فصل گردد. » (2)
از سوی دیگر احمد حسینی ، مدیر كل اتباع ومهاجرین خارجی به صراحت تاكید كرده است ك پس از سر شماری اتباع خارجی در سال 1380 كه توسط آن اداره صورت گرفت كه طی آن ازهمه اتباع خارجی انگشت نگاری صورت گرفته ومحل زندگی وچگونگی اشتغال آن ها مشخص گردید، آمار جرائم در میان آنها كاهش چشمگیری داشته است .(3)
بنابر این در این رابطه به این جمع بندی خواهیم رسید كه آمار 36 درصدی ارائه شده از سوی آقای آیینه ساز ادعای بیش نبوده ونسبت خلافكاری افغانها آن طور كه ایشان وصف می كند مطابق باواقعیت امر ساز گاری ندارد.
5 ـ در رابطه به آمار رسمی وغیر رسمی مهاجرین افغانی در ایران نیز جناب آیینه ساز ـ بدون این كه مدركی را ارائه كند ـ می گوید : « افغان ها که آمار رسمی آنها حدود 2 میلیون نفر و آمار غیررسمی آنان به بیش از 3.5 میلیون بالغ می شود، از یارانه های بسیاری نظیر یارانه نان ، بنزین ، حمل و نقل های درون شهری که از طریق کمک های دولت برقرار شده ، همانند ایرانی ها بهره مند می شوندکه این امر در نهایت بر روند ارتقای سطح زندگی مردم ایران اثر منفی خواهد گذاشت.»
لازم به ذكر است كه بر اساس گزارش احمد حسینی ، مدیر كل اتباع خارجی در سال 1384 حقیقت مطلب چیزدیگری را نشان می دهد. وی می گوید: « در سال 1380، 2 میلیون و پانصد هزار نفر تبعه خارجی در ایران زندگی می كرد كه اطلاعات مربوط به آنها در رایانه های اداره ثبت شد و از تمامی افراد بالای 18 سال خارجی مقیم ایران انگشت نگاری به عمل آمد و از دو میلیون 554 هزار نفر خارجی شناسایی شده در این طرح، دو میلیون و 250 هزار نفر افغانی بودند و 202 هزار نفر هم اتباع كشورهای عراق، پاكستان، بنگلادش و چند كشور دیگر بودند. بعد از انجام طرح شناسایی، عملیات بازگشت مهاجران افغانی از فروردین ماه سال 1381 آغاز شد كه این عملیات براساس قرارداد امضا شده میان ایران، دولت افغانستان و سازمان ملل به اجرا درآمد و طی آن تا سال گذشته حدود یك میلیون 210 هزار نفر از افغانیان به كشور خود بازگشتند و حدود 140 هزار نفر اتباع عراقی نیز به طور داوطلبانه ایران را ترك كرده اند.» (4)
ایشان در تازه ترین اظهارات خود افغانی ها یی ثیت نام شده را950 هزار و افراد فاقد مدرك وغیر مجاز را حدود یك میلیون نفر اعلام كرده است . ( 5 )
اكنون با توجه به آمار های فوق به این نتیجه خواهیم رسید كه هم اكنون تمام افغانها در ایران ازیك میلیون و950 هزار نفر تجاوز نخواهد كرد. البته طبق ادعای آقای آیینه ساز كه افغانها از یارانه های دولتی مانند نان ، بنزین ، حمل و نقل های درون شهری استفاده می كنند ، باید گفت كه فاكتورهای یاد شده در برابر سودآوری های كارگران افغانی ناچیز است . چرا كه اولاً هیچ تبعه خارجی طبق قانون جمهوری اسلامی ایران نمی تواند سند خودروی را به نام خود ثبت كند. ثانیاً به فرض كه یك افغانی با وساطت یك ایرانی ، دارای خودرو شد ، باید نشان داد كه چه تعداد از مهاجرین دارای ماشین خواهد بود تا بگوییم كه چه قدر بنزین مصرف كرده است.
ثانیاً از آنجا كه مهاجرین بیمه درمان ندارند ، سالانه چندین میلیون تومان به بیمارستانها ، درمانگاه ها و مطب های شخصی پزشكان ایران پرداخت می كنند . در نتیجه ، داد و ستد طرفینی است ، نه این كه مهاجرین ، طفیلی و سرباری باشند .
6 ـ آیین ساز در ادعای پایانی خود آورده است : « طبق آمار اعلام شده از سوی مراجع رسمی کشور اتباع افغانی بیش از 800 هزار فرصت شغلی را از دست ایرانی ها گرفته اند و اگر آمار افغانی هایی که به صورت غیرقانونی در ایران کار می کنند و از دید آمارگران پنهان مانده اند به این رقم بیفزاییم به بیش از 1.5 میلیون فرصت شغلی بالغ می شود.»
این آمار هم از آن دسته گلهای است كه نویسنده محترم به آب داده است ، زیرا ـ با در نظرداشت بودن یك میلیون و950 هزار افغانی در ایران در حالی كه از نصف بیشتر آنان را زنان ،كودكان ،پیر مردان وپیر زنان تشكیل می دهد، چگونه ممكن است افغان ها بیش از یك ونیم میلیون فرصت شغلی را تصاحب كرده باشند؟ جناب دكتر ، نیك می داند كه مشكل بیكاری در ایران تنها مشكل كارگران سر فلكه وكار های ساختمانی نیست. هرگاه از مشكل بیكاری در این كشور سخن گفته می شود ، بیشتر مشكلات بیكار ی فارغ اتحصیلان دانشگاهها ست كه كار های اداری وپشت میز نشستن را می خواهند ، نه كارهای شاقه ی سنگبری ، آجر پزی ،ساختمانی، گاوداری وجاروكشی خیابان هارا.
در پایان این نوشتار تذكر چند نكته را ضروری می دانم :
الف ـ مساله مهاجرت وحضور افغان ها در ایران ، مساله جدی وقابل پیگیری است . بنا براین ، دولت ایران وافغانستان باید تمام تلاشهای خود را بكاربگیرند تا پرونده مهاجرت رابه شكل آبرومندانه وبه دور از هر گونه فشار حل گردد. از این روست كه به نظر این قلم ، راه حل این موضوع در جوسازی ، دادن آمار های بلند وخلاف واقع وبه كار گیری لحن توهین آمیز نمی باشد. چرا كه مناسبات دو كشور همجوار ،هم كیش وهم زبان ایران وافغانستان ریشه طولانی دارد كه به آسانی نمی توان از این موضوع دست برداشت؛ به خصوص كه منافع طرفین ، همیشه در گرو حسن همجواری،گفت وگو های دوستانه وروابط حسنه می باشد .
ب ـ وظیفه قانونی رسانه ها ایجاب می كند كه همیشه در پی انعكاس دادن واقعیت ها بوده وبا اطلاع رسانی صحیح جامعه را متوجه چالشها ونا هنجاری ها نماید . چراكه انتشار یك خبر ویا یك تحلیل نا درست ممكن است عواقب تلخ واز دست رفتن جان چندین انسان را در پی داشته داشته باشد.
ج ـ هر جامعه ای با توجه به شرایط اجتماعی وفرهنگی خویش ، نا هنجاری ها ونا بسامانی های را در پی داشته است . لذاست كه بودن افراد هنجار شكن ومتخلف ، واقعیتی است كه در هر جامعه ای وجود دارد. از این روست كه ما منكر نداشتن چنین افرادی در میان مهاجرین نیستیم . اما این واقعیت ، دلیل برآن نیست كه همه افغان ها به طور كلی ، مجرم ومتخلف باشند(چنانچه از نوشته آیینه ساز پیداست) . بنا براین، وظیفه انسانی واسلامی رسانه ها تقاضا می كند كه اصول ومبانی نقد را در گفتار ونوشتار خویش رعایت نمایند .
د ـ مهمتر از همه این كه ـ متأسفانه ـ در ایران برخی از قوانین ، جوابگوی نیاز ها وواقعیت های موجود نمی باشد. مثلاً‌ برخی ازمقررات نیروی انتظامی راجع به اتباع خارجی را می توان از این دسته دانست. در این مقررات هر تبعه خارجی كه یك روز در اقامت خود تخلف داشته باشد ، مبلغ 30 هزار تومان جریمه خواهد شد. این در حالی است كه بسیاری از افغان ها برای در مان وپیگیری مسائل حقوقی خود ناچارند بیش از موعد تعیین شده 45 روز در ایران بمانند. اما با این وصف آنگاه كه همراه با گواهی از مراكز مربوط به اداره اتباع خارجی عرض حال شود ، در جواب خواهند گفت: «قانون این است كه بروید ودوباره برگردید.» حال، این مسافر بخت برگشته این همه پول را از كجا به دست آورد تا برای سه چهار بار رفتن وبرگشتن به افغانستان در طی مدت در مان وپیگیری مسائل حقوقی خود ـ آن هم در بروكرواسی ادارات ایران ـ پرداخت نماید؟ حقیر شاهد جریمه شدن بخت برگشته ی یك افغانی به مبلغ سه میلیون تومان بوده ام كه با چه زحمت آن را تهیه كرد. از این جاست كه چنین افرادی بعد از آمدن قانونی به ایران با تمام شدن اقامت 45 روزه خود ، پاسپورت ها را به امان خدا رها كرده وبعد از اتمام كارها با معرفی خود به اداره اتباع به عنوان افراد فاقد مدرك ، عازم افغانستان می شوند. بدین جهت است كه آمار فاقدین مدرك بالا رفته وبعد از مدتی با بوق وكرنا اعلام می كنند كه طی سال جاری فلان تعداد فاقدین مدرك به افغانستان بازگشته اند !
البته واقعیت این است كه با حضور مهاجرین طی یك ربع قرن ، سرنوشت افغان ها ومردم ایران باهم گره خورده وبودن اماكن زیارتی درایران مزید بر علت شده است تا افغان ها برای آمدن به ایران اشتیاق بیشتری داشته باشند. از این جهت است كه جلوگیری از رفت وآمد افغان ها در ایران غیر ممكن است . بنا براین ، ضروری است كه مقامات مربوط راه حل مناسبی را سنجیده ، مشكلات موجود را حل نمایند.
نویسنده : محمد حسین فیاض
گرفته شده از سایت نیزار
والسلام
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ¬ هموطن سلام , جمعه 4 شهریور 1384
http://www.hamvatansalam.com/news41386.htm1

2 ـ http://shirhamid.persianblog.com/

3- روزنامه كیهان سه شنبه 24 خرداد 1384
4 ـ همان

5 ـ روزنامه اقتصاد ایران 30/5/1385
به نقل از كانون توسعه و تعاون افقانستان

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 16:31  توسط مهاجر  | 

ارزش عرق یک کارگر افغانی چقدر است؟

ارزش عرق یک کارگر افغانی چقدر است؟

نکته قابل توجه اینجاست که امسال یعنی سال "همت مضاعف و کار مضاعف"رهبر معظم انقلاب فرمود:عرق یک کارگر که در راه تامین معیشت خانواده ریخته می شود مساوی است با خون شهیدی که در راه اسلام شهید می شود.اگه بخواهیم اینجوری حساب کنیم ما مهاجرین افغانی چند برابر خون شهدا عرق ریختیم!!!

 نا گفته نماند که در دوران جنگ تحمیلی ایران با عراق افغانی های زیادی هم بودند که در جبهه شهید شدند وهمین الان من خیلی از جانبازان افغانی را می  شناسم که از بنیاد شهید پول دریافت می کنند.مثلا یکی از آنها فامیلهای خودم است.ولی تا به حال نامی از آنها نبرده اند!

در زمان جنگ تحمیلی مهاجرت افغان ها به ایران به نفع ایران بود چون در آن زمان ایران نیاز مبهمی به نیروی انسانی داشت.همینطور بعد از پایان جنگ افغان ها نقش مهمی در بازسازی شهرهای جنگ زده داشتند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 16:23  توسط مهاجر  | 

 

تصرف ایران توسط افغانستان در سال 2020

,این چیزی است که دانشجویان قمی در سایت شون نوشته اند.

رسم دنیا اینه مهاجر می دی مهاجر می گیری .

اگه دو یا سه میلیون مهاجر افغانی تو ایران است در عوض چندین برابر این رقم تو کشورهای پیشرفته دنیا ایرانی هست.اگه ما بعد از چند نسل و چند دهه زندگی تو ایران باز هم مهاجر به حساب می آییم ولی در عوض ایرانی ها با چند سال زندگی در کشورهایی که ضد ایران هم هستند شهروند اون کشور به حساب می آیند.

افغانی هایی که از آمریکا و اروپا به کشورشان بر می گردند همه تحصیل کرده هستند ولی افغانی هایی که از ایران بر می گردند اکثرا دیپلمه یا زیر دیپلم هستند.

اگر یادتان باشد چند سال بعد از حضور آمریکا در افغانستان و تشکیل حکومت کرزی تعداد زیادی از مهاجرین افغان مقیم ایران به کشورشان یعنی افغانستان بر گشتند.در آن سالها بود که مردم و مقامات افغانستان دیدند که مهاجرانی که از ایران به افغانستان می آیند از تحصیلات خوبی بر خوردار نیستند.

تا به حال چندین بار از مقامات ایرانی خارج از ایران پرسیده شد" که شما این وضعیت مهاجرین افغان را چکونه توصیف می کنید؟"ولی آنها برای جواب دادن به این سوال تفره رفتند. ما افغانی ها یک ضرب المثل داریم که می گه:چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.

حتی یک بار هم "خانم لینا روزبه "خبرنگار افغانی از آقای رییس جمهور احمدی نژاد در کنفرانس خبری که درسال۸۷ در نیو یورک برگزار شد پرسید:

که شما این سو رفتار با مهاجرینی که عین مذهب.فرهنگ.زبان شما را دارد چگونه توصیف می کنید؟اما در جواب آقای احمدی نژاد چیزی گفت که شاید شایسته یک رییس جمهور یک کشور ۷۰ میلیونی نباشد!!! اگر باور ندارید کلمه "لینا روزبه"را در گوگل سرچ کنید.

یکی بیاد به برادران ایرانی ما بگه که پدران ما از روی اجبار به ایران آمدند(گناه ما بچه های افغانی چیه که تو ایران به دنیا آمدیم و باید این همه تنه و کنایه را تحمل کنیم.)

هیچ کسی دوست نداره که تو غربت زندگی کنه و برای کسی ایجاد مزاحمت کنه.

خدا می دونه که چقدر ناراحت شدم وقتی که این مطالب را در سایت دانشجوهای قمی دیدم"ناسلامتی قم نقش بزرگی در اسلام داره شما بچه شیعه ها دیگه چرا!!!"

در این سایت جوری درباره ما افغانی ها نوشته اند که اگر یه غریبه بیاد این مطالب را بخونه فکر می کنه که افغانی ها مسیحی.یهودی.بت پرست یا کافر هستند.با با اکثر مهاجرین شیعه هستند .

این اولین باری نیست که من این جور مطالب را در سایت های ایرانی می خوانم.

 من به دلایلی به برادران ایرانی حق می دهم که نگران آینده کشورشان باشند ولی مطالبی که در این سایت نوشته شده است کاملآ ناعادلانه و از روی نداشتن درک مناسب در مورد مردم افغانستان است .:

۱ چون هم جمعیت ما رو به افزایش است .

۲ هیچ اطلاع رسانی درست و حسابی درباره سر گذشت مردم افغانستان و وضعیت زندگی آنها چه درکشورشان چه در ایران نشده است .

اینکه چرا دولت ایران از نشان دادن وبه تصویر کشاندن مشکلات مردم افغانستان ممانعت می کند دلایل زیادی دارد.

یکی از دلایل این است.

 اگر دولت ایران مشکلات مردم افغان را به مردم ایران نشان دهد با چه رویی می تواند به آنها اینقدر فشار بیاورد.

 

وقتی شما برادران ایرانی از وضعیت ما مردم رنج دیده افغانستان هیچ خبری ندارید و نمی دانید که ما چرا به ایران آمدیم و از چی فرار کردیم حق دارید که اینگونه درباره ما قضاوت کنید و ما را با صهیونیسم ها برابر کنید.

اگر دوست دارید از سرگذشت شیعه های افغانستان با خبر بشید واینکه چگونه مردم شیعه افغانستان در طول تاریخ در کشور خودشان نسل کشی می شدند.سری به کتاب های تاریخ افغانستان بزنید.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 16:11  توسط مهاجر  | 

توان‌ها و اولويت‌‌‌هاي اقتصادي افغانستان

عبدالخالق کریمیافغانستان دریای نعمت الاهی(اگر اتحاد کنیم)

مقدمه

افغانستان کشوري که بعد از دو دهه جنگ و ويراني اکنون با بنياد و ساختار ويران، به شدت مشتاق بازسازي و ترميم صدمات اين ويراني‌هاست.

در اين ميان با توجه به اقدامات جامعه بين المللي براي بازسازي و اعطاي کمک‌‌هاي مالي و نظامي در اين زمينه اين توجه و دقت را مي‌طلبد که نسبت به پروژه‌‌هاي بازسازي و اقداماتي که دولت اتخاذ مي‌کند، اولويت بندي شده و ملاحظه شرايط و امکانات و استعداد‌‌هاي کشور را در نظر بگیريم.

در اين مقاله ابتدا به بيان ظرفيت‌‌‌هاي اقتصادي بالقوه و مزيت‌‌هاي اقتصادي و ذخايرطبيعي ثروت‌‌هاي ملي کشور به طور مختصر اشاره می شود، در ادامه به بيان اولويت‌‌هاي اقتصادي، با توجه به اين شرايط خاص و ويژه کشور مي‌پردازيم. پرسش‌‌هاي مهمي که در اين تحقيق به دنبال پاسخ آنيم عبارتند از:

شرايط و ويژگي‌‌هاي خاص وتوانايي‌‌هاي ويژه و بالقوه اقتصادي افغانستان چيست؟

در مجموعه كلان بازسازي، چه پروژه‌ها و طرح‌‌هايي ارائه گشته است؟

براي رسيدن به رشد و توسعه اقتصادي کدام پروژه‌ها اولويت بيشتري دارند؟

قبل از پرداختن به اين بحث مناسب است تا شرايط و توان اقتصادي کشور را بررسي کرده و بعد با توجه به اين شرايط و امکانات ديدگاهي در اين زمينه ارائه دهيم.

شرايط ويژه و بالقوه اقتصادي افغانستان

به عنوان اولين ويژگي اقتصادي افغانستان به کشفيات جديد ذخاير نفت و گاز در شمال افغانستان مي‌توان اشاره کرد، که به گفته «محمد صديق»‌، وزير معادن و صنايع افغانستان نتيجه يک و نيم سال تحقيق مشترک کارشناسان افغان و آمريکايي اين بوده است که کشفيات جديد ذخاير نفت و گاز در شمال افغانستان 18 برابر چيزي است که قبلا پيش بيني مي‌شده است. و يک شرکت تحقيقات زمين شناسي آمريکا اعلام کرده‌اند که مقدار اين مواد به ۴۴۴ ميليارد متر مکعب گاز وبيش از يک و نيم ميليارد بشکه نفت مي‌رسد که در حوزه‌‌‌هاي آمو و مرز ميان افغانستان و تاجيکستان قرار دارد.[1]

او گفت: تحقيقات مشابه به منظور يافتن ذخاير جديد نفت در ساير ولايات از جمله هرات، فراه، جوزجان و بدخشان نيز آغاز شده است.

مقامات وزارت معادن و صنايع افغانستان مي‌گويند که کشف اين ذخاير سبب تشويق سرمايه گذاران خارجي و داخلي در اين زمينه شده و تاکنون بيش از دو صد شرکت براي کار روي اين پروژه به وزارت معادن و صنايع افغانستان درخواست داده اند.گفته مي‌شود ذخاير تازه کشف شده، کاملا دست ناخورده است.

بدين ترتيب احتمال دارد که اين کشفيات جديد شرکت‌‌‌هاي استخراج نفت و گاز را به سوي افغانستان بکشاند.

دکتر «منوچهر تکين»، از مرکز مطالعات جهاني انرژي در لندن در اين باره مي‌گويد:" اگر نتايج اين تحقيقات تأييد و عملاً اقدام به استخراج اين منابع شود، افغانستان مي‌تواند توليد نفتي به ميزان حدود ۳۰۰ هزار بشکه نفت در روز داشته باشد، که در اين صورت ميتواند بخش مهمي از نياز‌‌‌هاي داخلي اين کشور را تأمين کند".

