X
تبلیغات
مشکلات مهاجرین افغانی مقیم ایران

مشکلات مهاجرین افغانی مقیم ایران

صدای مهاجر

بسیاری از مهاجرین افغانی مقیم ایران هنوز هم در قرن شانزدهم زندگی می کنند.

بسیاری از مهاجرین افغانی مقیم ایران هنوز هم در قرن شانزدهم زندگی می کنند.

بد نیست نگاهی هم به تحصیل در قرن شانزدهم بزنیم.

همانطور که می دانید تحصیل تا قرن شانزدهم مختص اشراف بود.ولی در قرن شانزدهم همزمان با اختراع چاپ این انحصار برداشته شد و آموزش به صورت توده ای در آمد.

ولی امروزه ما مهاجرین افغانی مخصوصا قشر جوان حس می کنیم که این امر دوباره اتفاق افتاده است.آن هم در ایران اسلامی علیه مهاجرین افغانی .

جمهوری اسلامی ایران برای جلوگیری از افزایش مهاجرین افغانی دست به دست به قانون های سخت وجدی زیادی تا به حال زده است, ولی اینکه جلو پیشرفت علمی جوانان افغانی را می گرفت وهر سال چند قانون و محدودیت را برای تحصیل مهاجرین افغانی تصویب می کرد نا عادلانه است,جون آموزش جز حقوق مدنی هر مهاجر است.

البته نا گفته نماند که قانون ها برای مهاجرین افغانی مقیم ایران همواره در حال تغییر است هر سال چند قانون جدید می آید وتحصیل مهاجرین افغانی هم از این قاعده مثتثنا  نمی باشد.

امسال یعنی سال 1389 ورود مهاجرین افغانی به دانشگاه ها آسانتر شد و آنها هم توانستند راحت تر به دانشگاه ها بروند , ولی در سال های گذشته مهاجرین افغانی مشکلات زیادی را برای تحصیل در دانشگاهها داشت,حتی بعضی از سالها جوانان مهاجر افغانی اجازه درس خواندن در دانشگاه های ایران را نداشتند وهمین امر ضررهای زیادی را برای مهاجرین در پی داشت.

وقتی دولت ایران با قانون های سخت ورود مهاجرین افغانی را به دانشگاه ها سخت می کرد, از این رو انگیزه دیگر جوانان افغانی هم برای درس خواندن در مدارس ایران کم می شد تا اینکه رفته رفته با گذشت چند دهه این فاجعه به وجود آمد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 20:22  توسط مهاجر  | 

باید از ایران رفت تا پیشرفت را دید!

                                     وقت رفتن است

میروم از این دیار با کوله ای از خاطره          با کوله ای لبالب از خاطره های تلخ و شیرین

               تورا(ایران)در خاطرم دارم           چون اینجا است زادگاهم        

    اگر نیست دیگر جسمم در این وطن           ولی هست در یادم تا ابد این وطن

                   اگر است ایران زادگاهم           ولی از جنس افغانم

  اگر نیستم, اگر رفتم ولی دارم در یادم          از آن روزهای بی برگشت,از آن روزهای مشقت

               تو را بی منت دوست دارم           برای انقلاب کبیرت,برای خمینی کبیرت

                     گلایه ها فراوان است           از این وطن دوم,از این خانه بیداری    

               اگر اینجا نماند یک افغانی            ولی مانده رنج هایی به اندازه توران

تورا ای گل می بوسم به یاد شادی هایم                   تورا ای خار می گیرم به یاد سختی هایم        

    اگر جان دادن در کار,هست شهادت           شهادت باران کردیم ایران را

   منم یک ایرانی ولی از جنس افغانی            هستم سخی در سختی و با ایمانی

               اگر چه آمدم اینجا به دنیا            اما نمی خواهم اینجا باشد سراب آرزوهایم

چراغی روشن خواهم کرد برای تاریکی          پلی خواهم ساخت به سوی رویاهایم

           نمی خواهم مدفنم جایی باشد            که مردمش نا راضی است

            نمی خواهم قبرم جایی باشد            که زمینش قصبی است

نمی مانم دگر اینجا,به آینده می اندیشم           به آینده سرسبز فرزندانم می اندیشم

    اگر در این خاک باشم هزاران سال            ولی باز هستم بیگانه,به است رفتن,به است رفتن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 20:15  توسط مهاجر  | 