معاون وزارت صنايع و معادن افغانستان محمد اکرام غياثي در مصاحبه با راديو دري گفت: بر اساس تحقيقات و مطالعات انجام شده معادن و ذخاير جديد گازي و نفتي که هر کدام به ترتيب داراي 15/6 تريليون فوت گاز و 1/6 ميليارد بشکه نفت مي‌باشند، در ولايات شمالي افغانستان کشف و تثبيت شده اند.[2]

آشنايي با مهمترين معادن فلزي افغانستان

افغانستان از نظر داشتن معادن با ارزش نيز توان اقتصادي بالقوه اي دارد که به طور خلاصه اشاره مي‌گردد.

معدن بزرگ آهن حاجي گک (آجيگک) در باميان

اين معدن که بزرگترين معدن آهن در افغانستان ومنطقه قلم‌داد شده، در شمال غربي کابل ودر شرق باميان واقع شده است.

معدن سرب فرنجل غوربند

اين معدن در 133 کيلومتري شمال کابل در درهّ ي غور بند واقع شده است و داراي سابقه تاريخي استخراج مي‌باشد. عيار سرب 9% وعيارروي 3% مي‌باشد. مقدار ذخيره قطعي 221هزارتن سرب مي‌باشد .

معدن سرب و روي بي بي‌گوهر قندهار

اين معدن در کوه بي بي گوهر قندهار در منطقه خاکريز قندهار (به فاصله 82 کيلو متري شمال قندهار) واقع شده است. در سال‌‌‌هاي 1949 و1950 اين معدن توسط کارشناسان کمپاني" موريسن" مورد حفاري و نمونه برداري قرار گرفته است.

معدن مس عينک لوگر[3]

معدن مس عينک در 3۰ کيلومتري شمال کابل در ولايت لوگر موقيعت دارد که به گفته مسئولان وزارت معادن و صنايع افغانستان به دو بخش مرکزي و غربي تقسيم مي‌شود و نزديک به ۱۳ مليون تن مس دارد که سالانه دوصد ميليون دلار به اين کشور مفاد مي‌رساند. آقاي عادل وزير معادن و صنايع افغانستان مي‌گويد معدن مس عينک لوگر از جمله معادن بزرگ مس جهان است که استخراج آن در غناي اقتصادي افغانستان بسيار موثر است.وي افزود: افزون بر اين دو بخش در قسمت‌‌‌‌هاي جوخر ودربند در نزديکي عينک نيز موجوديت مس تخمين شده است و در بخش مرکزي معدن عينک ۵ ميليون تن مس از نزديک به ۲۴۰ ميليون تن سنگ موجود استخراج مي‌شود و همچنين از بخش‌‌‌‌هاي جوخر و دربند نيز در حدود ۲ ميليون تن مس مي‌تواند استخراج شود."ولي گمان مي‌رود که اين رقم به بيش از ۲۰ ميليون تن هم برسد چرا که به گفته آقاي عادل، مطالعاتي که در اطراف معدن مس عينک انجام شده نشان مي‌دهد که در مناطق اطراف معدن مس عينک نيز مس وجود دارد.

معدن چشت شريف

معدن چشت شريف درحدود ١٨٠ کيلومتري شرق شهر هرات موقعيت دارد. بنابر معلومات ارايه شده ازسوي رياست معادن وصنايع هرات، با توجه به نتايج ارزيابي‌‌‌‌هاي انجام شده درسال ١٣٥٥ ، وجود چهار نوع سنگ مرمر(سفيد،نباتي،ابره وگرانيت ) با کيفيت بالا در چشت شريف به طول نيم کيلومتر وعرض صد متر وظرفيت نه و نيم ميليون متر مکعب به ثبوت رسيده است . اما مطالعاتى که اخيرا درآن منطقه صورت گرفته است طول اين معدن را بيشتر از بيست کيلومتر برآورد نموده است.

عليرغم استخراج غيرفني وضايعات زياد، بازار داخلي سنگ مرمر چشت شريف درهرات وبعضى ولايات همجوارهمچنان ارزشمند است تا جاييکه به گفته مسوولين رياست معادن و صنايع، هم اکنون هرمترمربع اين سنگ حدود ٢٤٠٠ افغاني بوده درحالي که نوع خارجي آن به کمتر از نصف اين قيمت به فروش مي‌رسد. هرات از لحاظ داشتن معادن مختلف ازجمله طلا، شيشه‌، آهن، مس و... ازجمله ولايات غني کشور بحساب مي‌آيد.

معادن لاجورد کران و منجان[4]

استخراج لاجورد و سنگ‌‌‌هاي قيمتي لاجورد از جمله احجار نيمه قيمتي است که از آن براي وسايل تزئيني مثل تزئين قصرها‌، اجناس قيمتي و نگين زيورآلات‌، استفاده مي‌شود. به گفته مقامات وزارت معادن‌، با استخراج لاجورد معادن کران و منجان که از جمله بهترين لاجوردهاي دنياست‌، سالانه مليون‌ها دالر عايد دولت افغانستان مي‌شود. به گفته سخنگوي وزارت معادن، بهترين معادن لاجوردي که جهان با آن آشنايي دارند‌، در آمريکايي جنوبي است ولي لاجورد افغانستان بالاتر از لاجورد امريکاي جنوبي است . لاجورد افغانستان حتي در قسمت‌‌‌‌هاي تزئيني تابوت‌‌‌‌هاي فراعنه مصر نيز ديده شده است . مقدار لاجورد معادن کران و منجان تا بحال مشخص نشده است ولي دولت مي‌تواند با استخراج فني لاجورد اين معادن‌، ساليان متمادي درآمد گزافي نصيب کشور نمايد و از قاچاق آن به پاکستان نيز جلوگيري نمايد.

معادن طلاي افغانستان

بطور کلي معادن طلاي افغانستان در بدخشان، قندهار و غزني شناسايي شده‌اند و عبارتند از:

1- معدن طلاي "راغ " بدخشان

2- معدن طلاي "سمني" تخار

3- معدن طلاي " زر کشان " در مقر غزني

4- معدن طلاي "کهنه سنگ " زابل

علاوه بر اين در حوزه رود خانه کوکچه (بدخشان )مقدار زيادي طلا به صورت زر شويي استحصال مي‌گردد.

اورانيم[5]

نيرو‌‌‌هاي آمريکايي بهره برداري از معادن اورانيوم افغانستان را شدت بخشيده اند. براساس اين گزارش نيرو‌‌‌هاي آمريکايي در اطراف فرودگاه کابل، هلمند و چند منطقه ديگر اورانيوم کشف کرده و فعاليت آنها براي کشف مناطق ديگر و استخراج آن ادامه دارد. گفته مي‌شود اورانيوم افغانستان از مرغوبترين نوع اورانيوم جهان است.

ذغال سنگ دره صوف[6]

به گفته انجنير نظر محمد معاون تصدي ذغال سنگ دره صوف مقدار ذخاير ذغال سنگ دره صوف بيشتر از يکصد و پنجاه مليون تن تخمين گرديده است.[7]
اين معادن در منطقه دهنه تور شب پاشک دره صوف موقعيت داشته که يک کيلو گرم آن مي‌تواند از هفت هزار و سه صد الي هشت هزارو دو صد کيلو کالري حرارت توليد کند. متخصصین کمپنی کزنیز ست مینرال کشور قزاقستان معدن ذغال سنگ دره صوف را بخاطر تولید انرژی برق عالی و مساعد ارزیابی کرد.

ميادين نفتي و گازي اثبات شده در شمال[8]

1. ميدان انگوت

اين منطقه در شش كيلومتري شهر سرپل در قسمت فوقاني يك چين خوردگي با ارتفاع 1002 متر واقع شده است. اين چين خوردگي به ابعاد 5/6×12 كيلومتر داراي زواياي يال40- 30 درجه مي‌باشد كه در قسمت گنبدي آن سنگ آهك بخارا در سطح زير رخنه نموده است. در اين حوضه تا كنون14چاه اكتشافي حفر گرديده است كه به عنوان مثال چاه شماره 8 در عمق1080متري به نفت رسيده و با مقدار استخراج70 تن در روز تثبيت گرديده است. ذخيره كلي اين ميدان در حدود4 ميليون تن ارزيابي شده است.

2. ميدان آق دريا

اين ميدان در چهار كيلومتري شرق شهر سرپل در ولايت جوزجان و هشت كيلومتري ميدان انگوت واقع شده است. ابعاد تقريبي اين ميدان 5/1×5/9 كيلومتر است كه اولين چاه اكتشافي در21 ماه مي1974در آن حفر گرديد و ذخيره كلي اين ميدان در حدود 2ميليون تن برآورد شده است.

3. ميدان گازي خواجه برهان

اين منطقه در35 كيلومتري جنوب شرقي شهر شبرغان واقع گرديده است. ابعاد منطقه چين خورده5/2×7 كيلومتر مي‌باشد.در سطح چين خوردگي، تركيب شيميايي گاز اين ميدان داراي 92 % متان مي‌باشد و بقيه حجم آنرا هيدروكربن‌‌‌‌هاي ديگر تشكيل مي‌دهد. ذخيره كلي اين ميدان در حدود 4 تا 5 ميليارد متر مكعب تخمين زده شده است.

4. ميدان گازي يتيم تاق

ميدان گازي يتيم تاق يكي از بزرگترين ميدان‌‌‌هاي گازي منطقه شبرغان است كه مجموع ذخيره آن در حدو20تا25ميليارد متر مكعب مي‌باشد. در جريان حفاري چاه شماره 4 اين ميدان به دليل عدم رعايت استاندارد‌‌‌هاي حفاري و عدم تعيين دقيق فشار داخلي مخزن، كليه تأسيسات حفاري در اثر انفجار چاه منهدم گرديد. اين حادثه باعث آزاد شدن گاز و آتش سوزي گرديد كه قريب به يكسال ادامه يافت تا بالاخره با روش‌‌‌هاي مختلف از جمله تزريق مواد و گذاشتن سرپوش فلزي آتش سوزي چاه مهار شد.

5. ميدان گازي خواجه گوگردك

اين ميدان در22-19كيلومتري جنوب شرقي شهر شبرغان قرار دارد. ابعاد اين ميدان در حدود5× 9 كيلومتر مي‌باشد كه حاوي گاز ترش و شيرين است. ذخيره كلي اين ميدان در حدود8/46ميليارد متر مكعب تخمين زده شده و بهره‌برداري از آن از 21اكتبر1967آغاز شده است. در سال1973، 28حلقه چاه جهت استخراج و بهره برداري گاز حفر گرديد و تا سال1975 به32حلقه افزايش يافت. بخشي از گاز توليدي اين منطقه از طريق خط لوله به شوروي سابق صادر مي‌شد و بخشي ديگر از آن به كارخانه كود و برق مزار شريف منتقل مي‌گرديد. ذخيره گاز ترش خواجه گوگردك در حدود4/18 ميليارد متر مكعب و گاز شيرين آن در حدود 37 تا38 ميليارد متر مكعب ارزيابي شده است.

6. ميدان گازي جرقدوق

اين ميدان در حوضه گازي شبرغان واقع شده است و ذخيره گاز آن41ميليارد متر مكعب ارزيابي شده است .

علاوه بر ميدان‌هاي ذكر شده‌، مناطق نفت و گاز خيز ديگري نيز در اين ناحيه شناسائي شده‌اند كه ميتوان به حوضه دشت ليلي, حوضه آقچه, حوضه محمد جان خان دگر, حوضه بلخ, حوضه غورماچ,حوضه علي آباد, حوضه بازار كلي ,حوضه كلفت و حوضه جنگل كلان اشاره نمود.

7. رودخانه‌‌‌‌هاي افغانستان [9]

رودخانه‌ها در حقيقت شريان‌‌‌هاي حياتي اقتصاد يک کشور مي‌باشد و در توسعه و شکوفايي اقتصاد از مهمترين منابع و توان اقتصادي آن کشور به شمار می‌رود. اما مهمترين رودخانه‌‌‌‌هاي کشور عبارتند از:

1- آمودريا (جيحون) از کوه‌‌‌هاي پامير سرچشمه گرفته و حدود 1126 کيلومتر از آن در قسمت مرز‌‌‌هاي شمالي کشور با تاجيکستان، ازبکستان و ترکمنستان مي‌باشد و قسمت‌‌‌‌هايي از آن قابل کشتيراني است در سواحل آن رودخانه شيرخان بندر و بندر حيرتان قرار گرفته، که کالا‌‌‌هاي صادراتي يا وارداتي افغانستان به ممالک آسياي ميانه از اين طريق مبادله مي‌شود. جيحون داراي آبشار‌‌‌هاي متعدد است و براي توليد نيرو‌‌‌هاي هيدروليک قابل استفاده است.

2- هيرمند (هلمند): از کوه‌‌‌هاي پغمان در غرب کابل سرچشمه گرفته و 1400 کيلومتر طول دارد و در جنوب غربي افغانستان قسمت کمي از مرز مشترک ايران و افغانستان را تشکيل مي‌دهد و مهمترين منبع تامين آب درياچه‌‌‌‌هاي سيستان و بلوچستان و اراضي زراعي شمالي آن است.

3- هريرود: از کوه بابا در مرکز افغانستان سرچشمه گرفته، از هرات مي‌گذرد و در شمال غربي کشور اندکي از مرز مشترک ايران و افغانستان را تشکيل داده سرانجام در ريگزار‌‌‌هاي ترکمنستان فرو مي‌رود. 1230 کيلومتر طول داشته و داراي آبشار‌‌‌هاي متعدد است و براي توليد نيروي برق مناسب است. هريرود از رودخانه‌‌‌‌هاي معروف افغانستان است وسعت حوزه آبريز اين رودخانه در افغانستان، ايران و تركمنستان ‪ ۵۴هزار كيلومتر مربع است.

4- کابل رود: از کوه‌‌‌هاي شرقي سرچشمه گرفته از وسط دو شهر مهم «کابل» و «جلال آباد» عبور کرده وارد خاک پاکستان مي‌شود و به رود «سند» مي‌ريزد.

به گفته وزير انرژي وآب افغانستان ، افغانستان از حدود هفتاد وپنج ميليارد متر مکعب آب تنها از بيست و سه ميليارد متر مکعب آن استفاده مي‌نمايد.[10]

افغانستان با داشتن ارتفاعات زياد و كوه‌‌‌‌هاي سربه فلك كشيده و بلند داراي دريا‌ها و آبشار‌‌‌هاي زيادی است که براي توليد برق منابع اقتصادي لازم و بسيار مقرون به صرفه مي‌باشد.

صادرات فرش افغانستان

افغانستان از صادر کنندگان قديمي فرش در جهان است. اين توان بالاي اقتصادي مي‌تواند يكي از فرصت‌‌‌‌هاي ارزشمند در مسير توسعه اقتصادي باشد. از وضعيت صادرات فرش افغانستان در سال‌‌‌‌هاي اخير به دلايل شرايط سياسي خاص اطلاعي در دست نيست. اما بر اساس آخرين آمار و اطلاعات موجود در سال 1980 مقدار توليدات 000/440 متر مربع به ارزش 72 ميليون دلار بوده است.

بر اساس اطلاعات سال‌‌‌‌هاي گذشته مهم ترين منطقه براي جذب فرش‌‌‌‌هاي افغاني از نظر مقدار، آسيا و از نظر ارزش اروپا بوده است. کشور‌‌‌هاي اروپايي عمدتاً خواهان فرش‌‌‌‌هاي گرانقيمت و کشور‌‌‌هاي آسيايي و کشور‌‌‌هاي آمريکايي خواستار فرش‌‌‌هاي نسبتاً ارزان قيمت افغاني بوده اند. از ميان کشور‌‌‌‌هاي آسيايي عربستان سعودي و کويت و از ميان کشور‌‌‌هاي اروپايي آلمان و سوئيس مهم ترين وارد کنندگان فرش‌‌‌‌هاي افغاني مي‌باشند.

هر چند فرش‌‌‌‌هاي افغاني ريشه در سنت‌‌‌هاي قديمي فرشبافي افغانستان دارد، اما به عنوان محصولي کاملاً جديد مطرح هستند. فرش‌‌‌هاي جديد با توجه به سليقه مصرف کنندگان و روند کلي موجود در بازار‌‌‌‌هاي جهاني فرش، طراحي و توليد مي‌شود. افغانستان قرنهاست توليد کننده فرش‌‌‌هايي است که به خاطر ظاهر بخصوصشان شهرت يافته اند. اما فرش‌‌‌‌هاي افغاني که بر اساس طرح‌‌‌هاي جديد بافته مي‌شوند. با محصولات سنتي و قديمي تفاوت‌‌‌‌هاي اساسي دارند.[11]

در چند سال اخير‌، فرش‌‌‌هاي ساخته دست‌‌‌هاي زحمتكش هم‌ميهنان‌مان جايگاه ويژه اي در ميان فرش‌‌‌هاي دستباف صادراتي پاکستان به دست آورده اند و نه تنها بازار‌‌‌‌هاي آمريکا‌، بلکه بازار اروپا نيز علاقه روزافزوني نسبت به اين گونه فرشها نشان مي‌دهد و به نظر متخصصان‌، اين روند در سال‌‌‌هاي آتي نيز ادامه خواهد يافت.

به گزارش خبرگزارى دولتى باختر افغانستان[12]، هدايت امين ارسلان، مشاور ارشد رئيس جمهور و وزير تجارت افغانستان، درباره صادرات فرش افغانستان گفت: فرش از اقلام مهم صادراتى اين كشور بوده و دولت در جهت فراهم آوردن زمينه هاى لازم براى بافنده‌گان و صادركنندگان فرش تلاش همه جانبه مى كند.

امين ارسلان از باز شدن درهاى واردات كشورهاى كانادا و آمريكا به روى فرش افغان خبر داد که در نتيجة تلاش هاى وزارت تجارت، بازارهاى اين كشورها به روى فرش هاى افغان گشوده شده است.

اين در حالى است كه در سال ۱۳۸۱ ميزان صادرات فرش افغانستان ۸۸ هزار متر مربع بود، ولى سال ۱۳۸۳ اين رقم به ۵/۱ ميليون مترمربع و در سه ماه اول سال جارى ۵۰۰ هزار مترمربع بوده است.

تاسيسات برق آبي افغانستان

يكي ديگر از توان‌‌‌هاي اقتصادي كشور تاسيسات برق آبي مي‌باشد و خوشبختانه افغانستان تعداد زيادي فابريكه‌‌‌‌هاي توليد برق آبي دارد كه با اعمار آنها مي‌توان بخش مهمي از نياز‌‌‌هاي مربوط به تامين انرژي برق را برطرف كرد. اين تاسيسات مهم كه در گذشته قابل بهره‌برداري بوده‌اند بخش مهمي از منابع و توان اقتصادي كشور هستند. اما مهمترين آنها به قرار ذيل است:

فابريكه برق جبل السراج

در سال‌‌‌هاي 1290 و 1293 ه. ش به كمك متخصصين انگليسي نقشه برداي شد و با نصب دو توربين به ظرفيت 1500 كيلووات در سال 1300 ه.ش به فعاليت آغاز نمود.

دستگاه‌‌‌‌هاي برق چك وردك

در جريان سال‌‌‌هاي 1319 و 1324 دو بند برق آبي يكي در وردگ و ديگري بالاي درياي كندز تاسيس گرديد. بند برق چك وردگ كه 2900 متر بلندتر از سطح دريا اعمار گرديد آب دريا از ارتفاع 28 متر بالاي توربين آن مي‌ريخت. اين دستگاه داراي سه توربين بوده و ظرفيت آن به 3000 كيلووات مي‌رسيد.

دستگاه توليد برق پلخمري

نخستين دستگاه برق پلخمري كه در سال 1320 به فعاليت آغاز نموده بود داراي ظرفيت 4800 كيلووات برق بود.

بند نامبرده بالاي درياي كندز در شمال هندوكش موقعيت داشته و 600 متر بلندتر از سطح دريا تاسيس گرديد. آب دريا از ارتفاع 107 متر بالاي توربين ميريخت كه اندازه آب در اين قسمت به 60 متر مكعب در ثانيه مي‌رسيد.

دستگاه برق سروبي

بند برق سروبي 25 كيلومتر دورتر از نقاطی كه درياي پنجشير و كابل با هم يكجا مي‌شوند، به ارتفاع 1596 متر از سطح دريا تاسيس گرديد. اين دستگاه در گذشته با داشتن دو توربين كه هر كدام آن ظرفيت توليد 1100 كيلووات برق را داشتند و توليدات مجموعي آنها 2200 كيلووات مي‌رسيد. بند برق سروبي دو امتياز مهم دارد:

اول اينكه مركز كابل و مراكز صنعتي نزديك آن واقع شده و ديگر اينكه مجراي درياي كابل در قسمت تنگه ابريشم واقع گرديده و داراي طول و شيب زياد مي‌باشد كه با داشتن اين وضع طبيعي مي‌تواند در هر چند متر شيب سركوب كند و بدين ترتيب امكان دارد از بند موجود براي به كار اندازي دستگاه‌‌‌‌هاي دوم و سوم و چهارم نيز استفاده شود. به اين معني كه قسمت‌‌‌‌هاي پائيني طوري ساخته شده‌اند كه بدون آنكه به دريا سرازير شود با اعمار كانال‌‌‌هاي دوم و سوم آب به توربين‌‌‌‌هاي دوم و سوم بريزد و دستگاه‌‌‌‌هاي نامبرده فعال گردد.

بند برق نغلو

بند برق نغلو در 70 كيلومتري شرق كابل و يا در 10 كيلومتري بند برق سروبي يك و نيم كيلومتر دورتر از نقطه تقاطع درياي كابل و پنجشير واقع مي‌باشد كار تعمير آن در سال 1339 شروع و در ماه جوزاي سال 1346 تكميل گرديد.

دستگاه برق نغلو از دستگاه‌‌‌‌هاي بزرگ و مهم افغانستان به شمار مي‌رفت در ابتدا با نصب سه توربين ظرفيت توليد آن 76000 كيلووات پيش‌بيني گرديده بود اما با نصب توربين چهارمي توليد آن به 97500 كيلووات افزايش پيدا كرد.

بند نغلو 106 متر ارتفاع دارد كه ذخيره آب آن به 530 مليون متر مكعب بالغ مي‌گردد و تقريبا به مساحت 16 كيلومتر مربع زمين را در بر مي‌گرفت.

دستگاه برق ماهيپر

فاربريكه برق ماهيپر در 40 كيلومتري شرق كابل واقع شده است كار ساختماني آن در سال 1343 آغاز گرديد از طرح مقدماتي اين پروژه پيدا بود كه دستگاه توليد برق ماهيپر بدون تعمير ذخيره آب اين امكان را دارد كه با ارتفاع 300 متر به كار انداخته شود و قدرت توليد 60000 كيلووات برق را داشته باشد.

موقعيت استراتژيك جغرافيايي

يكي از امتيازات اقتصادي افغانستان موقعيت استراتژيك جغرافيايي آن و مسير اتصال آسياي ميانه به جنوب و از همه مهمتر مسير خط لوله گاز تركمنستان - افغانستان – پاكستان است كه سالانه ۲۰ ميليارد متر مكعب گاز طبيعى را از حوزه گازى «دولت آباد» در جنوب شرقى تركمنستان حمل خواهد كرد.

شركت آمريكايى «يونوكال»، صاحب قبلى حوزه دولت آباد(تركمنستان)، در اكتبر سال ۱۹۹۷ اعلام كرده بود كه اين حوزه حاوى بيش از ۷۰۸ ميليارد مترمكعب گاز طبيعى است.

هزينه احداث اين خط لوله از مرز بين تركمنستان و افغانستان تا مولتان حدود ۲‎/۹ ميليارد دلار و از آنجا تا مرز هند حدود ۶۰۰ ميليون دلار برآورد شده است.

اجراى اين طرح درمقايسه با طرح خط لوله گاز ايران - پاكستان - هند، با توجه به حمايت بانك توسعه آسيا از آن، راحت تر خواهد بود.

بنابه گفته اين مقام‌ها، طرح خط لوله گاز تركمنستان - افغانستان - پاكستان - هند همچنين باخطر تحريم شركت‌هاى مالى و فنى آمريكايى و اروپايى مواجه نخواهد بود. لذا در موقعيت فعلي يكي از پروژه‌‌‌‌هاي مهم اقتصادي براي اقتصاد نوپاي افغانستان است كه درآمد سرشار اقتصادي و اشتغال داخلي و خدمت گازرساني را در محدوده‌ي وسيعي از ولايات افغانستان را به دنبال خواهد داشت.

اولويت بندي پروژه‌ها و طرح‌‌‌هاي اقتصادي در کشور

از زمان تشکيل دولت و اعطاي کمک‌‌‌‌هاي بين المللي به افغانستان و آغاز پروژه‌‌‌‌هاي بازسازي در اين کشور دو ديدگاه در اولويت بندي اتخاذ طرحها و سياست‌‌‌‌هاي اقتصادي وجود داشته است.

گروهي از کارشناسان اقتصادي مثل دکتر رمضان بشردوست، وزير پلان در كابينه قبلي آقاي كرزي قايل به اولويت دادن به طرح‌‌‌‌هاي زراعتي و سد سازي و مهار آب‌‌‌هاي افغانستان هستند. وي در اين باره مي‌گويد: افغانستان مي‌تواند يك كشور خوب زراعتي و صنعتي باشد بخاطر اين كه در افغانستان ميلياردها مترمكعب آب جاري و منابع آبي خوبي وجود دارد و از غني ترين خاك دنيا براي زراعت برخوردار است و بيشتر مردم افغانستان هم پيشه و شغل شان كشاورزي و زمينداري مي‌باشد. از طرف ديگر اگر صنعت سدسازي در كشور ترويج شود مي‌توان هزاران هكتار زمين را سيراب كرد و باغات پرباري را به وجود بياوريم و مردمي كه از بيكاري رنج مي‌برند و هيچ گونه سرمايه اي هم ندارند، مي‌توانند در بخش كشاورزي مشغول به كار شوند و افغانستان مي‌تواند از عايدات و درآمد‌‌‌هاي خويش كشور را آباد نمايد. اگر سد‌‌‌هاي آبی احداث شوند، علاوه بر آبياري مزارع كشاورزي مي‌توان انرژي برق كشور را تأمين نمود كه بدون احداث نيروگاه‌هاي برق امكان صنعتي شدن كشور ممكن نیست. امروز دولت افغانستان و جامعه بين المللي ميليون ها دلار را صرف مي‌كند و ژنراتور‌‌‌هاي بزرگ ديزلي براي توليد برق را مي‌خرد در حالي كه نمي تواند سوخت مورد نياز آن را تأمين و تهيه نمايد.[13]

اما در مقابل گروهي ديگر اولويت را به طرح‌‌‌هاي صنعتي داده و از سياست تقدم تجارت بر صنعت در برنامه دولت انتقاد مي‌کنند. در اين باره داكتر جليل شمس وزير اقتصاد افغانستان مي‌گويد :تمامي سرمايه گذاري‌هاي خصوصي، به جاي رشد صنعت، بر تجارت متمرکز شده است. .[14]ايشان اولويت را براي صنعت و رشد صنعتي قايل است.

در مقابل ديدگاه ديگري مبني بر رشد متوازن توسعه اقتصادي در همة زمينه‌هاي اقتصادي وجود دارد که ديدگاهي مناسب‌تر مي‌باشد.

آقاي جامي زاده، معين وزارت اقتصاد در اين باره مي‌گويد: زماني كه سكتور‌‌‌هاي زيربنايي به اجراء درآمد حلال مشكلات بسياري از بخش‌هاي ديگر خواهند شد و درحقيقت ترقي وانكشاف مملكت با رشد و توسعه بخش‌‌‌هاي زيربنايي كشور ممكن خواهد بود. دولت بايد تلاش كند تا عوايد داخلي را رشد دهد و اين كار وقتي انجام خواهد شد كه بخش‌هاي زير بنايي كشور اعمار شود و توسعه يابد. تا زماني كه معادن افغانستان استخراج و مورد بهره برداري قرار نگيرد، زراعت افغانستان و صنايع كشور رشد و انكشاف نيابد و هيچ گاه به خود كفايي نخواهيم رسيد. درقدم دوم موضوع انرژي و تأمين آب در كشور از اولويت‌هاي كاري دولت مي‌باشد كه باحل شدن مشكل كم‌آبي مشكل زراعت افغانستان نيز حل خواهد شد و مي‌دانيد كه افغانستان به توسعه متوازن همه بخش ها نياز دارد. [15]

نتیجه

با ملاحظه اين ديدگاه‌ها که به سه اولويت زراعت، صنعت و رشد متوازن اقتصادي تاکيد دارد به نظر مي‌رسد که ما مي‌توانيم به جاي پرداختن و صرف هزينه‌‌‌‌هاي ملي به توسعه و رشد متوازن در همة زمينه‌ها بپردازيم و با بررسي قابليت‌ها و توانايي اقتصادي کشور اولويت را به ترکيبي از اين پروژه‌ها به طور همزمان و همگام بپردازيم.

زيرا در کشوري مثل افغانستان که تمام زيرساخت‌‌‌‌هاي آن نياز به ترميم و بازسازي دارد، به توسعه متوازن همه بخش‌ها نياز دارد. واين مقوله از فاکتور‌‌‌هاي مهم توسعه اقتصادي است که در نظر گرفتن آن براي کشور لازم است.

افغانستان با داشتن قابليت‌‌‌‌هاي قابل توجه در زمينه زراعت ومنابع آبي کافي مي‌تواند توسعه پايدار کشاورزي را در اصول زير به اجرا درآورد : توسعه ظرفيت‌‌‌‌هاي بخش کشاورزي براي تامين نياز‌‌هاي داخلي و صادرات، بهبود مديريت جنگل‌ها، ايجاد نظام اعتبارات در بخش کشاورزي و روستايي، بهبود نظام بازاريابي، بهبود سيستم آبياري، متنوع سازي محصولات کشاورزي، ريشه کني بيماري‌‌‌هاي دامي، حفظ منابع طبيعي، سد سازي براي آبياري زمين‌ها و توليد برق و احيا و بازسازي بخش کشاورزي که همة اينها منتهي به رشد توليدات و افزايش اشتغال داخلي مي‌گردد.

اما در بخش صنايع زماني كه كار استخراج يك معدن را شروع مي‌كنيم يا هر كارخانه‌‌اي را كه به بهره برداري مي‌رسانيم، چه در بخش‌‌‌هاي خصوصي، مختلط و يا اشكال ديگر، علاوه بر درآمدزايي و بالابردن عايدات کشور چندهزار نفر را مشغول به کار مي‌کنيم و سطح اشتغال داخلي را بالا مي‌بريم . از همه مهمتر از منابع موجود و ثروت‌‌هاي زيرزميني کشور استفادة بهينه صورت گرفته و از رکود سرمايه‌‌‌هاي کشور جلوگيري به عمل مي‌آيد.

دولت در اين شرايط که کمک‌هاي خارجي به کشور سرازير شده است، بايد تلاش كند تا عوايد داخلي را رشد دهد و اين كار وقتي انجام خواهد شد كه بخش‌‌‌هاي زير بنايي كشور بازسازي شده و توسعه يابد. در کار اين اولويت بندي سه شرط اساسي زير براي موفقيت اين پروژه‌ها لازم و ضروري مي‌باشد.

شرط اول: وجود يك برنامه توسعه اقتصادي دقيق و منظم که اولويت‌ها در آن در نظر گرفته شده باشد.

شرط دوم: بودجه كافي براي اجراي طرح‌‌هاي انكشافي و زيربنائي که سهم عمدة آن از طريق کمک‌‌‌هاي بين‌المللي طبق وعدة جامعة بين المللي در کوتاه مدت تامين شده است.

شرط سوم: سازماندهي و مديريت دلسوز و كارآمد، که از طريق ملاک شايسته سالاري در تمام انتخابات ملي کشور اعم از انتخابات رياست جمهوري و مجالس شوراي ملي و سنا و شوراهاي ولايتي،از طرف آحاد مردم در نظر گرفته شود، تا افراد شايسته و دلسوز و متخصص به ارکان سياست‌گذاري و اجرايي کشور راه پيدا کنند.

پی نوشتها

 

[1] . http://www.nawaaye-afghanistan.net/

[2] . http://www.nawaaye-afghanistan.net

[3] . http://www.afghanistan.ru

[4] . http://alavigeo.blogfa.com/

[5] . http://alavigeo.blogfa.com/ مرضيه عديل در کابل- منبع بی بی سی)

[6] . . http://www.afghanpaper.com

[7] . http://www.afghanpaper.com/

[8] . http://alavigeo.blogfa.com/

[9] . http://fikri6.blogfa.com

[10] . http://www.nawaaye-afghanistan.net

[11] . اخبار فارکس far@ifcmarkets.com

. http://www.aftab.ir[12] /

[13] . ايرنا،گروه سياسي راديو دري، موضوع : سرنوشت بازسازي در افغانستان

[14] . http://www.paymanemeli.com/

[15] . ايرنا،گروه سياسي راديو دري، موضوع : سرنوشت بازسازي در افغانستان

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 15:55  توسط مهاجر  | 

مشکلات مهاجرین درگذشته و حال !

به گواهی تاریخ مهاجرت ها ی بنی بشر پس از کثرت اولاده ء آدم و حوا ( علیهم السلام )

در آغاز جهت پیدا کردن جای مناسب زندگی برای خود و حیواناتی را که اهلی سا خته بودند روا ج

داشت اما هر چه زمان گذشت نفوس انسان ها فزونی گرفت جنجال و کشمش های هم در بین خود

این افراد که در حقیقت فرزند یک زوج اولی بودند بخاطر تملک سرزمینهای حاصلخیزوآبهـــــای

شیرین روی زمین افزایش یافت و این کشمش ها بعضا ً سبب جنگهای قبیله یی بین آنها شده قبیلــــه

زور مند همه چیز را تصرف کرد و قبیله ء کم زور شکست خورده مجبور به مها جرت از محـــــل

مسکونی شان به جا های دیگر شدند گاهی قهر مهار نا پذیر طبیعت نـیز مثل سیلاب مــــــــــد حش

آتش سوزی دشت های و سیع پر از جنگلات , فعال شدن آتش فشان ها و زمین لـرزه هـا با عــــــث

میگردید تعداد بیشتر طوایف قبا یل سرزمین بود و باش معین شان به نقاط مختلف سرزمین هـا ی

نا شنا س و گاهی به حیطه تملک دیگران به قسم مهاجر پراگنده شوند .

این مهاجرت ها تا ختم جنگ اول جهانی همچنان در جهان بلاوقفه ادامه داشت علاوه بـــــر

تمام انگیزه و علت های قبلی مهاجرت , تصادمات امپراتوران و کشور کشایان افزوده شده بود کــه

مردمان عادی بخا طر زنده ماندن و حفا ظت جان اطفال شان از آسیب های جنگ مسلحانه قـــدرت

مندان به جا های میرفتند که دور از تا ثیرات جنگ بود .

در تمام این دوران مهاجرت ها ، خود مها جرین بودند که برای زندگی زاد راحله پیدامیکردند

اما برای نخستین بار در جریان جنگ اول جهانی ( 1914-1918 )یک انسان خیر خواه و انســــــا ن

دوست بنا م (هانری دونانت اوترشی ) به حمایت هم فکرانش سازمان دستگیری از آسیب دیده گــــا ن

جنگ را تا سیس کرد که بعدها نام آنرا صلیب سرخ گذاشتند .

بعداز ختم جنگ جهانی دوم (1945 ) حدود پنجاه ملیون انسان از طرفین در گیــر جنگ د ر

قلمرو نظامی آنها جان با خته و بیشتر از این تعداد نیز زخمی و از منا طق مسکونی شان فرار کــرده

به کشور های دیگر روی آورده بودند .

موء سسه ملل متحد که با شرکت پنجاه کشور آزاد جهان در سال 1945 تا سیس شده بود بعـــد

از آن که در سا ل 1948 اعلامیه جهانی حقوق بشر را انتشار داد که در آن برده گی رسماً در سراسر

جهان ملغی اعلان گردیده بر تساوی حقوق کلیه انسانهای روی زمین تا کید شده بود در سال 1951 -

در یک کنفرانس انسان دوستانه در ژینو تعهد نامه ء را بخاطر حراست از مهاجرین و اعضای فامیل

آنها امضا ء کردند که نام آن بنام کنوانسیون بین المللی 1951 ژینو مشهور است .

در این تعهد نامه و کنوانسیون تمام مسایل مربوط به امر مهاجرت و این که چه کسی مها جر

و دارای حق پنا هنده گی به کشور های دیگر میبا شد و چه کسی بحیث مهاجر مهمان بصـــــــــورت

موقتی اقامت داشته با شند شرح و بسطی وجود دارد و تمام کشورهای امضا کننده ء این تعهد نامـــه

( کنوانسیون 1951 ژینیو ) در باره مهاجرین مکلف اند طبق احکام تذکار یافته در آن رفتارنما یند

ایران و پاکستان دو همسایه ء افغانستان نیز از امضا ء کنندگان این کنوانسیون بین المللــــی

هسستند و مکلفیت دارند در بر خورد با مها جرین در همه حال متن و احکام آنرا در نـظر داشتـــــه و

خلاف آن عمل نکنند .

جنگهای تحمیلی سه دهه اخیر در افغانستان و مخالفت های ذات البینی عده ء از بزرگـــــــان

اقوام و سران گروه های مذهبی , سیاسی و نظا می که آتش جنک را در افغانستان مشتعل نگه داشتند

بسیار ی از اشخا ص و خانواده ها بخاطر حفظ جان خود و اطفال شان مجبور شدند خانه و کا شانــهء

خودرا ترک گفته به کشور های دیگر مهاجرت نمایند .

پس از سقوط رژیم طالبان وروی کار آمدن حکومت به رهبری حامد کرزی که تحت الحما یهء

امریکا ومتحدین اروپائی آن قرار دارند ده ها هزار خانوار افغانها از ایران و پـا کستان که بیشــــتر از

مردم کشور میزبان زخم زبان دیده بودند حتی به پلان باز گشت دادن مهاجرین که از طرف نمـا یند ه

ملل متحد در کابل روی دست گرفته شده بود انتظار نکشیدند و ذوق زده به افغانستان بر گشتنـداز هــر

راه و بی راه خود را به منا طق مسکونی شان رسانیدند اما با تا سف ملاحظه کردند کـــه در محلات

شان هنوز امنیت وجود ندارد و حتی عده ء از اعضای فا میلهای مهاجرین باز گشته مورد تعجیـــز و

تعرض زور گویان محل قرار گرفتند که دولت هنوز توانایی مهارآنها و تامین امنیت ور سیده گی لازم

با کمک های عاجل به مهاجرین را نداشت , این خانواده های مهاجرین مجبورشدندازمحلات مسکو نی

روستای شان به مراکز شهر ها روی بیاورند به همین حساب حتی مهاجرین که خـانه های شـــــان در

اطراف کابل بود به شهر کابل وحومه آن متمرکز گشتند و نفوس کابل را دوبرابر افزایش دادند .

پاکستان نسبت مخالفتش با حکومت افغانستان بر سر خط دیورند و مسـا یل دیگر از یـــــک

طرف به اخراج مهاجرین افغان اقدام کرد واز جانب دیگر به تخریب کمپ های مهاجریـن که درزمان

هجوم شوروی به افغانستان (1980) ،برای اسکان مهاجرین سا خته شده بود آغاز کرد,ایران نـیزنسبت مخالفت با امریکا برای مشکل آفرینی به حکومت افغانستان و حامیان وی اقدام به اخراج مها جریـن

افغان از ایران و به تخریب خانه های آنها پرداخت.

ایران و پا کستان بیشتر ین منفعت از مدرک معاونت های مالی سازمـان ملل متحد بخــــــاطر

اعاشه و اباطه مهاجران را بدست آوردند و با پرداخت نازلترین دست مزدهــا به مها جـــرین دارا ی

توان کار ,آنها را به شدید ترین نحوی استثمار نمودند باز هم نظر به خصلت تعبیض گرایــانه شــــــان

با این مهاجرین زشت ترین رویه را در پیش گرفته اند و حتی دختران ایرانی که به ملا حظه شـها مت

و غیرت جوانان افغانستان با آنها ازدواج کرده اند به جرم این عمل موافق به اعلامیه جهــانی حقـــــوق

بشر شان , مورد باز جو یی ها و باز خواست های گوناگون قرار گرفته اندو حتی فرزنــدان حا صــــل

این ازدواج از طرف مسئولین ادارات دولت ایران ثبت و راجستر نگردیده است .

ایران که نسبت بلند پروازی هایش در منطقه تحت فشار گوناگون امریکا و متحد یـن آن قرا ر

گرفته است عقده های حقارت نا شی از عدم توانایی برخورد با آنها با اخارج کردن مهاجرین افغــان

وضرب و شتم و تخریب خانه و کاشانه ء آنها خواسته است خود را تسکین بدهد و ایـــن حرکـــــــت

ناشیانه ء حکومت ایران پس از سال 2004 میلادی شدت بیشتر گرفته است .

با آنکه ایران , افغانستان و نماینده ملل متحد توافق نامه ء راامضا کرده اند که در آن گفته شـده

طبق حکم کنوانسیون 1951 ژینیو هیچ کشور مهاجرین پناه جو را در صورتکه در وطن خود شا ن

احساس خطر جانی میکنند و داوطلب رفتن به کشور شان نیستند با یست اخراج نکـــنند, حکو مـــــت

ایران با تعهد شکنی آشکار با عمل غیر انسانی خود به اخراج اجباری مهاجرین دوام داده است .

منابع خبری ایران مثل( ایرنا ، جام جم) و غیره از تخریب خانه های مهاجرین افغان درشیراز

توسط بلدوزر ها سخن گفته اند این همان کاریست که ایران بار ها به اسرائیل انتقاد کرده و تخریـــب

خانه های فلسطینی را با بلدوزر عمل وحشیانه و غیر انسانی توصیف کرده است .

فرماندار شیراز با وقاحت گفته است مهاجرین افغان در بعضی از قسمت های این منطقـــــــه

حدود نود در صد سا کن این محلات بوده با فت جمعیتی آن را تغیر داده است .....

این گفتار آستاندار شیراز سخن نژاد گرایانه و مغایر سیستم های دولتی جهانیست چنانچه درامریکا و

کانادا مجموع مهاجرین بیشتر از افراد بومی آن قلمداد گردیده و حتی مها جرین در این کشور هــــــا

در ار گان های قانون گذاری , اجرایه و مقامات رفع دیگرقراردارند چنانچه سرکوزی رئیس جمــهور

فرانسه در حال حاضر یکی از مهاجرین است که غیر بومی گفته میشود و باراک او با ما یک سیــــــاه

پوست است که بحیث سنا تور و عضو حزب دموکرات در سنای امریکا ایفای وظیـفه میکرد کــــــه

اکنون بحیث کاندید ریا ست جمهوری امریکا در مبارزات انتخاباتی فعالیت دارد .

ایران هنوز هم خلاف شعا یر اسلامی ( انم ا لمومنون اخوت ) مهاجرین افغانستان را که همه

مسلمان و حتی عده ء قا بل ملا حظه ء آن اهل تشیع بوده با خود ایرانی ها هم مذهب و هـم عقیـــــده

هستند آنها را بیگانه میخواند و بجای آنکه اگر بعضی شان مریض اند مطابق مقـررات تذکـــــــا ر

یافته در کنوانسیون ژینیو آنها را تداوی نماید این مریضی آنها را دلیل برای اخارج آنها از خاک ایران

قلمداد میکنند .

آستان دار شیراز علناً از مردم خواسته است به مهاجرین افغانها خانه ء خود را بکرایـــــه و

اجاره ندهند که در صورت سر پیچی از این امر مجازات خواهند گردید و این شدید ترین عمل غیـــــر

انسانیست که از طرف مسلمانهای ایران در مقابل مسلمانهای افغانستان اعما ل میگردد.

اقدام به اخراج دسته جمعی مهاجرین افغانستان از ایران در حالی صورت میگیرد که کمیتــــه

بین المللی نجات در افغانستان نسبت گسترش نا امنی ها و کشته شدن تعداد از کار مندانش فعالیت

های خویش را در ماه اگست سال روان درافغانستان متوقف کرده است ,در کمیته بین المللی نجـــا ت

ده مامور خارجی و بیشتر از پنجصد نفر از افغانها کار میکردند .

نسبت اوضاع رو به وخامت افغانستان حضور سه صد نفر از جوانان افغــــــان از منا طــــق

مسکونی شان فرار کرده به قلمرو بریتانیا پناهنده شده اند , طبق اطلاع رسانه ها در سال گذ شتـــــــــه

1633 – نفر غیر نظامی در اثر حملات غیر مترقبه نظامیان و جنگجویان متخاصم درافغانستــــان

کشته شده اند که اینگونه قتل های غیر نظامیان در سال جاری تا ماه اگست 929 نفر بوده اســـــــت

بتاریخ 21 – اگست رسانه های خبری از مصیبت دیگری در ایران خبر داد که در اثــــــــــر

واژگون شدن یک عراده موتر بار بری در سر زمین شیراز 30 نفر مهاجرین افغان کشته و83 نفـــــر

زخمی گردیده اند .

مقامات امنیتی ایران گفته اند هنوز حدود یکنیم ملیون مها جر افغانستان در قلمرو ایران زندگی

میکنند که بر رسی مدارک و اسناد اقامت آنها آغاز شده است در صورت عدم مجوز قا نونی بـــــرای

اقامت , آنها دستگیر و زندانی خواهند شد و یا رد مرز میشوند و این تهدید و ایجاد رعب وو حشــــت

و افزایش فشار روحی و روانی بالای مهاجرین است که با قانون بین المللی و انسان دوسـتی منافا ت

دارد .

رئیس اداره مهاجرین ایران میگوید از این پس هر مهاجر افغان که مجوزنداشته باشد دسـتگیر

و مدت پنج سال در کمپ های اجباری زندانی خواهند شد او میگوید مهاجرین غیر قانـونی افغــــــا ن

روزانه پنج ملیون دالر برای دولت ایران از لحاظ مصارفات ضررمیرساند و پولیکه ملل متحد برا ی

مصارفات آنها میدهد نا کافیست .

اداره مهاجرین ایران در حا لی این سخنان را ابراز میدارد که قرار گفــتار مهاجرین افغــــان,

ادارات ایران حتی یک تومن را هم برای مهاجر ین مصرف نمیکنند تمام اعاشـه و اباطه شــــــــــا ن

بدوش خود مهاجرین است که کار میکنند و زندگی روز مره ء خود را تامین مینمایند .

اعتراف اداره مهاجرین به اخذ پول مصارف مهاجرین از ملل متحد منفـعت طلبی ایــران از

حضور مهاجرین در خاک ایران را ثا بت میکند و کشوریکه حق المهاجرین از ملل متحد اخذ مینما ید

صلاحیت اخراج مهاجرین را بدون اذن و اجازهء ملل متحد ندارند و اخراج اجباری و دســته جمعــی

مهاجرین در آستانه ء زمستان در حقیقت تمنای ملیون ها دالر پول اضافی از ملل متحد برای اجـاز ه

اسکان مهاجرین افغانستان در کشور ایران است .

وقتی پنج ملیون دالر صرف یک روزه مها جرین افغانستان با شــد ایران میخواهد بگو یـــــــد

که سا لانه یکصد و هشتا و سه ملیون دالر با ید به ایران بخـــاطر مرا قبت از مهاجرین افغــــان داده

شود, واین کمال بی انصافیست که به مهاجرین افغانستان هیچ پـول مصرف نکرده صرفا ًبرای اجا ره

بهای محل بودو با ش آنها این مبلغ هنگفت از ملل متحد مطالبه گردد .

در نتیجه ء اخراج گروهی مهاجرین افغان از ایران در سال گذشته فشار سیاسی بــــروزا رت

خارجه و وزرات مهارجین افغانستان وارد شـد که در نتیجه از طرف پارلمان وزیر مهاجریــــــــــن

استیضاح واز کار بر طرف گردید .

امسال نیز مقامات وزارت خارجه و مهاجرین افغان با مقامات ایرانی تماس های رسمی بـــر

قرار کرده و خواسته اند که با مراعا ت معیار های بین المللی و تعهد نامه های شان ازاخراج دســتـه

جمعی مهاجرین بصورت اجبار خود داری نمایند .

در زمان جنگ با شوروی در قلمر و پاکستان سه صد و شصت و پنج کمپ مهاجریـن وجــود

داشت که از طرف ملل متحد و جامعه جهانی مصارفات سرپنا ه و ابا طه و اعاشه آنها به حکومــت

پاکستان پرداخت میشد و هنوز در پا کستان از مجموع این کمپ ها در هفتاد کمپ , مهاجرین حضور

دارند که حکومت پا کستان نیز بخاطر خصومت با دولت افغانستان چهار کمپ مهاجرنشین را درسال

روان بست که مهاجرین سا کن در این کمپها آواره گی های فروانی را متحمل شدند .

در چنین حالی صدها خانوار قبا یلی قلمرو پاکستان در اثر جنگها ونا آرامی ها درمناطــق آن

کشور در ولایات جنوب و شرق افغانستان و از جمله در کنر سرازیر شده اند این موضـوع همــــــان

ضرب المثل یکجا شدن ( تشنه و گشنه ) را در اذهان تداعی میکند .

دولت افغانستان که در ظرف شش سال در قدرت بودنش از هزاران خواسته ء مردم یکی را

برآورده نکرده و یا نتوانسته است، سرازیر شدن قبا یل پاکستانی در افغانستان مشکلی دیگریست کــــه

از لحاظ امینت , بود با ش , خرچ و خوراک بر مشکلات دولت افغانستان می افزاید که جرقه های آتش

این مشکلات در بدخشان , تخار ومناطق دیگر در شمال و مناطق مرکزی افغانستان به چشم میخــورد

پیشنهاد من به دولت ایران و پاکستان این دوکشورمسلمان وهمسایه افغانستان اینست کــه اخرا ج

دسته جمعی و اجباری مهاجرین افغانستان رامتوقف نموده درهرحال بحیث مسلمان(انم المـــــــومنـون

اختوت) را در نــظر داشــــته با شند و همـــچنان ارزومـــــندم که دولـــت افغا نـــستان بـــا تــــفا هم

با دولت ایران و پاکستان و نمانیده ء ملل متحد در امور مهاجرین به قضایای مهاجرین افغانســــــا ن

در ایران و پاکستان و سایر کشورها عمیقا ً توجه نموده راه حل های را جستجو نمایند و مها جریـــن

را از این مخمصه نجات بدهند و از جا نب دیگر بوزرات مهاجرین افغانستان هدایت بدهند کـــــه

به همکاری وزارت اقوام و قبایل کمسیونها ی ثبت هویت مهاجرین مربوط قبا یل پاکستان را ایجــآ د

نموده آنها را در کمپ های معینی که از طرف کمیساری مراقبت از مهاجرین ملل متحد زیر نظار ت

با شند جا بجابسازند تا با پرا گنده شدن این مهاجرین قبا یلی پا کستان در بین مردمان محل خطـرا ت

ناامنی افزایش نیابد زیرا ازاحتمال دورنیست که دربین آنها بعضی ازوابستگان طالبان نباشد. بااحترام

عزیزه عنایت

27/8/2008

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 15:53  توسط مهاجر  | 

نقش درياهاي (رودخانه ها) افغانستان در آينده كشور

((این نوشتار بر اساس احترام به نویسنده نشر شده است))می سازمت افغانستان

شايد شنيده باشيد كه جنگها در اين قرن بيشتر بر سر مسئله آب است؛ اين بدان معني است كه اهميت تامين آب براي كشورها بيشتر از ساير ملزومات شده است و در راس اولويتهاي آنها قرار مي گيرد كه حاضرند به خاطر آن دست به اسلحه نيز ببرند. اگر نگاهي دقيق به موقعيت جغرافيايي افغانستان بياندازيم خواهيم يافت كه در منطقه ما مسئله آب يكي از مهمترين مسائل كشورها مي باشد. در اين ميان موقعيت كشورمان بسيار برجسته و مهم مي باشد زيرا كه با توجه به موقعيت جغرافيايي و وجود ارتفاعات سر به فلك كشيده هندوكش؛ افغانستان به عنوان بام منطقه نقش بسيار مهمي در تامين آب كشورهاي همسايه دارد و كشورهاي همسايه به شدت نياز به آبهاي اين كشور دارند. با نگاهي به سيستم درياهاي افغانستان مي بينيم تمامي آنها به خارج از افغانستان سرازير مي باشند و اين كشورهاي همسايه هستند كه بيشترين سود را از درياهاي افغانستان مي برند.
براي درك اين مسئله بهتر است نگاهي به وضعيت كشورهاي همسايه خود بياندازيم.

شرق ايران؛ براي بررسي شرق ايران از نظر منابع بهتر است آن را به دو نيمه شمالي و جنوبي تقسيم نماييم.
در نيمه شمال شرقي ايران (كه شهر مشهد در آن واقع است) درياي مهمي وجود ندارد و تنها درياي آن كشف رود مي باشد كه آن هم به صورت فصلي است. بنابراين در اين منطقه كمبود آب به صورت جدي مشاهده مي شوند به طوريكه در اثر استفاده بسيار زياد از آبهاي تحت الارضي اين منابع در شرف نابودي هستند. به همين دليل مسئولين اين كشور براي جبران كمبود آب در اين منطقه دست به رودخانه هريرود برده و با استفاده از سد دوستي كه بر روي هريرود ساخته اند و ساخت يك خط لوله آبها را به مشهد منتقل مي كنند.

در نيمه جنوب شرقي ايران (كه شهر زابل و زاهدان در آن قرار دارند) دريايي وجود ندارد و تنها منبع آبي منطقه درياچه هامون است كه باز تنهاترين منبع تامين آب اين درياچه هم درياي هيرمند مي باشد. حكومت ايران به خاطر تامين آب اين منطقه دست به احداث چند چاه نيمه زده است كه منابع آبي آنها آب هيرمند مي باشد و با احداث خط لوله اين آبها را به شهرهاي مختلف ايران از جمله زاهدان؛ زابل و حتي شهرهاي دورتر از آن انتقال مي دهد.

پاكستان؛ همانطور كه مي دانيد كشاورزي در اقتصاد اين كشور نقش اساسي دارد مهمترين درياي اين كشور درياي سند مي باشد كه درياي كابل هم در نهايت به اين دريا مي ريزد. باتوجه به اينكه سالانه حدود 20 ميليارد مترمكعب آب از درياي كابل وارد پاكستان مي شود متوجه خواهيم شد كه آبهاي افغانستان نقش بسيار مهمي در كشاورزي اين كشور دارند و پاكستان سالانه ميلياردها دالر با استفاده از آبهاي افغانستان درآمد كسب مي كند و هزاران باشنده خود را مشغول به كار كرده است.

تركمنستان؛ در واقع هيچ درياي مهمي در تمامي اين كشور وجود ندارد و كشاورزي اين كشور كاملا وابسته به آبهايي است كه از خارج به آن كشور سرازير است. اگر نگاهي دقيق به نقشه منطقه بياندازيم متوجه خواهيم شد كه كانال قره قوم به عنوان شاهرگ حيتي اين كشور است كه توسط دولت شوروي سابق احداث شده است. آب اين كانال از درياي آمو تامين مي گردد و همچنين درياي مرغاب و سدي كه اين كشور بر روي آن احداث نموده است نقش بسيار مهمي در تامين آب اين كشور دارد.
با در نظر گرفتن اين شرايط در مي يابيم كه افغانستان نقش بسيار مهمي در اقتصاد منطقه بازي مي كند و عملا همسايگان ما كاملا وابسته به منابع افغانستان مي باشند و علاوه بر مقوله هايي مانند ادامه حيات ساكنين منطقه و اشتغال زايي؛ ساليانه ميلياردها دالر عايد پيدا مي كنند.
سياستي كه هم اكنون در منطقه بخصوص از سوي ايران و پاكستان ترويج مي گردد اين است كه آنها افغانستان را يك كشور وابسته به خود مي دانند و چنين نشان مي دهند كه آنها هيچ وابستگي به اين كشور ندارند؛ حال آنكه مسئله درست برعكس است و اين آنها هستند كه به شدت به افغانستان محتاج هستند و اگر منابع اين كشور بر روي آنها بسته گردد آنها علاوه بر ضرر سالانه ميلياردها دالر مجبور خواهند شد كه قسمتي از كشور خود را خالي از سكنه و جمعيت كنند چون ديگر بديلي براي سيراب كردن آنها ندارند.

بانگاهي به اين مسائل متوجه خواهيم شد كه افغانستان نقش بسيار مهمي در منطقه دارد و اگر برنامه اي درست در دولت اين كشور فقط براي مهار آبهاي سطحي روي دست گيرد علاوه بر منافع اقتصادي همانند :
توليد هزاران شغل مستقيم و غير مستقيم براي افغانها
تبديل كشور از يك وارد كننده به صادر كننده مواد غذايي
مي تواند منافع سياسي بسيار زيادي هم براي كشورمان داشته باشد از جمله اينكه افغانستان مي تواند با داشتن اهرم مهمي مانند تامين آب رهبري بسياري از معادلات منطقه را دست گيرد و وضعيت سياسي و اقتصادي خود را به صورت برجسته اي در منطقه نمايان سازد. همانند نقشي كه تركيه در منطقه خود با وجود دو درياي دجله و فرات بازي مي كند. اين كشور با مهار آبهاي اين منطقه سياست خود را به خوبي به كشورهاي پايين دست خود ديكته مي كند. اين عمل اين كشور باعث شده است كه همواره در مسائل ژئوپوليتيك به عنوان يك مثال از آن ياد كنند.
با توجه به منابع فراوان آب در افغانستان ما هم مي توانيم چنين برنامه اي را روي دست بگيريم البته اين امر ميسر نخواهد شد به جز اينكه ما دولتي شايسته سالار و مدير و متخصص داشته باشيم. اميد است كه رهبران كنوني كشور به جاي مسائل حزبي و قومي به اين مسائل بيانديشند تا افغانها هميشه سربلند باشند و ديگر به خاطر لقمه اي نان به كشورهاي ديگر مهاجرت نكنند و تن به مارهاي سخت و طاقت فرسا در آن كشورها ندهند بلكه افغانستان اين پتانسيل را دارد كه نيروهاي كار آن كشورها به افغانستان به خاطر انجام كارهاي سخت بيايند.

حسيني

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 15:52  توسط مهاجر  | 

نگاه به اخراج مهاجرين افغاني از ايران

خداحافظ
02.05.2007 13:59

دولت ايران باشدت و قساوت کم نظيری در هفته های اخير دست به اخراج افغانهای مهاجر از ايران زده است. بنا بر گزارش کميساريای عالي سازمان ملل متحد در امور مهاجرين، حکومت ايران در ظرف يکماه حدود 20 هزار مهاجر افغاني را از ايران به کشورشان بازگردانده است. شاهدان عيني اين اخراج دستجمعي را وحشتناک و خيلي شديد تعريف کرده اند. خبرنگار راديو بي بي سي آقای کريم عسکری که برای تهيه گزارش به مرز افغانستان در ولايت نيمروز رفته بود مي گويد که در مدت يکهفته حدود 25 هزار نفر تنها به مرز افغانستان در ناحيه زرنج اخراج شده اند. اخراج آنها در بد ترين وضع جوی که هوا طوفاني و نا مناسب بوده است انجام شده است. اين در حاليست که کل جمعيت شهر زرنج شايد در حدودی باشد که ايران در ظرف يک هفته 25 هزار نفر را بطرف آن شهر اخراج نموده است. گزارشهای نيز رسيده است که بعضي از مهاجرين در آن نواحي مورد تاراج و اذيت و آزار گروههای اشرار قرار گرفته اند. يک خبرنگاران ديگر راديو بي بي سي که هفته پيش از هرات به ايران آمده است گفت که وی از شهر هرات تا مرز ايران را مملو از نفر در مسير راه ديده است که مانند يک راهپيمايي طويل در حرکت بودند. نمونه چنين چيزی را مي توان در رخدادهای خيلي هولناک طبيعي و يا در کشتار دستجمعي انسانها در بعضي کشورهای افريقايي ديد که مردم به اين شدت و قساوت رانده مي شوند.

باز داشت افغانها نيز خيلي بيرحمانه بوده است. يکي از مهاجران افغاني از شهر قم بتاريخ 30 اپريل چنين نوشت:" يک نفر افغاني که خانم حامله اش در بيمارستان در بستر بوده است برای خريد دوا از بيمارستان بيرون مي شود که پوليس او را دستگير مي کند و هرچه او مشکلش را توضيح مي دهد که زنش نياز اشد به دوا دارد و طفلان کوچکش در خانه تنها اند، به گفته های او توجه نمي شود و او را به اردوگا برده و از آنجا به افغانستان اخراج مي کنند. خانم وی بر اثر نرسيدن دوا و کودکانش در منزل از تنهايي و گرسنگي همه مي ميرند. دوستان و آشنايان وی وقتي از جريان واقعه با خبر مي شوند به نزد آيت الله محقق کابلي مي روند تا از وی مشورت بخواهند تا اعتراض کنند و دست به تظاهرات بزنند."

مهاجر ديگری از تهران در تلفن گفت که :" برای اذيت و آزار افغانيها و توقيف آنها از بچه های اوباش سر کوچه استفاده مي شود و آنها افغانيها را مورد ضرب و شتم قرار داده و تحويل پوليس مي دهند."

موارد ذکر شده مشت نمونه ای خروار است. معلوم نيست که دهها هزار افغاني چگونه توقيف و چگونه اخراج شده اند. در اين زمينه بايد منابع دلسوز حقيقت ياب مانند رسانه های خبری، سازمانهای حقوق بشر و دولت افغانستان و کميساری ملل متحد تحقيق و جستجو نمايند. در هر صورت بازگشت اتباع کشورهای بيگانه حق هر کشور است، اما در چارچوب قانون و با رعايت حقوق بشر، چون موضوع مهاجرت يک مسئله بين المللي و حقوق بشری است. لذا تمام کشورها در برابر مهاجرين مطابق به اعلاميه جهاني حقوق بشر، معاهده 1951 جنيف و منشور سازمان ملل متحد مسئوليت دارد تا نهايت احتياط را در رعايت حقوق مهاجرين بنمايند.

مهاجرت افغانيها به ايران سابقه طولاني دارد. در زمان ژريم شاهنشاهي ايران عده ای قليلي از افغانها برای کار به ايران مهاجرت کرده بودند. پس از اشغال افغانستان توسط قوای اتحاد جماهير شوری سابق مهاجرت افغانها به ايران جنبه سياسي و عقيدتي بخود گرفت. در طي 14 سال حاکميت حزب دموکراتيک خلق افغانستان حدود يک و نيم ميليون افغاني به ايران مهاجرت کردند. در اين دوره ايران آنها را در شهرهای مختلف اجازه اقامت داد. البته به عده ای زيادی در همان زمان نيز اجازه اقامت داده نشده بود و بصورت غير قانوني زندگي مي کردند.

پس از پيروزی گروههای مجاهدين در افغانستان در سال 1992، دولت ايران همواره کوشيده است تا افغانيها را از ايران اخراج کند. طرح اخراج مهاجرين روی برنامه و روی کدام نظمي نبوده است، بلکه هر موقعي که دل شان خواسته يکباره فشار خيلي سختي را بر مهاجرين وارد آورده و پس از چندی ملايمتر شده است.

دولت ايران از ابتدا نخواسته است که افغانهای مهاجر را بعنوان مهاجر قبول کند. آنها را " آوارگان افغاني" و حالا " افغانيهای غير قانوني" مي گويند. معمولا مسلمانان به مسلمانان ديگر که بخاطر حفظ جان خويش از ديار شان هجرت کرده اند، کلمه " مهاجر" را بکار مي برند که از زمان هجرت پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) از مکه به مدينه آغاز و تاکنون اين اسم مانده و بکار برده مي شود، ولي در ايران بطور رسمي اين کلمه در مورد مهاجرين افغاني بکار نرفته است، بلکه در رسميات به افغانهای مهاجر " آواره" که يک کلمه نا مناسب و تحقير اميز است استفاده شده است.

خارج از مبحث اسلامي مهاجر از خود تعريف خاص دارد که در قوانين و معاهدات بين المللي تعريف شده است. در کشورهای غربي پنانجويان را مصاحبه مي کنند و به دسته های مختلفي طبق قرار دادهای بين المللي به آنها اقامت مي دهند. در قوانين شان حقوق و مسئوليتهای مهاجرين ذکر شده است و که اساس قوانين شان را اعلاميه جهاني حقوق بشر، کنوانسيونها و قرار دادهای بين المللي در امور مهاجرين تشکيل مي دهند. وقتي شخصي بعنوان پناهنده چه پناهنده سياسي و چه پناهنده اجتماعي قبول مي شود طبق قانون با او رفتار مي شود و از حقوق و مسئوليتهای معيني بدون تبعيض بر خوردار مي گردد.

از چيزهای اساسي که در قوانين بين المللي مهاجرت آمده است اين است که مهاجرين از حق زندگي قانوني، مسکن، کار، تحصيل، ورزش، گشت و گذار آزادانه، درمان و بيمه، الحاق اعضای خانواده شان، حق پاسپورت، حق تابعيت بر خور دارباشند. در اينجا اين سئوال مي شود که آيا در مورد افغانيهای مهاجر در ايران چنين حقوقي رعايت شده است؟ کساني که حدود سي سال در ايران زندگي کرده اند و يا در آنجا تولد شده و بزرگ شده اند آيا حق اقامت دايم را در آنکشور دارند؟ اصل چهل دوم قانون اساسي جهموری اسلامي ايران مي گويد که خارجيها مي توانند مطابق به قانون تابعيت ايران را کسب کنند، آيا افغانيهای مقيم ايران از اين اصل قانوني بر خور دار شده اند؟ بر در مورد خورد بدون تبعيض چه؟ در کشورهای اروپايي اکثر مهاجرين را مسلمانان تشکيل مي دهند، ولي در اينجا قانوني بنام " قانون برابری" در تمام کشورهای عضو اتحاديه اروپا نافذ شده است که تمام اعضای اتحاديه اروپا ملزم به رعايت حقوق مهاجرين و اقليتهای ساکن بدون تبعيض هستند. مسلمان و غير مسلمان برای اينها يکي است و انسان و انسانيت مهم است. چرا در کشورهای اسلامي با هم دينان شان يعني مسلمانان مهاجر بر خورد اسلامي و بدون تبعيض نمي شود؟ لا اقل از کشورهايي که ادعای حکومت اسلامي و برابری و برادری اسلامي را دارند انتظار مي رود که با مسلمانان هم دين شان رفتار اسلامي و انساني بدون تبعيض داشته باشند.

افغانيها چه نقشي مثبتي را در جامعه ايران داشته است؟
افغانيهای مهاجر در سخترين سالهای مردم ايران يعني در هشت سال جنگ ايران با عراق به آنها کمک کردند. افغانهای زيادی برای دفاع از سرزمين ايران در جنگ ايران و عراق شرکت کردند و جانهای عزيز شان را از دست دادند. در زمان جنگ که تقريبا تمام مردان ايراني مشغول جنگ با نيروهای عراقي بودند، افغانيهای مهاجر خالصانه خلای نيروی کار جامعه ايران را پر کرده بودند و ايران با کمبود نيروی کار در اين دوره دشوار مواجه نشد. افغاني ها نيروی کار کاملا ارزان و مورد اعتماد در ايران بود. پس از ختم جنگ، افغانيها بعنوان کارگر در بازسازی دهها شهر خراب شده ای ايران سهم بزرگ داشتند، ولي پاسخ اينهمه مسئوليت پذيری و دلسوزی افغاني ها چگونه جبران مي شود؟

مهاجرين افغاني هميشه بي کس و مظلوم بوده است. به هر اندازه که حقوق شان نقض شده صدای از کسي بيرون نشده است. دولت افغانستان چه در گذشته و چه در حال حاضر نتوانسته است که از حقوق مهاجرين افغاني در خارج از کشور دفاع کند. ضعف دولت در حاضر به حدی است که با وجود داشتن يک وزارت نام نهاد موسوم به وزارت مهاجرين هيچ برنامه موثری برای عودت آبرومندانه ی مهاجرين ندارد. دولت قرار دادهای دو جانبه و سه جانبه ای را با بعضي کشورها و سازمان ملل متحد برای عودت مهاجرين افغاني امضاء نموده است، بدون کدام برنامه و طرحي حساب شده ای. کشورهای امضاء کننده، طرح موسوم به بازگشت داوطلبانه را با اخراج اجباری بطور دستجمعي و فاجعه اميزعملي مي سازند و دولت افغانستان همچنان سکوت مي کند؟ چندی پيش وزير امور خارجه افغانستان داکتر اسپنتا به ايران سفر نمود. انتظار مي رفت که مشکلات مهاجرين از مهمترين گفتگوهای ايشان با مقامات ايراني باشد، ولي در عمل ديده شد که ايشان نيز توجه به مشکلات ميليونها مهاجر افغاني نکرد و ما اکنون شاهد چنين اخراج سريع و شديد افغانيها از ايران هستيم که مي تواند در داخل افغانستان فاجعه انساني را در پي داشته باشد.

توانمندی دولت افغانستان و سازمان ملل متحد برای عودت مهاجرين در چه حد است؟
چند ماه پيش وزير امور ماليه افغانستان اقای احدی در مصاحبه اش به راديو بي بي سي گفت " در افغانستان حدود دو ميليون بيکار وجود دارد". وقتي در کشوري کار نيست و مردم از نا امني، فقر، بيکاری، مشکل مسکن، فساد اداری رنج مي برند چگونه ميليونها مهاجر به افغانستان باز گردند؟ دهها هزار نفر هم اکنون در افغانستان بدون خانه اند. دولت افغانستان و مقامات سازمان ملل متحد و کشورهايي که مهاجرين افغاني در آنها قرار دارند بايد برای باز گشت افغانها به کشورشان برنامه ريزی دقيقتر و حساب شده تر داشته باشند و مشکلات اساسي آنها را مانند اسکان، کار، امنيت، تحصيل در نظر بگيرند. عودت مهاجرين نبايد شتابزده باشد تا بحران اجتماعي را به بار بياورد. طرح باز گشت بايد بر اساس ظرفيتها و توان منديهای دولت افغانستان و امکانات موجود عملي گردد. بر نحوه بازگشت داوطلبانه نظارت شود تا شکل اجباری را بخود نگيرد. با مهاجرين مطابق به قوانين بين المللي بر خورد گردد. به شکايات مهاجرين رسيدگي شود. با مهاجرين اخراج شده در افغانستان مصاحبه شود و مشکلات آنها مورد توجه قرار گيرد. ممکن است که تعداد زيادی از مهاجرين بدون تسويه حساب شان اخراج شده باشند و به آنها فرصت داده شود تا مطالبات و بدهکاريهای مالي شان را تسويه نمايند. اميد است که کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان به موضوع اخراج مهاجرين بعنوان يک مسئله حقوق بشر رسيدگي کند و با مهاجرين اخراج شده در شهرهای مرزی ملاقات و مصاحبه شده و حقايق منتشر گردد.

در اينجا بايد از رسانه های جمعي، مخصوصا راديو بي بي سي که در نشر خبرهای مهاجرين افغاني در ايران پيشگام بوده است قدرداني نمود و از رسانه های که متاسفانه سکوت اختيار کرده اند انتقاد کرد، مخصوصا رسانه های افغاني. از وزارت مهاجرين افغانستان و از وزارت خارجه و سفارتخانه های آن که در امر مهاجرين کم کاری کرده اند شديدا انتقاد کرد. متآسفانه بسيار از سفارتخانه های افغانستان در خارج وظيفه شان را درست پيش برده نمي توانند. يکي از وظايف اساسي يک سفارت خانه حمايت و دفاع از حقوق اتباع آنکشور در خارج است. ديده مي شود که اغلب سفارتخانه های افغانستان در خارج از کشور در انجام اين وظيفه مهم شان عاجر بوده اند. در اين زمينه بسياری از مهاجرين افغاني در اروپا وکشورهای ايران و پاکستان معترض اند. حتي در بعضي کشورهای اروپايي گفتگوی بر سری نوشتن يک اعتراض نامه جمعي به وزارت خارجه افغانستان از کم کاری بعضي از سفارتخانه ها با مهاجرين است. البته ممکن است اين کم کاری ناشي از عدم برنامه مشخخص دولت در امور مهاجرين باشد. در هر صورت اميد است که مقامات دولت افغانستان در رابطه با عودت مهاجرين افغانستان برنامه ريزی دقيق تر و مطابق به منافع ملي و با توجه به ظرفيتهای کاری و امکاناتش ايجاد نمايد و سفارتخانه های افغانستان مسئوليت بيشتری در حمايت از حقوق مهاجرين و کمک به حل مشکلات آنها بگيرند!

همچنين اميد است که کشورهای ميزبان از حوصله مندی و بردباری بيشتری در طرح بازگشت مهاجرين کار گرفته و مهاجرين افغاني را در يک پروسه طولاني تر بصورت داوطلبانه تشويق به بازگشت نمايند و از خراج اجباری خود داری نمايند!

30 اپريل2007
حامد شفايي
Hamed Shafae

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 15:49  توسط مهاجر  | 

مشکلات مهاجرین افغانستانی در ایران

تاریخ انتشار: ۰۶:۲۴ ۱۳۸۹/۲/۲۹

براساس آمار مستند تعداد زندانیان افغانی در ایران 5600 تن میباشد که 3000 تن از این افراد که اکثرا قاچاقچیان مرزی می باشد و نه مهاجرین، به جرم قاچاق مواد مخدر محکوم به اعدام هستند در این میان تنها 2400 تن زندانی باقی می ماند که نسبت به حضور سه میلیون مهاجر افغانی در ایران رقم بزرگی به حساب نمی آید .

 

به گزارش بخش سیاسی شبکه اطلاع رسانی افغانستان ( afghanpaper )، محترم حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان پس از بازگشت از سفرش به آمریکا و بریتانیا با حضور در یک کانفرانس خبری، مظاهره علیه ایران را کار نامناسبی خواهند و گفت: مردم نباید علیه یک کشور دوست و برادر مظاهره نمایند.

وی افزود: قانون اساسی افغانستان حق مظاهره را به مردم داده است اما کسانی که از وضعیت پناهجویان افغان در ایران تشویش دارند، بگذارند تا دو حکومت این مسئله را بین خود حل کنند.

این در حالی است که این مظاهرات که بیشتر جنبه سیاسی داشته تا جنبه مردمی، سبب تحریکات برخی از مقامات ایران نیز گردیده است. به نحوی که محترم سید تقی قائمی مدیرکل امور اتباع بیگانه وزارت خارجه ایران بیان نموده است که زمینه بازگشت داوطلبانه اتباع افغانی به کشورشان فراهم شده و براساس تفاهم نامه ای که میان ایران، کمیساریای پناهندگان سازمان ملل و دولت افغانستان منعقد شده اتباع افغانی به تدریج از ایران خارج می شوند.

که البته امید داریم این مظاهرات که از قبل طرح ریزی شده بوده است سبب بروز مشکلات برای هموطنمان در ایران نشود و مقامات دولت ایران همچنان مانند سه دهه اخیر آرامش خود را حفظ نمایند و به روابط دوستانه خود با دولت و مردم افغانستان ادامه دهند.

کارشناسان شبکه اطلاع رسانی افغانستان پس از این اتفاقات بر آن شدند تا پس از گفتگو با مردم مشکلات مهاجرین را مشروحا اعلام نمایند تا اگر دو دولت ایران و افغانستان قرار بر اتخاذ هرگونه تصمیمی گرفتند، این مشکلات را نیز مد نظر داشته باشند.

اولا لازم به ذکر است که دولت ایران سه دهه اخیر پذیرای چند میلیون مهاجر افغان بوده است که در نوع خود در جهان کم نظیر و البته قابل تقدیر می باشد و بروز مشکلاتی برای طرفین دور از ذهن نیست.

از سوی دیگر باید گفت مشکلات مهاجرین در ایران به مشکلات قانونی برمی گردد. متاسفانه با گذشت چندین سال از آغاز هجرت، ایران هنوز نتوانسته مهاجرین را در یک قالب مشخص بگنجاند که دارای شرایط، ضوابط و قوانین خاص باشد. به همین دلیل مدیران کل اداره اتباع در ایران اکثرا سلیقه ای عمل کرده و به دلیل نبود یک قانون واحد درباره مهاجرین، بر مبنای نظرات خود تصمیمهایشان را اتخاد می نمودند که هنوز نیز این روند ادامه دارد.

در مجموع می توان مشکلات مهاجرین در ایران را به هشت عنوان خلاصه نمود که به شرح زیر می باشد:

مشکلات کاری:

هر عقل سلیمی بر این واقعیت اذعان دارد که هر شخصی که اجازه زندگی در جامعه را داشته باشد برای به انحراف کشیده نشدن نیاز به مجوز کار دارد و این همان مشکلی است که مهاجرین ما همیشه با آن مواجه بوده اند. با توجه به اینکه همگان بر این امر معترفند که کارگران افغانی پرکار، کم توقع و مفید برای جامعه ایران می باشند، اما شرایط قانون کار برای مهاجرین بسیار سخت بوده است به نحوی که کمتر مهاجری به مجوز کار دسترسی پیدا کرده است.

در دو سال اخیر نیز که اداره اتباع اقدام به صدور کارت کار برای مهاجرین نموده است اکثر این کارتها پس از پایان اعتبار به دست صاحبانش رسیده است.

مشکلات تحصیلی:

حق تحصیل در کنار مابقی امتیازات طبیعی هر شخص، در اولیت قرار دارد و ملت ما از اینکه زمینه تحصیل اکثر دانش آموزان افغانی در ایران فراهم بوده، از دولت ایران قدردان می باشند. اما در این میان تعدادی نیز به بهانه های مختلف از این امر مهم محروم شدند که از جمله این بهانه های بی مورد می توان به نقص مدارک شناسایی دانش آموزان، نداشتن مدرک شناسایی، عدم تطبیق سنی، سردرگمی بخاطر اعلام نشدن مجوز از سوی اداره اتباع به ادارات ذیربط و ... اشاره نمود.

در این میان عده ای از مهاجرین دست به کار شده و با دایر نمودن مدارس خود گردان سعی در کاستن این مشکلات نمودند که تا سال قبل این دانش آموزان با وجود مشکلات فراوان و پلمب شدن های مکرر به تحصیل خود ادامه دادند و هنوز نیز تعدادی از این مدارس مشغول به وظیفه می باشند. که البته در سال اخیر قسمت عمده ای از این مشکلات رفع شده است.

مشکلات دانشجویان:

تحصیلات عالیه که از ملزومات اولیه برای افغانستان می باشد برای مهاجرین در ایران رنگ باخته و اصرار جوانان مهاجر برای ورود به دانشگاه همچنان بی نتیجه باقی مانده است.

در این میان تعداد محدودی نیز موفق به ورود به دانشگاه های ایران شدند که آن هم در مقایسه با جمعیت مهاجر در ایران بسیار ناچیز است. البته باید گفت که این جوانان تحصیل کرده مهاجر نیز با مشکلات عدیده ای از جمله ادامه تحصیل، تمدید اقامت، عدم دریافت مدرک تحصیلی و ... مواجه بوده و هستند.

امتیازات حقوقی:

در امور حقوقی حق طبیعی هر تبعه افغان است که در داخل ایران یا از جایگاه قانونی خاصی برخوردار می بود که نحوه برخورد قانون با وی مشخص باشد و یا نمایندگان قانون افغانستان در ایران به عنوان حامی در کنار مهاجرین قرار می گرفتند تا در صورت بروز مشکلات مانند حضور در دادگاه برای تثبیت جرم ، احراز هویت و ... تکلیف مهاجرین مشخص می بود تا این اشخاص احساس نکنند که به جرم افغانی بودن کسی به حرفشان توجه نمی نماید.

امتیازات اجتماعی:

هنجارهای یک جامعه می طلبد تا افراد حاضر در آن جامعه از امتیازات و قوانین یکسان برخوردار باشند تا جامعه دچار هرج و مرج نگردد ولی اکثر مهاجرین افغانی که عمر سکونتشان در ایران به سه دهه می رسد متاسفانه از امتیازات اجتماعی یکنواخت بومی برخوردار نبودند.

که نبود این امتیازات اجتماعی مشکلات و ناراحتی های فراوانی را برای مهاجرین به وجود آورده که علاوه بر نداشتن مجوز برای رانندگی، عدم تنظیم سند اموال به نام خودشان و ... که در سالهای گذشته مطرح بوده، در این اواخر استرس حذف یارانه از برخی کالاها در ایران، بر این نگرانی ها افزوده است.

مدارک شناسایی:

هرچند احراز هویت از مشکلات عمده مهاجرین در ایران به شمار می رود اما می توان گفت که در سه دهه گذشته تنها یک سوم از مهاجرین موفق به اخذ مدارک شناسایی از دولت ایران شده اند که اکثر مدارک شناسایی این افراد نیز پس از اتمام مهلت اعتبار به دستشان رسیده که این مسئله خود باعث تضعیف روحیه مهاجرین گردیده و جرات زندگی در آرامش را از آنها سلب نموده است.

آن هم با وجود آنکه با تمدیدهای مکرر سالیانه این مدارک شناسایی و پرداخت هزینه های زیاد، مشکلات مالی فراوانی برای بسیاری از اقشار کارگر و کم درآمد مهاجر به وجود آمده است.

وضعیت زندانیان :

از آنجایی که مهاجرین در ایران از جهات سیاسی، اجتماعی و حقوقی به احساس امنیت نسبی نیز نرسیده بودند، استرس بیگانه بودن را همواره به دنبال خود یدک می کشیدند، که این موضوع سبب می شد تا روحیه دفاعی خود را در موارد متعدد از دست داده و بالاجبار خود را مجرم قلمداد نمایند، بدون آنکه حتی در برخی موارد جرمی مرتکب شده باشند.

این موضوع باعث می شد تا در موارد اتهامی، روحیه خود را از دست داده و نتوانند از حقوق حقه خود دفاع نمایند که در این زمینه شایعاتی نیز مبنی بر پذیرفتن اتهاماتی وجود دارد که هرگز مرتکب نشده بودند.

براساس آماری که بدست ما رسیده است، تعداد زندانیان افغانی در ایران 5600 تن میباشد که 3000 از این افراد به جرم قاچاق مواد مخدر محکوم به اعدام هستند. که البته لازم به ذکر است حساب این سه هزار نفر از مهاجرین جداست زیرا این افراد اکثرا قاچاقچیان مرزی می باشند نه مهاجرین. در این میان تنها 2600 تن زندانی باقی می ماند که نسبت به حضور سه میلیون مهاجر افغانی در ایران رقم بزرگی به حساب نمی آید و این نشان دهنده حسن معاشرت مهاجرین در ایران است.

رسانه های ایرانی:

برخی رسانه ها در ایران که اکثرا در موارد مهم تاثیر گذار بوده اند و از جنبه تبلیغات اجتماعی اذهان عامه را تسخیر کرده بودند، در مورد مهاجرین افغانی به رسالت مطبوعاتی خود عمل نکرده، عواید و امتیازات مهاجرین را نادیده گرفته و در عوض زمینه تحقیر و توهین آنان را در جامعه ایرانی فراهم نمودند.

این رسانه ها با بزرگنمایی اتهامات وارده بر مهاجرین، باعث اختلاف و عقده مندی بسیاری از اتباع ایرانی نسبت به مهاجرین شدند. همین تحقیرها ، توهین ها و اتهامات بی مورد به مهاجرین باعث شد تا ذهنیت مردم مهاجر نیز نسبت به ایران از موضع مسالمت آمیزی برخوردار نشود و سبب نادیده گرفتن خدمات و زحمات ایرانیان شود که همین موضوع باعث استفاده برخی از سودجویان در به هم زدن روابط دوستانه بین دو کشور گردیده است.

نکته مهمی که در پایان لازم به ذکر است اینکه، بروز این همه مشکلات و احساس ناامنی های اجتماعی در عالم هجرت، سبب شد تا در سالهای اخیر عده زیادی از مسلمان افغانستان که سی سال قبل به خاطر تجاوز کفر از کشور خود به ایران آواره شده بودند، از بلاد اسلامی ایران به بلاد غیر مسلمان اروپایی و آمریکایی بصورت غیرقانونی نقل مکان نمایند.

آن هم در حالیکه از وجود خطرات فراوان طول سفر آگاه بوده و می دانستند که عقاید اسلامی فرزندان آنها در آینده درخطر می باشد ولی با این وجود تحمل مشکلات فوق الذکر را نیاورده بار دیگر به کشورهایی که دین، زبان و فرهنگ شان با آنها مغایر بود، آواره گردیدند. لازم به ذکر است که بر این نکته نیز تاکید گردد که رفتار دولت جمهوری اسلامی ایران در سال های اخیر در جهات مختلف نسبت به مهاجرین افغانستانی بهبود یافته است که یان خود از مسولین کشور میزبان جای تقدیر دارد.

در پایان نیز امید آن داریم که عزیزان مسئول دو کشور، در راستای بهبود وضعیت مهاجرین گامهای مفید و موثر برداشته و تصمیمات لازم در این زمینه را هرچه زودتر اتخاذ نمایند تا هموطنان مهاجر ما نیز بار دیگر از اضطراب و دلهره آوارگی مجدد رهایی یابند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 15:47  توسط مهاجر  | 

مشکلات دانش آموزان مهاجر افغانی در قوانین مهاجرت ایران.

 

ابراهیم حسن زاده

در اين مقاله ابتدا به مفاهيم پرداخته شده است با روشن شدن آن معاني موضوع حقوق مهاجران بررسي شده است، چون نفس قوانين مهاجرت در ايران محدويت آورند، از اين رو با تحقيق ميداني در دومنطقه گلشهر و اليتيمور از شهر مشهد با مصاحبه با برخي از صاحب نظران چگونگي و ميزان مشكلات دانش آموزان مهاجر افغانستاني به دست آمده است.

مشكلات ذاتي خود مهاجران و مشكلات كه از ناحيه جمهوري اسلامي پديد آمده تفكيك شده است و عمده ترين مشكل فقدان هويت اقامتي است و مشكل مالي براي كساني كارت اقامتي دارند. هرچند تبعيض دولتي برجسته است ولي دانش آموزان مهاجر در كلاس و از حضور معلم احساس تبعيض ندارند ولي نسبت به امتياز از ناحيه مدريت در مسايل اتباع و غير اتباع شديدا احساس تبعيض مي كنند و در بين معلمان عناصر انساني هم وجود دارند كه حتي با خطر شغلي از دانش آموزان مهاجر افغانستاني حمايت كرده و مي كنند..آنچه اين احساس را عمق به دانش آموزان مي دهند،آموخته هاي ديني كه در عمل در تناقض قرار مي گيرد. اين تضاد پارادوكس اضطراب دانش آموزان افغاني را چند برابر مي كند.

كليد وا‍‍ژگان: مهاجر، دانش آموز، مشكلات،اقامت، مالي

پرسش آغازین

1 – فرزندان مهاجر باچه مشکلات در طول تحصیل خود روبرو هستند؟

2- چه عواملی از مشکلات دانش آموزان مهاجراست؟

بیان مسئله

چون هرانسانی حق آموزش دارد ولی در نظام اسلامی ودر آموزه های دینی آموزش وتعلیم وتربیت کودکان مسلمان وظیفه دینی وانسانی هرمسلمان است.

چون چند حق ازحقوق ذاتی هرانسانی است.1 – حق حیات شایسته 2 – حق کرامت انسانی 3 – حق عدالت و برابری 4 حق مالکیت5 – حق آموزش6 – حق آزادی مسئولانه .[1]

چون فضای مهاجرت وقوانین مهاجرت درایران در ذات خود برای مهاجرین قیودات را تحمیل می کند.

واز این رو حقوق اساسی اولیه برابرانه برخوردار نیستند ولی آموزش نیاز اولیه کودکان است آیا کودکان افغانستانی از این حق خود بدرستی استفاده کرده است؟

تحصیل دانش آموزان مهاجر همواره دچار مشکلات بوده است و برای این که این مشکلات شفاف شود وشناخت این مشکلات درقضاوت وداوری کمک کشور ایران ضرورت انکار ناپذیر دارد ،جستجو پیرامون مشکلات دانش آموزان مهاجر وکودکان آماده تحصیل درایران نیاز جدی است.

درابتدای امر مفاهیم مهاجرت وحقوق وقانون مهاجرت به معنای عمومی دقت شده وسپس آن مفاهیم درایران وشناخت حقوق وقوانین بررسی شده است. دایره حقوق دانش آموزمهاجر نیز روشن می شود.

مفاهیم:

مهاجردرلغت عبارتست از وطن خود به جای دیگر انتقال کردن: هجرت گزید،مهاجر که از موطن خود به جای دیگر نقل مکان کرده باشد.وهمچنان به کسانی ازمکه با پیامبر به مدینه هجرت کرده است.[2]

مهاجر به معنای وسیع خودعبارت است ازنقل مکان کردن جای به جای دیگر که هم می تواند خانوادگی و یافردی مشروط براین که فاصله دوری را طی کرده باشد[3]

مهاجرت ..... کوچ کردن به سرزمینی تازه خواه در درون مرز های بین المللی خواه در بیرون ازآن 2 – ورود خارجیان به یک کشور برای سکونت وکار است.[4]

مهاجر ومهاجرت بعد از وجود آمدن مرز های بین المللی دارای معنای محدود شده است، مهاجر به کسانی گفته می شود که به دلایل اقتصادی سیاسی وترس وقحطی افراد تبعه یک کشور به کشوردوم کوچ کنند.چه قانونی و یا غیر قانونی باشد،تازمانی کشور مهمان پذیر،شرایط آن کشور به آنان اجازه اقامت داده است.

به افرادی که اجازه اقامت نداده است مهاجر غیر قانونی اطلاق می شود.اما بر خلاف مهاجر عنوان پناهنده وپناهندگی در دنیا ی معاصر دارای شرایط ویژه است، به همین دلیل درسال 1950 بعد از وقایع مکرری که ازلحاط پناهندگی طی بیست وپنج قرن گذشته روی داده بود ؛ تدوین کنندگان اساسنامه ی قانونی اداره کمیته عالی برای پناهندگان، اصطلاح پناهنده را این گونه تعریف کرده است:

پناهنده کسی است که به علت ترس موجه ی که داشته ویادارد ازاین که به خاطر نژاد ومذهب و ملیت ،یا عقاید سیاسی تحت تعقیب درآید و ازکشور متبوع خود و یا اگر تابعیتی ندارد ازکشور که قبلا عادتا ساکن بوده است،خارج شده باشد و به خاطر ترس مزبور نخواهد که ازحمایت کشورمتبوع برخوردار شود , اگرفاقد تابعیت است نخواهد به کشور که قبلا در آنجا ساکن بوده برگردد.[5]

بر اساس تعریف دیوان داد گستری بین المللی پناهنده عبارت ازکسی است، توسط یک دولت تحت تعقیب بود و مورد حمایت کشور دیگری از طریق ایجاد موانع در راه تعقیب وی قرار می می گیرد.

پناهندگی انواع مختلف دارد, که پناهندگی دپلماتیک و یا خارجی ار مصداق روشن پناهندگی است، ممکن است توسط دولتی در خارج از سرزمین خود و یا در مکانی که حقوق بین الملل اعمال قدرت و مقامات دولت تعقیب کننده را منع می کنند, به عمل می آید. مثل عمارت ، سفارت، کشتی، یا هوا پیما دولتی. پناهندگی شامل مجرمین حقوقی و عمومی نمی شود .نوع دیگر آن پناهندگی داخلی ویا سرزمینی است که موجب آن دولتی در سرزمین خود به فردی پناهندگی می دهد.

این پناهندگی دارای شرایط است بر طبق قرار داد عمومی و اساسنامه کمیسر عالی بایستی یکی از دو شرایط زیر تحقق یابد؛ تا شخص پناهنده شناخته شود.

الف- از این که نتواند یا به علت ترس موجه نخواهد از حمایت کشور متبوع خود و یا کشور محل سکنی استفاده کنند. نتوانستن= unable : به چند طریق صورت می گیرد.

1- از دست دادن تابعیت

2- عدم رابطه سیاسی بین کشور اصلی پناهنده وکشوری که پناه گرفته است.

3- نداشن وطن که در مورد افراد بی وطن صادق می باشد.

در سه مورد اول فهمیده می شود؛ فرضا شخصا شخص مایل باشد. از حمایت کشور متبوع بهره مند شود؛ و با زهم متصور نیست .

ب- نخواستن=unwilling: وقتی مصداق پیدا می کند، دولتی نسبت به تبعه خود که مقیم کشوری دیگری است، از بدل حمایت دریغ نداشته باشد، ولی تبعه که در وضع پناهندگی به سر می برد ؛ به علت وقوف به این که قبول حمایت کشور متبوع او را از شمول تعریف پناهندگی خارج می سازد و حمایت عرضه شده را نپیذیرد.[6]

قوانین پناهندگی در ایران

هرچند متون قانونی ایران درباره پناهندگی اشاره به پناهندگی سیاسی صریح وروشن است ولی درباره آوارگان به خصوص مهاجران دسته جمعی موارد قانونی صریح ندارد.

اکثریت مهاجران افغانستانی ازگروه آوارگان است به همین دلیل آوارگان به refugeesچنین تعریف نموده است.آوارگان کسانی هستند که به دلایل سیاسی و مذهبی واجتماعی وعضویت درگروه های خاص درگیر جنگ و جنگ های داخلی وبلایای طبیعی نظیر قحطی،سیل،زلزله،وشیوع بیماری،کشورمتبوع خودراترک کرده اند ولی تابعیت جدید به آنهاداده نشده است[7]

بخشی کوچکی از بیجا شدگان افغانی از مصداق مهاجران شمرده می شود.

مهاجران=: immigration به کسانی اطلاق می شود، که به جهت ملاحظات سیاسی ، نژادی، جمعیتی، ویا معیشتی کشور خود را ترک و به کشوری دیگری که در آن اجازه اقامت یافته اند مهاجرت می کند.[8] ولی دولت جمهوری از مهاجران تعبیر دیگری دارد.

به موجب تصویب نامه راجع به اقامت اتباع بیگانه و بدون گذرنامه مهاجر گفته شود، و چنین تعریف کرده است.

مهاجر به کسی اطلاق می شود که بدون گذرنامه و روادید ، مرتب از راه مجاز و غیر مجاز وارد ایران به قصد اقامت و کار شده باشد.[9]

به هرحال با توجه صدور برگه های جواز اقامت برای آوارگان را حقیقتا در حکم پناهندگان قرار می هد ، حقوق پناهدگان به آورگان تعلق می گیرد، ولی در عمل مهاجران از حقوق نازلی بر خور دار است. حتی جمهوری اسلامی زمینه کار برای مهاجران افغانستانی در چند کار شاقه محدود کرده است. در ضمن مهاجران محکوم به زیست در شهر محل صدور برگه اقامت خود هستند. درحقیقت مهاجران افغانستانی مجکوم به زندان با اعمال شاقه اختیاری به وسعت یک شهر است.

در قانون پناهندگی و اقامت اتباع بیگانه تصریح شده است.بیگانگان از هر نوع فعالیت سیاسی در کشور مهمان پذیر ممنوع است، مگر فعالیت سیاسی او به کشور متبوع خودش تعلق گیرد. همچنان اشتغال اتیاع بیگانه در پست های دولتی ممنوع است.

اشتغال در ایران برای اتباع بیگانه دارای تشریفات و محدودیتهاي ویژه است.

ماده (120)اتباع بیگانه نمی توانند درایران مشغول کارشوند مگر آن که اودارای روادید ورود باحق کار مشخص بوده وثانیا مطابق قوانین وآئین نامه های مربوطه پروانه کاردریافت دارند[10]ودرصمن برای افراد ذیل قانون کار ایران تسهیلاتی را گذاشته است.

ماده(122)وزارت کار وامور اجتماعی می تواند برصدور،تمدید تجدید پروانه کارافراد ذیل اقدام نماید:

الف- تبعه بیگانه حداقل مدت 5 سال مداوم درایران اقامت داشته باشد.

ب- تبعه ی که دارای همسر ایرانی باشد.

ج- مهاجرین کشورهای بیگانه خصوصا کشورهای اسلامی وپناهندگان سیاسی به شرط داشتن کارت معتبر مهاجرت و یاپناهندگی وپس ازموافقت وزارتخانه های کشوروامورخارجه[11].

محدودیت اسکان در یک شهر و محدودیت اشتغال برای مهاجرین افغانستانی مشکلاتی برای تحصیل فرزندان مهاجر به وجود می آورد، چون آنان مانند هرایرانی قادر به ثبت نام درهرمدرسه دلخواه نمی باشد.

هرچند راجع به آموزش مهاجران ومشکلات آنان به سایت ها ونمایه ها مطبوعاتی سرزدم ولی سایت انجمن جامعه شناسان ایران به طور عمومی آورده است[12] ولی نماینده یونسف «کرستین سالازار، درگفت وگو باروز نامه ی سرمایه ازکودکان مهاجر غیر قانونی وآموزش کودکان خبرداده است اواضافه می کند: گزارش برنامه توسعه سازمان ملل ودولت افغانستان درسال2005 نشان می دهد،بیشتر کودکان مدرسه رو ،ازهفت الی12سال است. وبااین حال میزان حضور کودکان درمدرسه تنها54درصد ازکودکان می باشد واین وضعیت دربرخی مناطق جنوبی کشور بیش از60درصد.هنوز دومیلیون کودک افغانستاني در این کشور ازسواد محرومند،میزان تکمیل دوران ابتدایی درپسران45درصد ودر دختران30درصد است.

براساس آمار وزارت کشور بیش ازسه ملیون پناهنده مهاجر حضوردارند. آمارنهضت سوادآموزی کشور ازآموزش نیم ملیون پناهنده افغانستانی خبر می دهد ولی هنوز درصد قابل توجهی ازمهاجران افغانستانی ساکن ،از این امکان بی بهره اند.

درحال حاضر249هزار دانش آموزعراقی وافغانستانی درمدارس ایران تحصیل می کنند که230هزاردانش آموز مهاجر افغانستانی است[13].

ولی آمار وزارت کشور به سه صدهزاردانش آموزش مهاجرافغانستانی وعراقی اعلام می کند،تعداد دانش آموزان مهاجر درخراسان رضوی 50هزارنفربرآورد شده است.ولی بین گزارشگر یونسف واداره اتباع وزارت کشور و وزارت آموزش وپرورش اختلاف وجود دارد،چون نماینده یونسف 145 هزاردانش آموزذکرکرده است واین تفاوت غیر واقعی است وآماروزارت کشورنزدیک به واقعیت است.

درمجموع54درصد ازکودکان قادر به رفتن مدرسه اند وهنوزبخشی عظیم ازکودکان مهاجر افغانستانی ازتحصیل محروم اندوچون مدارس خودگردان افغانستانی به دلیل کاستی معلم،نحوه آموزش وفضای آموزشی بسته شده است .

ناگزیر باکارشناس سازمان آموزش وپرورش اموراتباع بیگانه مصاحبه کردم.محمد حسین بهشتی مشکلات دانش آموزان افغانستانی را چنین دسته بندی کرد:

1 – مشکل عمده فقدان مدرک هویتی مهاجرین است که30درصدازمهاجرین فاقد مدرک هویتی اند وهمچنان چنددرصد ازخانواده به خاطر هزینه اندکی برای تمدید کارت خودپرداخت نکرده اند واقدام به تمدید کارخودنکرده اند.

2 – مشکل معیشتی است چون برخی خانواده ها به دلایلی که کارندارند ازکودکان کار می کشند.چون امرار معاش ثابت ندارند وفرزندان شان از تحصیل محروم می گردند.

3 – بی سوادی خانواده مهاجر و اهمیت نداشتن تحصیل برای فرزندان مانع ازتحصیل وادامه تحصیل است.

4 – چون فرزندان تحصیلکرده مهاجر درایران به کارگرفته نمی شود ولی در کشور افغانستان ادر بازار كار به جذب نمي شوند وهمین سردرگمی درآینده انگیزه تحصیل را درمیان مهاجرین خشکانده است.

5 – تحصیل درایران هزینه های دارد وخانواده های افغانی حاضر به قبول هزینه تحصیل برای فرزندان خود نیستند. .درضمن بعد ازاین به اساس مصوبه هیئت دولت دانش آموزان مهاجر فقط به دانشگاه آزاد و دانشگاه های غیر انتفاعی، پذیرفته می شوند واین سیاست نیز انگیزه های تحصیلی را در ميان خانواده هاي مهاجر افغانستاني پاين می آورد.

هرچند درثبت نام 13 مورد از پرداخت هزینه تحصیل معاف اند:

1 – خانواده های بی سرپرست2 – خانواده های که بیماردارند3- خانواده های که بیش از سه دانش آموز دارند وغيرو ....

درمجموع مشکلات دانش آموزان مهاجر افغانستانی به سه بخش مربوط می شود:

1 – عدم احراز هویت2 – معیشتی3 - تربیتی[14]

درضمن او اشاره می کند: درهنگام ورود درمصاحبه انجام 90درصدزنان مهاجر بی سواد بوده ولی درهنگام بازگشت 90 درصد زنان مهاجر باسواد ثبت شده است. واین امرنشان دهنده است که مهاجرت تأثیر بزرگ درامور سواد دارد.

مشکل عمده دانش آموزان مهاجرین افغانستانی مدارک شناسایی وبرگه تردد شان است .چون درتمدید آن کارت ها به موقع تحویل داده نمی شود واین امر را آقایان و خانمهاي معلم و غيرو... بيش ازسي سال با دانش آمزان مهاجر كار كرده اند تصديق مي كنند. خلاصه نظراتشان اين است عمده ترين مشكل ..، مشکل هویتی مهاجرین هستند كساني فاقد كارت است به كلي از تحصيل محرومند و تأکید مي کردند بهترين نيروي انساني آماده تحصيل و داراي انگيزه قوي هستند. ولی آنان از ذوق و پشتکار دانش آموزان مهاجرین افغانی اظهار خرسندی مي نمودند ودبیران کودکان مهاجر را تحسین می کردند وارتباط دانش آموزان ومعلمان صمیمی است، برخی مدارس فضای انسانی آموزش آن فوق العاده مناسب برای فرزندان مهاجرین حتی چنین فضای انسانی ومعنوی را خودم درعمرم درحوزه علمیه تجربه نکرده ام، همواره نیشتر تبعیض و زخم زبان ها روح و روانم را آزرده است وهرچند برخی عناصر انسانی درمدارس ومکاتب یافت می شود که دارای نگرش منفی راجع به مهاجرین هستند ولی معلمان نوعا به خاطر همان حرفه مقدس معلمی درطول آموزش عاشق دانش آموزان افغانستان می شوند وبه اساس آمار و ارقام مدارس افت تحصیلی درمیان پسران 2درصد است درمیان دختران5 %درصد است وپسران دانش آموز مهاجرافغانستانی ازنظر اخلاق وآداب ونظم پذیری ستودني است و اين امر نشان دهنده نجابت و اصالت خانواده هاي افغانستاني است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 15:45  توسط مهاجر  | 

 

نگاهی برشرایط کاری و تحصیلی مهاجرین افغان در ایران

محمد عوض نبی زا ده

افغانستان کشوریست که از سه دهه بدینسو دچار بی ثباتی ، نا امنی و جنگ های خونین بوده اند که این جنگ ها زیر نام جنگ‌های حزبی ، قومی ، مذهبی و لسانی به وقوع پیوسته است . همچنان کشورهای منطقه و ابرقدرت های جهان نیز دست به فعالیت تخریبی زده تا اتش جنگ و بی ثباتی را در افغانستان شعله ورنگهدارند ،سه دهه جنگ در افغانستان موجب گرديد که بسياري از معادلات سياسي و نظامی برهم بخورد و اکثرازکشورها نسبت به اين واقعه مهم واکنش نشان دادند. تند روی ها ، و سیاست خام گرو ه های حاکم که تناقض شدید با عقاید مردم افغانستان داشت ، نیزمانند انبارهیزومی باعث تقویت ، و دوام آتش جنگ گردیده وحکومت ها ی ایدئولوژیک چپ وراست از خودها کارکرد منفی بجا گذاشته اند و بخصوص با به قدرت رسیدن حکومت مجاهدین ، افغانستان در منجلاب نا امنی فرو رفت جنگ های خونین تنظیمی ، مذهبی ،قومی و لسانی ، تمام هستی و زیر بنای کشور را به خاکستر مبدل ساخت و دار و ندار افغانستان تخریب و در بازار های پاکستان به فروش رسانیده شد که در اثر این جنگها برخی از مردم افغانستان مجبور به ترک وطن گردیده وبه ممالک همسایه چون ایران و پاکستان آواره شدند . اماتوقع میرفت که زمامداران کنونی افغانستان باید نگاهی برابر به تمامی افغانها میداشت ولی چنین نشد. حال اینکه بعد از سی سال باوجود سرازیر شدن میلیارد ها دالر کمک جامعه جهانی هنوز هم مردم کشور مااز گرسنگی به علف خواری روی آورده ؛ و فرزندان دلبند شان را برای ادامه حیات به لیلام گذاشته اند؛ نباید مقامات حکومتی آرام بنشنند و نظاره گر مرگ فرزندان، هم میهنان و رو به قهقرا رفتن کشور شان بیش ازین باشند. یکی از همسایگان کشور ماجمهوری اسلامی ایران است و درغرب افغانستان موقعیت دارد که بعد از یک انقلاب ، رژِیم پاد شاهی را سرنگون ساخته و توسط یک حکومت مذهبی اسلامی اداره میشود ، سیاست‌ دولت ایران در باره افغانستان دچار تعد د تصمیم گیریهای سیاسی بود ه و این تعدد منابع تصميم گيري، ، با عث شده است که ايران سیاست دفع الوقت و گمراه کننده را درمسایل افغانستان تعقیب نماید . بسياري از اين گروه های حاکم در ایران دوست دارند حوادث را آن گونه که ميل شان است تحليل کنند واطلاعات کاذب و يا چاپلوسانه ارايه شده از سوي منابع افغاني به مقامات داده شده و تصميم گيري ها نيز بر اساس آن انجام مي گردد. ايران هيچ گاه نتوانسته به يک افق روشني نسبت به قضيه افغانستان برسند چون ارگان هاو نيروهاي تأثير گذار ايراني به جاي اجماع سياسي، دچار بي نظمي سياسي و عدم تعادل و طرح استراتژي مشخص و تعريف شده است که از بالا تا پايين مطابق ذوق و سلیقه هر اداره تصميم میگيرند . سياستگذاران ايراني ، نميدانند که چه استراتژي را در بارهءافغانستان درپيش گيرند؟ زیراباهمه از مردم هزاره شیعه گرفته تا تاجيک سني فارسي زبان و تا حکمتيار متعصب ترين پشتون ضد ايراني و برخي از مهره هاي کليدي تيم افغان ملت و حتي طالبان رابطه برقرارکرده و نسبت به پاکستان، هزينه هنگفتی رامصرف نموده اند . گرچه سهم ایران درباره حل معضله افغانستان خیلی عمده و حساس میباشد چون ایران در تدویر کنفرانس بن همکاری نمود و درمدت تقریباً هشت سال بیش از سیصد میلیون دالر برای بازسازی افغانستان به مصرف رسا نیده است کمک ایران بخاطر تامین امنیت درافغانستان باید خیلی عمده و جدی مدنظرگرفته شودکه بدون همکاری و مساعدت سیاسی ایران در کشورماصلح وثبا ت میسرنخواهد شد .

بدون تردید دولت و مردم ایران علی رغم تمام مشکلات موجود طی سه دهه اخیر با پذیرایی از مهاجرین افغانستان توانستند نمونه موفق یک کشور مهاجر پذیر را نشان دهند و مرزهاي خود را به روي سيلی از مهاجران متاثیر ازجنگ در افغانستان گشودند. که در طی این مدت ، بیش از سه میلیون افغان به ایران مهاجرت کردند و در حال حاضر هم شمار زیادی از این مهاجران در ایران به سر می برند.که اکثر مهاجرین افغانستان بر اساس فاکتور های چون همزبانی، همکیشی و هم مذهبی و بر اساس شعارهای اسلامی حکومت ایران آن کشور رابه مقصد مهاجرت انتخاب نمودند دولت ایران پناه دادن به پناهجویان افغانستان و مهمان نوازی از آنان را منطبق با این شعارها تفسیر می کردند .مردم ما نیز درین مورد از دولت و مردم ایران سپاسگذارند. کارگران مهاجرافغانی در ایران ده ها سال است که در کار های شاقه چون کار درکوره پزخانه ها، سنگبریها، مرغداری و گاوداریها، خشت مالی ساختمانها و کندن کانالهای فاضلاب و دیگر کارهای ثقیل مصروف کار است و به خشم خداوندی گرفتار و از رحمت بشری بی بهره اند. ایرانیها از کارگران مهاجر که جان خود را عرضه می کنند تا چون بردگان آزاد سخت ترین کارهایی را که کارگران ایرانی با هزاران اما و اگر انجام می دهند اما کارگران افغانی بی هیچ حرف و سخنی انجام داده و شب هنگام بدن نیمه مرده ءشان را مثل لاشه متحرکی به خانه شان می اندازند. صبح هنگام باز با تکرار رنج دیروز به ماشینهایی می مانند که بی اراده و مصلوب الاختیار از صبح تا شام اوامر ارباب را اجرا کرده و وقتیکه به اندازه کافی مستهلک شدند از چرخه تولید خارج ساخته میشوند. توجيه سياستی با توسل به اين استدلال که نيروی کار افغان فرصت اشتغال بی‌کاران ايرانی را گرفته‌اند، غير قابل قبول است. نه تنها شواهدی چون لايه‌بندی طبقاتی و تحصيلی بی‌کاران ايرانی در مقايسه با نوع مشاغلی که مهاجران افغان در آن مشغول به‌کار هستند، و نيز شواهدی که از سياست‌های کلان‌تر اقتصادی برمی‌آيد، نشان از سستی اصل اين استدلال دارد،اما از چند سال قبل تا کنون در اکثر شهرهای ایران که مهاجرین افغانی در آنجا اقامت دارند، چندین پروسه اخراج مهاجرین افغان بصورت خشن و بی رحمانه در حال اجراست . این برنامه توسط نیروی انتظامی با همکاری گروه های بسیجی فعال و پولیس در مراکز مختلف به شدت انجام می شوند. که اخيراً این اعمال خشونت آمیز نیروی انتظامی و پوليس ایرانی در برخورد با کارگران و مهاجران افغان بعضا در رسانه‌های جمعی منتشر می‌شود. در برخی از ولایات ایران مهاجران که دارای مدرک هم هستند دستگیر و به اردوگاه تحویل داده می شوند و در برخی از شهرها بعضی از مأموران نیروی انتظامی در حین جمع آوری به اصطلاح " افاغنه"، کارت شناسایی مهاجرین دارای مدرک را قیچی کرده تا آنان را فاقد مدرک جلوه دهند.! بسیاری اوقات اتفاق افتاده است که سر پرست خانواده رد مرز شده و خانواده ای او بدون کدام منبع درآمدی در سخترین شرایط اقتصادی قرار گرفته اند و یا گاهی هم مرد یعنی رئیس فامیل همسر بیمار خود را برای معالجه به شفاخانه برده است اما شوهر در وسط راه یا در شفاخانه توسط نیروهای انتظامی دستگیر و به اردوگاه منتقل و همسر مریض وی در شفاخانه یا درخانه جان خود را از دست داده است و فرزندان کوچک بدون پدر و مادر و سر پرست باقی مانده اند! این رفتار دور از انتظار، سکوت برخی از مجامع مذهبی ایران را که داعیه دفاع از مظلومان را با خود دارند، به چالش می کشد! بی صبری دولت جمهوری اسلامی ایران و برخورد نامناسب و مغایر با اصول اسلامی و انسانی نیروی انتظامی ایران نسبت به مهاجرین افغان که با ضرب وشتم و بی حرمتی نیز همراه بوده و این برخوردها که منجر به کشته و مجروح شدن تعدادی از انان شده است توهین ، دشنام ، ضرب و شتم در ملاء عام ، اخراج زنان و کودکان و تلف کردن اموال پناهندگان ، آزار جسمی ، روحی و روانی ، وحشت و هراس از زمره رنج و عذابی می‌باشد که مهاجرین افغان در ایران اسلامی متحمل میشوند کارت های شناسایی خانواده هاي پناهنده در کنار این که فاقد هر گونه ارزش واقعی بوده و به بهانه های مختلفی چون نداشتن کارت کار گری ، حضور در مناطق ممنوعه احتمال جعلی بودن و.غیره.. توسط دفتر اتباع قید شده و تنها یک کپی از مدرک پس از گذراندن چند روز زندان به صاحب آن داده می شود .اخذ مبالغی از هر خانوار مهاجر تحت عناوین عوارض شهرداری، کمک به دهیاری و.غیره.. که ، هر خانواده دو نفری یک میلیون و دو صد هزار ریال، خانواه سه نفری یک میلیون و پنجصد هزار ریال و هر خانواده سه نفری و بیشتر یک میلیون و هفت صد هزار ریال به حساب شهرداری، بخشداری و یا دهداری باید تسلیم نمایند و با مدرک شناسایی اتباع خارجی همراه رسید مذکور و مهر تأیید اداره ذی نفع معتبر تلقی می شود. که هیچ یک از موارد ذکر شده با قوانین بین المللی و اخلاق انسانی مطابقت ندارد و با وجود قوانین صریح بین المللی در مورد حقوق پناهندگان در این کشور با پناهندگان همچون بردگان برخورد می‌گردد . نمی‌تواند که این نحوه برخورد تاثیرمثبتی بر انسجام هر چه بیشتر میان دو کشور مسلمان و همسایه قلمداد شود . چون مهاجران افغان به دلیل جنگ، فقر و فراهم نبودن زمینه کار در افغانستان، میل چندانی به "بازگشت داوطلبانه" به کشور خود نداشته اند - چیزی که در توافقات سه جانبه ایران، افغانستان و سازمان ملل بر آن تاکید شده است اخراج مهاجران افغان در شرايطی که هنوز کشورشان دست‌خوش ناآرامی‌‌های پيامد جنگ‌های اخير است، و در شرايطی که هنوز معيارهای حداقلی زندگی و امنيت در بسياری از مناطق اين کشور متزلزل و دور از دسترس و سياستی غير انسانی و ناپذيرفتنی است.پناهندگان افغان از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد انتظار دارندکه جهت حل این مشکلات به چاره اندیشی پرداخته و از شكسته شدن بیش از این از استخوان های این پناهندگان در زیر بار این همه ضرب و شتم و تهمت ها ، توهین ها ، تحقیر ها – رد مرزکردن ها و مشکلات جلوگیری کند .

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد آگاهی دارد که مهاجرین افغانستان دراثر سه دهه جنگهای خونین مجبوربه ترک وطن شده و به ممالک همسایه ودیگر کشور های جهان پناهنده گردیده اند کشورهای ایران و پاکستان با سخاوتمندی و همسایداری نیک اسلامی بزرگترین تعداد از پناهندگان افغان را در سرزمین های شان جاداده است گرچه این دو کشور همسایه اسلامی افغانستان درین سه دهه جنگ با صبر و حوصله مندی مهاجرین افغان را پذیرفتند ولی این دوکشور اسلامی منافع فراوانی را در بخشهای سیاسی -اقتصادی از موجودیت پناهندگا افغان بهر برداری نمودند که توسط مهاجرین افغان برای انکشاف و ترقی اقتصادی و صنعتی کردن ممالک شان با استفاده از نیروی کاری ارزان و انجام کار های خیلی شاقه توسط مهاجران افغان بهره گرفتند و هم چنان در بازی های سیاسی میان گروهی داخلی شان از آن استفاده کرده و مهاجرین افغانرا همواره منحیث وسیله فشار سیاسی و امنیتی بالای دولت های افغانستان نیز مورد کاربرد موثیر دیپلوتیک و استفاده نا جائیزسیاسی قرار داده ا ست. صرفنظر از تذکرمطالب بالا فیصله نامه جدید دولت ایران در باره وضعیت تحصیلی مهاجرین افغان یک کار نیک و متناسب با همسایگی خوب و در خور ستایش بوده و انرا به فال نیک گرفته و امیدواریم که ازین به بعد جمهوری اسلامی ایران اینگونه اقدامات انسان دوستانه را مطابق به قوانین نافذه سازمان ملل متحد حقوق پناهندگان افغان رعایت کرده تا زمینه نزدیکی و همسایگی دوکشور اسلامی هرچه بیشتر فراهم و در باز سازی افغانستان جنگ زده یاری و کمک بی غرضانه انجام دهند.

چنانچه دولت ایران درین روز های نزدیک آئین نامه ای را تصویب کرده است که بر اساس آن دانش آموزان و دانشجویان مهاجر افغان می توانند در مدارس و دانشگاههای این کشور آموزش ببینند.چنین فرصتی پس از سه دهه برای مهاجران افغانبرای نخستین بار در ایران میسر شده است. چنانچه فدا حسین مالکی، سفیر ایران در افغانستان در یک نشست خبری در کابل اعلام کرد که شورای انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی به دستور محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران تصمیم گرفته است که برای کودکان افغان کلاسهای درسی ایجاد شود.و دانشجویان مجاز (افغان) که در ایران هستند می توانند در کنکور سراسری شرکت کنند، بعد از این که محدودیت شرکت در کنکور برداشته شده است، صدها نفر از دانشجویان (افغان) وارد دانشگاههای مختلف جمهوری اسلامی ایران خواهند شد."آقای مالکی گفت ایجاد مدارس غیرانتفاعی با همکاری هر دو کشور ایران و افغانستان در داخل ایران، از دیگر برنامه هایی است که اخیراً دولت ایران اجرای آن را تصویب کرده است.و همچنین ایجاد مدارسی موسوم به "مدارس ایران-افغانستان" در داخل افغانستان هم از برنامه هایی است که با همکاری وزارت معارف افغانستان بزودی آغاز خواهد شد."پیش از این ایران از چاپ کتابهای درسی مدارس افغانستان در ایران خبر داده بود، در حال حاضر بیش از ده ها هزار کودک مهاجر قانونی و غیرقانونی افغان در ایران پس از این تصمیم دولت ایران برای رفتن به مدارس ثبت نام خواهند کرد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 15:43  توسط مهاجر  | 

مهاجرین افغانی و پرونده های قضایی.

 

اشاره

اصولا" سر وكار پيدا كردن با محاكم قضايي بدليل پيچيدگي و صرف وقت مطلوب كسي نيست. تقريبا" اين مساله درتمامي كشورها وجود دارد كه روند رسيدگي به دعاوي خصوصا" ازنوع حقوقي آن،وقت گير،هزينه بروطولاني مدت است. ازاين رو بسياري ازمردم ترجيحمي‌ دهند كه حتي المقدورازطرح دعاوي شان دردادگاه اجتناب كنند. زيرا سروكار پيدا كردن با دادگاهها بدليل بي اطلاعي اكثريت مردم از ريزه كاريهاي حقوقي، ارزش چنداني براي تجربه اندوزي ندارد. ضمن اينكه گرفتن وكيل نيز براي هر دعوايي مقرون به صرفه نيست.

به هرحال هركشوري قوانين حقوقي، جزايي ومدني خاص خود را دارد وبه نظرمي رسدكه اگراتباع ديگر كشورها بخواهند ازچترحمايت قانون يك كشورديگراستفاده كنند، بايد موانع ومحدوديتهاي موجود را درنظربگيرند. بويژه اگر حضورآنان در كشورديگراز نوع مهاجرت باشد.

دراين شماره مصاحبه‌اي را در رابطه با پرونده‌هاي حقوقي مهاجرين افغاني در جمهوري اسلامي ايران، با آقاي عبدالله شفايي انجام داده ايم. ايشان كارشناس ارشد حقوق خصوصي هستند وبا پرونده‌هاي حقوقي وكيفري بسياري از مهاجرين درگير بوده وبه آنان مشاوره داده اند. ضمن تشكر از ايشان بدليل وقتي كه براي اين مصاحبه گذاشتند، اميدوراريم صحبتهاي ايشان بتواند تا حدودي مهاجرين افغاني را بامسايل قضايي وپيچ وخمهاي قوانين حقوقي جمهوري اسلامي ايران آشنا كند.

¨ آقاي شفايي تا آن‌جا كه ما اطلاع داريم شما با پرونده‌هاي قضايي بسياري ازمهاجرين افغاني درگيربوده‌ايد.آيا اين دخالت شما از نوع وكالت بوده يا اينكه عنوان ديگري براي آنمي‌ توان پيدا كرد؟

^ باعرض سلام و احترام خدمت شما و خوانندگان گرامي؛ اين جانب درسال 1374 دررشته حقوق دردانشگاه مشغول به تحصيل شدم. ازهمان زمان مهاجرين افغاني آشنا و گاهي ناآشنا جهت احقاق حقوق‌شان به بنده مراجعه مي‌نمودند و درخصوص پرونده‌هايشان مشاوره حقوقي مي‌خواستند. بنده به صورت ناخواسته وقتي دربرابراين درخواستها قرارمي گرفتم درحد توان و معلوماتم ازارائه راهنمايي دريغ نمي ورزيدم و اين روند و مراجعات كم و بيش درطول سالهاي گذشته ادامه يافته است.

ذكراين نكته لازم است كه اينجانب درهيچ پرونده‌اي وكيل رسمي نبوده ام بلكه صرفا" مشاوره داده ام. اين حددخالت درامورحقوقي را بعضي دوستان كه اطلاعات حقوقي كم دارند، وكالت تلقي مي‌نمايند. وكالت درسيستم حقوقي جمهوري اسلامي ايران نيازمند داشتن پروانه وكالت ازكانون وكلاست و گرفتن پروانه وكالت نيزمشروط به داشتن تابعيت ايران است. بنابراينن كارمن وكالت نيست اگرچه وكالت خود يك عقد مدني است و هركس مي‌تواند به ديگري درانجام كارهايش ازطرف موكل وكالت اخذ كند و به نيابت و قائم مقامي ازاو كارهاي او را انجام دهد. اين چنين وكالت شرط تابعيت ندارد. اين وكالت ازفقه ما گرفته شده است.

به هرحال رنج ها و مظلوميت مهاجرين و ضايع شدن حقوق آن ها دل هرانساني را به درد مي‌آورد. ضميرآگاه هرانسان مسلماني ندا مي‌دهد كه مظلوم را براي احقاق حقش ياري رسانيم. بنده كه خود به اين قشرتعلق دارم و اين رنج ها را ازنزديك لمس نموده ام برخود لازم دانستم درحد توان انجام وظيفه كنم.

ازسوي ديگرعدالت ازآرمان‌هاي حقوقي است. حقوق بدون اين كه انسان را به سوي عدالت و اقامه آن نكشاند ، پَشيزي هم نمي ارزد. حقوق بدون عدالت، عقيم و بي ثمراست. ازسوي ديگر دروس حقوق دردانشكده‌هاي حقوق جنبه تئوري و نظري دارند. جنبه عملي و اجراي حقوق را بايد دردرون پرونده ي قضايي و راهروهاي دادگاهها جستجو كرد. به تعبيربرخي ازاستادان، حقوق محض خواندن همانند پزشك جراحي است كه هميشه كتاب بخواند و وارد اتاق عمل نشود. مجموع اين عوامل سبب شد كه ازپرونده‌هاي قضايي كه به دستم مي‌رسد با علاقه آن را مطالعه مي‌كنم.

¨ تاكنون مشاوره چند پرونده ونوعا چه پرونده‌هايي را بعهده گرفته ايد ؟

^ تأكيد مي‌كنم مشاوره حقوقي به پرونده‌هاي زيادي ارائه داده ام. حساسترين پروندها كه مرا بيش ازهمه تحت تأثيرقرارمي دهد، پرونده‌هاي جزايي است. اين حساسيت ناشي ازحساسيت موضوع و خود پرونده است.

¨ غالب دعاوي مهاجرين افغاني را چه نوعي از پرونده ها تشكيل مي‌دهد؟

^نمي شود گفت كدام دعوا بيشترازبقيه است چون آماردقيقي دراين زمينه ندارم ولي ميان پرونده‌هايي كه بنده درجريان آنها بوده ام، حوادث ناشي ازكارومطالبه ديون كارگرازكارفرما، بيش ازبقيه بوده است. هرچند متأسفانه بايد گفت دعاوي خانوادگي درميان مهاجرين به خصوص قشرجوان نيزافزايش يافته است.

¨ ممكن است به مهمترين پرونده‌اي كه درگيرآن بوده ايد اشاره كنيد؟

^يكي ازپرونده‌هايي كه بنده درجريان آن قرارداشتم و قبلا" نيزبه آن اشاره كردم، پرونده كارگرمهاجري است كه مثل بقيه كارگران افغاني مهاجربراي كارگري و جستجوي رزق و روزي ازافغانستان به ايران آمده و درساختمان آقاي هاشم كلاهي يكي ازمربيان تيم ملي كشتي به كارمشغول مي‌شود ومتأسفانه درروز21/9/79 درحين پي‌‌كني ساختمان دچارسانحه شده و زيرآوارمي ماند. پس ازدرآوردن وي اززيرخاك و بردن به بيمارستان مشخص مي‌گردد كه كارگرمصدوم دچارضايعه قطع نخاع شده است. البته درشكايت اوليه كه توسط افراد فاقد

رنج ها و مظلوميت مهاجرين و ضايع شدن حقوق آن‌ها دل هرانساني را به درد مي‌آورد. ضميرآگاه هرانسان مسلماني ندا مي‌دهد كه مظلوم را براي احقاق حقش ياري رسانيم. بنده كه خود به اين قشرتعلق دارم و اين رنج ها را ازنزديك لمس نموده ام برخود لازم دانستم درحد توان انجام وظيفه كنم.

^ مراجعه به دادگاه و پاسگاه جداي ازاتلاف وقت و هزينه‌اي كه دارد اصولا" كارپسنديده‌اي نيست. روند مراجعه، طرح شكايت، پيگيري و تنظيم دادخواست و دفاع دردادگاه و اعتراض به حكم و اجراي حكم روندي بسيارپيچيده و وقت گيراست كه تازماني كه راههاي ديگربراي رفع تنازع وجود دارد بهتراست به دادگاه و پاسگاه مراجعه نكنند. محدوديتهايي كه پيش ازاين نام برديم براي مهاجرين مضاعف است لذا مصالحه و حل دعوا ازطريق داوري و سازش توسط افراد معتمد بهترين راه حل است. البته بطورسنتي هم مردم ما درحدامكان ازمراجعه به دادگاه اكراه دارند و ترجيح مي‌دهند ازراههاي مذاكره قومي و فاميلي دعاوي شان را حل و فصل نمايند. البته اين مسئله بيشتربه ساختارسنتي و نقش قوم درهمبستگي اجتماعي مردم افغانستان برمي گردد. البته با اينكه معايبي دارد كاركردهاي مثبتي نيزدارد. تقسيم مسئوليت ميان طايفه و قبيله همانند يك بيمه جبران خسارت و ترميم آلام مجني عليه را آسانترمي سازد. منتهي درساختار سنتي افغانستان بيگها ، اربابان و ملايان وظيفه اداره چنين دادگاههاي محلي را برعهده دارند كه گاهي به صدوراحكام ظالمانه مي‌انجامد. دربسياري ازموارد ازباب دلجويي ازمصدوم با خانواده مقتول طرف جاني را ملزم مي‌كنند كه يك يا چند دختربه خانواده بدهد. درچنين مواردي ارزش انساني زنان و رضايت آنها درازدواج عملا" ناديده گرفته مي‌شود و آنان درحد كالا و حيوان تنزل مي‌يابند.

دربرخي ازكشورهاي ديگرفرهنگ مراجعه به دادگاه اساسا" ضعيف است. مثلا" دركشور ژاپن دفرهنگ عمومي مراجعه به دادگاه را عارو ننگ مي‌دانند و تا حد امكالن از مراجعه به دادگاه پرهيز مي‌كنند.

¨ نمونه‌اي ازاين افراد( درخصوص سؤال فوق) را مي‌توانيد بيان كنيد؟

^   يكي ازاصول كارحقوقي و مشاوره حفظ اسرارافراد است كه بدليل شخصيت و حرمت اشخاص، نام بردن خلاف اخلاق حرفه‌اي است. ضمن اينكه ازنظراخلاقي نيزطرح پرونده اشخاص با نام و عنوان شناخته شده نيزمذموم است. بطوركلي بسيارند كساني كه پس ازچند سال رفت و آمد دردادگاه و پاسگاه آخربه مصالحه و داوري رضايت داده اند. چرا كه گذشت ازبعضي حقوق بهتر ازآن است كه پس ازدوندگي بسياربه هيچ بخشي ازآن نرسي.

¨ همان طور كه فرموديد بسياري از دعاوي مهاجرين افغاني، خانوادگي است. درعين خال پيچ وخم دادگاهها و اطاله دادرسي در خصوص اين پرونده ها خسته كننده است، آيا بهتر نيست اين گونه دعاوي از درون ويا به اصطلاح با ريش سفيدي حل و فصل شود؟

^ گذشته از منافعي كه اين راه حل دارد در متون ديني ما بر اين مساله تاكيد شده است . قرآن كريم در سوره نساء آيه 39 مي‌فرمايد: «اگرترس ازشقاق واختلاف بسيار بين زن وشوهر داشته باشيد يك داوراز خانواده شوهرويك داورازخانواده زن معين كنيد تا به اختلاف رسيدگي كنند. اگرزن وشوهر يا داور قصد اصلاح كنند، خداوند ميان آنان سازگاري و توفيق برقرارمي سازد.» براين مبنا برخي از كشورهاي اسلامي نهاد داوري را در سيستم حقوقي كشورشان وارد كرده اند. هرگاه دعاوي خانوادگي در دادگاه مطرح شود دادگاه ابتداء" آن ها را به داوري راهنمايي مي‌كند. هرگاه داوران گواهي عدم امكان سازش صادر نمودند دادگاه حكم به طلاق خواهد داد.

¨ يكي ازنگراني‌هاي مهاجرين افغاني اطاله دادرسي پرونده هاست. زيرا مهاجرين افغاني داراي كارت اقامت با زمان محدود هستند وپس ازسپري شدن اعتباراقامتشان از سوي دولت ايران تحت فشار قرارمي گيرند تا ايران را ترك كنند. آيا دادگاهها دراين خصوص تسهيلاتي براي مهاجريني كه درگير پرونده‌هاي حقوقي هستند، قايل است؟

^ متاسفانه اين مشكل يكي از مشكلات مهاجرين است. دادگاهها فقط گواهي در جريان بودن پرونده صادر مي‌كنند كه نيروي انتظامي يا امور اتباع ومهاجرين خارجي كمتر به آن توجه مي‌كنند. البته گاهي هم به استناد گواهي دادگاه، نيروي انتظامي و امور اتباع پاسپورت يا كارت مهاجرين را تمديد نموده است ولي درمجموع يكي از مشكلات مهاجرين داراي پرونده، مساله اقامتشان است. ناگفته نماند دادگاهها به درخواست ذي نفع پرونده فقط گواهي صادر مي‌كنند وحكم قضايي و يا دستور قضايي براي مراجع انتظامي صادرنمي نمايند. گواهي اثر حقوقي الزام آور ندارد و فقط اطلاع دادن است وتصميم گيري را برعهده مخاطب مي‌گذارد.

مهاجرين در كشورپذيرنده ضعيف و مظلومند و كمتراتفاق مي‌افتد از موضع قدرت اقدام به تضييع حقوق شهروندان بومي ‌نمايند.

FPRIVATE "TYPE=PICT;ALT=Text Box:" نكته ديگرآنكه تمديد گذرنامه يا كارت يا نامه تردد به صورت كوتاه مدت يك ماهه، سه ماهه ومانند آن انجام مي‌شود. در حاليكه پرونده‌هاي قضايي بسياري به صورت دراز مدت ادامه دارد. اين مساله نيز باعث مي‌شود كه برخي از مهاجرين به حقشان نرسند. چرا كه در خلال روند دادگاه ممكن است به خاطر بي مدركي بازداشت و رد مرزشوند. كه اين امر هم پيگيري پرونده را دچار اخلال مي‌كند و هم انگيزه آنان را براي پيگيري دعوايشان كاهش مي‌دهد.

¨اصولا چرا دراغلب پرونده‌هايي كه يك طرف آن مهاجرين افغاني هستند، مهاجرين شاكي هستند و كمتر اتفاق مي‌افتد كه متهم باشند؟

^ دليل آن روشن است. زيرا مهاجرين در كشورپذيرنده ضعيف و مظلومند و كمتراتفاق مي‌افتد از موضع قدرت اقدام به تضييع حقوق شهروندان بومي ‌نمايند. اين قاعده در تمام كشورها يكسان است. گذشته ازآن در صورت متهم بودن يك فرد مهاجر به حق يا به ناحق ترس ناشي از محكوميت از يك طرف و امكان جابه جايي آسان از سوي ديگر سبب مي‌شود كه مهاجر محل را ترك نمايد وبه كشورخودش بازگردد. درصورت وقوع جرم، مجرم بر اساس قوانين بين المللي (اينترپل) دستگير و به محل جرم تحويل داده مي‌شود. اين دست از جرايم درميان مهاجرين بسياركم است. بيشتر موارد اتهامي بدون پايه واساس است كه بعضي از شهروندان جهت تضييع حقوق مهاجران به آنها مي‌زنند واز اين طريق آنان را تهديد مي‌نمايند.

¨ با توجه به تجربه‌تان، چه راهكاري را به مهاجرين افغاني پيشنهاد مي‌كنيد كه حتي المقدوركارشان به دادگاهها كشيده نشود و يا اگركشيده شد بتوانند دعوايشان را پي گيري كنند؟

^ من به مهاجرين عزيزچند توصيه را دارم :

1- آگاهي و اطلاع شان را نسبت به حقوق و شيوه اثبات آن افزايش دهند.

2- درهنگام انجام معامله ازقبيل انعقاد قرارداد اجاره و رهن منزل و قرارداد كارو تنظيم مبايعه نامه اموال منقول و غيرمنقول حتما" يك نفرباسواد مورد اعتماد را همراه داشته باشند تا قرارداد را قبل ازامضاء برايشان بخواند.

3- هيچ قراردادي را نخوانده و نفهميده امضا نكنند. هرچند طرف فرد مورد اعتمادي باشد.

4- به گفته‌هاي شفاهي و وعده‌هاي افراد درخصوص دعاوي ومطالبات مهم اعتماد نكنند و حتما" قرارداد تنظيم كنند.

5- درصورت بروزحادثه ناشي ازكاريا رانندگي دردادن رضايت عجله نكنند. قبل ازهركاري حتي طرح شكايت، با افراد با اطلاع مشورت كنند.

6- درخصوص چك بايد توجه شود كه چك دوتاريخ متفاوت نخورد(يكي دربالاي برگ چك و ديگري دركنارامضا) زيرا دو تاريخه بودن چك را ازحالت كيفري بودن خارج مي‌سازد.

به هرحال مشكل اصلي مردم ما جهل و بي سوادي است. براي حل ريشه‌هاي مظلوميت درهرجا كه باشيم بايد خود را باآگاهي و دانش آموزي به دروازه‌هاي تمدن جهاني برسانيم. و اگرچنين نكنيم وضع ازاين كه هست بهترنخواهد شد.

¨ با تشكر ازشما، درپايان اگرمطلب ناگفته‌اي داريد، بفرمائيد؟

^ با تشكر از مجله « پيام ياسين» كه درجهت گسترش و آگاهي فرهنگ عمومي مهاجرين تلاشمي‌ ورزد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 15:41  توسط مهاجر  | 

حذف یارانه ها، نگرانی مهم مهاجرین در ایران

اکنون مشكل افغان ها مقيم ايران مطرح مي شود كه چه كسي يا چه چيزي اين كاهش قدرت خريد و يا عدم توانايي مردم افغان براي مخارج روزانه اي كه در اثر اين گراني ناخواسته بوجود امده را جبران مي كند ؟

به گزارش تحلیلی بخش سیاسی شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، دولت جمهوری اسلامی ایران طی چند روز گذشته خبر از قطعی شدن طرح هدفمند کردن یارانه ها در برخی ولایات این کشور را نشر نمود، که این مطلب باعث نگرانیهای فراوان مهاجرین افغانی مقیم ایران شده است.

دولت ایران در نظر دارد تا با حذف سوبسید ( یارانه ) حاملهای انرژی مثل گاز ، برق، بنزین و دیگر کالاهای اصلی از جمله گندم، برنج، شکر و ... مبلغ این سوبسید ها را به صورت نقدی به اتباع خود پرداخت کند در حالی که پرداخت نقدی یارانه ها شامل مهاجران افغانی نخواهد شد.

حذف يارانه ها از اين كالاها باعث ايجاد تورم بسياري در اقتصاد مي گردد و از طرفي به دليل ارتباط داشتن اين كالاها با توليد ساير كالاي ديگر باعث افزايش قيمت تقريبا همه توليدات داخلي ایران خواهد شد. اين تورم بوجود امده باعث كاهش قدرت خريد مردم مي شده كه بخشي از اين مشكل بوجود امده براي مردم ايران توسط يارانه هاي نقدي که از طريق دولت پرداخت مي گردد جبران مي شود .

اما اکنون مشكل افغانستانی های مقيم ايران مطرح مي شود كه چه كسي يا چه چيزي اين كاهش قدرت خريد و يا عدم توانايي مردم مهاجر براي مخارج روزانه اي كه در اثر اين گراني ناخواسته بوجود امده را جبران مي كند ؟

بر اساس آمار وزارت داخله ایران در حدود یک میلیون مهاجر قانونی (دارای مدرک اقامتی) در این کشور حضور دارند. اگر میانگین افراد هر خانواده را 4 نفر در نظر بگیریم در حدود 250 هزار خانوار به طور قانونی در ایران اقامت دارند. از مجموع یک میلیون مهاجر قانونی حدود 250 هزار نفر شاغل یا جزو نیروی کار بازار هستند. البته شغل‌های که به عنوان شغل مجاز از طرف مسؤولان مربوطه اعلام شده اند تقریبا شغل‌های شاقه و سخت است از قبیل مرغداری، گاوداری، کشاورزی، کارهای ساختمانی، حفر چاه، کوره های آجر پزی و... البته تعدادی قابل توجهی در شغل‌های حرفه‌ای و نیمه حرفه‌ای دیگری نیز مشغول کار هستند.

بر اساس نمونه‌ای که از چند شهر مهاجر پذیر (تهران، ورامین، دماوند، سمنان، اصفهان، کرج و...) گرفته شد حداقل و حداکثر درآمد ماهیانه هر کارگر بین 300 تا 500 هزار تومان در نوسان بوده است. (قطع نظر از نوسانات فصلی کار) که اگر میانگین درآمد سر پرست هر خانوار را 400 هزار تومان در ماه در نظر بگیریم و طبق برخی گزارش‌ها که خط فقر 700 هزار تومان در ماه می‌باشد، بیش از 70 درصد مهاجرین قانونی زیر خط فقر بوده و تقریبا همه مهاجرین مستأجر هستند و مقدار اجاره بها نیز نسبت به مراکز شهرها و شهرک‌های حومه و روستاها متفاوت می‌باشد.

علاوه بر این در چند سال اخیر مبالغی از هر خانواده مهاجر تحت عناوین مختلف ( از جمله هزینه ثبت نام در مدارس، شرکت در طرح آمایش، تعویض کارت های شناسایی، دریافت کارت کارگری و ... ) گرفته شده است. که البته این هزینه‌ها در حالی‌ است که این مهاجرین قانونی بجز استفاده از کالاهای عمومی یارانه‌ای (سوبسایدی) از حمایت قانونی از قبیل بیمه درمانی، بیمه بی‌کاری، بیمه تأمین اجتماعی و از کمک و مساعدت ارگان‌های حمایتی از فقرا و افراد بی‌بضاعت از قبیل کمیته امداد، سازمان بهزیستی و سازمان‌های خیریه بین المللی برخوردار نیستند.

بنابر اظهارات عده ای از مهاجرین وضعیت اقتصادی و معیشتی شان طبق شرایط موجود بطور نسبی غیر مطلوب است و در صورت افزایش قیمت کالاهای عمومی و حذف سوبسید و افزایش قیمت‌ها مطابق نرخ‌های جهانی بدون افزایش درآمدها به همان نسبت، فاصله طبقاتی در کشور ایران بالا خواهد رفت که با پرداخت کمک‌های نقدی به شهروندان ایرانی بخشی از آن جبران خواهد شد اما وضعیت اتباع خارجی و به‌خصوص مهاجرین افغانی دارای مدرک اقامتی دچار مشکلات عدیده خواهد گردید.

با این حال می توان نتیجه گرفت که هدفمند کردن یارانه‌ها قطعا تأثیری بر سطح زندگی مهاجرین خواهد داشت و باعث می‌گردد که سطح نازل امکانات موجود در اختیار از آنچه هست بیشتر تنزل نماید و برخی از مهاجرین که اندوخته و پس‌اندازی اندکی دارند در فرایند زمانی نه چندان طولانی از دست خواهند داد که طبق ضرب المثل معروف؛ شبنم در لانه موریانه طوفان است.

از سوی دیگر افراد واجب التعلیم و مستعد که در صورت تحصیل در سطوح عالی می‌توانند به عنوان یک فرصت و پتانسیل مشترک دو کشور ایران و افغانستان در آینده محسوب گردند، به ناچار جهت تأمین مایحتاج روزمره زندگی ترک تحصیل خواهند کرد. چنانکه در حال حاضر نیز برخی از این افراد دچار چنین معضلی شده اند .

لذا بررسی این موضوع از سوی مقامات دو کشور و حتی مراجع بین المللی امری ضروری به نظر می رسد چرا که دولت جمهوری اسلامی ایران اکنون به عنوان یک الگو در جهان اسلام مطرح است و لازمه تحقق چنین ادعایی در نظر داشتن تمام جوانب امور می باشد.

در ضمن باید اذعان داشت که مطرح کردن این مسایل به هیچ وجه به معنای نادیده گرفتن کمک‌ها و مساعدت‌های سخاوتمندانه چند ساله کشور ایران به گروه گسترده از این مهاجران در زمینه‌ اشتغال، تحصیل و ... نمی‌باشد و همچنین باید حضور مهاجرین غیر قانونی (فاقد مدرک یا کسانی‌که به هر دلیل مدارک شان ابطال گردیده است) که آمار صحیحی از آنان در دست نیست، را نیز در نظر گرفت.

البته لازم به ذکر است که طی پیگیری های نهاد مختلف اجتماعی مهاجرین در این رابطه، کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل اعلام کرده است که: این کمیساریا از کشورهای کمک‌کننده به خود درخواست بودجه اضافی کرده است تا قدری از فشار بر مهاجران باقی‌مانده در ایران کاسته شود.

بر اساس این گزارش سازمان ملل، بودجه این نهاد در سال جاری برای کمک به مهاجران افغان در ایران نزدیک به ۳۷ میلیون دلار تعیین شده، اما تاکنون تنها یک پنجم از این مبلغ توسط این کمیسیون دریافت شده است.

که البته هنوز معلوم نیست این بودجه به چه طریق در اختیار مهاجرین قرار خواهد گرفت، زیرا تا کنون هیچ یک از مهاجرین افغانستانی در ایران طی سی سال گذشته به خاطر ندارند که وجه نقدی از سوی سازمان ملل به آنان پرداخت شده باشد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 15:40  توسط مهاجر  |