افغانيها چه نقشي مثبتي را در جامعه ايران داشته است؟

افغانيهای مهاجر در سخترين سالهای مردم ايران يعني در هشت سال جنگ ايران با عراق به آنها کمک کردند. افغانهای زيادی برای دفاع از سرزمين ايران در جنگ ايران و عراق شرکت کردند و جانهای عزيز شان را از دست دادند. در زمان جنگ که تقريبا تمام مردان ايراني مشغول جنگ با نيروهای عراقي بودند، افغانيهای مهاجر خالصانه خلای نيروی کار جامعه ايران را پر کرده بودند و ايران با کمبود نيروی کار در اين دوره دشوار مواجه نشد. افغاني ها نيروی کار کاملا ارزان و مورد اعتماد در ايران بود. پس از ختم جنگ، افغانيها بعنوان کارگر در بازسازی دهها شهر خراب شده‌ای ايران سهم بزرگ داشتند، ولي پاسخ اينهمه مسئوليت پذيری و دلسوزی افغاني ها چگونه جبران مي شود؟

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 16:35  توسط مهاجر  | 

 

 روزنامه « جام جم »‌ مربوط به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ، مقاله ای را راجع به مهاجرین افغانی به چاپ رساند كه در رسانه های كشور افغانستان ، بازتاب وسیعی یافته و احساسات هزاران تن از اتباع این كشور را برانگیخت .
از آنجا كه در مقاله یاد شده ، نسبتهای ناروا به مهاجرین افغانی ساكن ایران داده شده و یك نوع كینه ورزی از آن به مشام می رسید ، بر آن شدم كه این مقاله را از زوایای مختلف به كندوكاو گرفته و راجع به برخی از مسائل مربوط توضیح دهم . لازم به ذكر است كه نسخه ای از این مقاله برای روزنامه جام جم نیز ارسال خواهد شد كه بر اساس اصل آزادی بیان وتوجه به قانون مطبوعات ، امیدوارم كه آن روزنامه ، نشر نموده و حداقل از این طریق ، احساسات صدها همزبان و هم كیش خویش را پاسخ گفته باشد .
مقاله مورد نظر ، با عنوان « مهمان همچو نفس راحت جان است ولی ...» توسط «‌دكتر غلامعلی آینه ساز »‌ كه ظاهراً استاد دانشگاه نیز می باشد ، به دغدغه های ملت ایران ناشی از حضور مهاجرین ، آثار مختلف اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی حضور مهاجرین در ایران پرداخته بود . اما با وجود این كه به برخی از محورهای اساسی اشاراتی داشت ، نویسنده با الفاظ توهین آمیز و استفاده ابزاری از موضوع مهاجرت ، تصورهای شخصی خویش را نیز در لابلای آن مقاله منعكس كرد . مهم تر از همه این كه ـ جناب دكتر ، با یك جانبه نگری خود تلاش كرده است كه حضور مهاجرین افغانی در ایران را سراسر منفی جلوه داده و با تعقیب این هدف ، احساسات دولت و مردم ایران را علیه مهاجرین تحریك نماید . لذاست كه ما ضمن احترام به جناب دكتر و تشكر از جمهوری اسلامی به خاطر پذیرایی از مهاجرین هموطنم ـ ابتدا به جنبه های مثبت حضور مهاجرین و جهات سود آوری آنان برای دولت ایران خواهیم پرداخت . سپس تأملی بر مقاله آقای دكتر خواهم داشت و از مقامات مربوط دولت ایران و افغانستان نیز انتظار دارم كه ضمن پیدا كردن راه حل مناسب برای بستن پرونده مهاجرت ، به برخی از ابهامات موجود پاسخ لازم را بد هند تادیگر شاهد انتشار چنین مقالاتی نباشیم .

بدیهی است كه سیلی از مهاجرین افغانستان از اوائل دهه شصت به بعد بخاطر اشغال این كشور توسط ارتش سرخ از یكسو و بخاطر اشتراكات دینی ، زبانی وتاریخی از سوی دیگر ، رهسپار شهرهای ایران گردیدند . بیش از 25 سال میزبانی ایران كه خاطرات تلخ و شیرین فراوانی را با خود دارد ، قسمت پر فراز و نشیب زندگی مردم ما را تشكیل می دهد . در این مدت ، بسیار تجربه هایی را مردم ما به دست آورد و در مقابل ، بسیار تجربه ها ، نوع نگرشهای جدیدی را نسبت به جامعه افغانستان ، به كشور میزبان انتقال داد .
داد و ستدها از جهات گوناگون فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی قابل بحث بوده و هر كدام از اهمیت بالایی برخوردار هست .
ناگفته پیداست كه امروزه در تعاملات سیاسی كشورها ، آنچه مهم است ، منافع طرفین به خصوص منافع اقتصادی است كه خواه ناخواه باید در ادامه روابط ، لحاظ شود. حال باید دید كشور ایران كه نزدیك به سی سال میزبان مهاجرین افغانستان بوده است ، چه منافع اقتصادی و سیاسی ـ جدای از مسائل انسانی ـ را درپهن نمودن سفره پذیرایی از چند میلیون مهمان خویش داشته است ، به طور گذرا به چند نكته اشاره خواهم كرد:
1 ـ استفاده از نیروی كار پرتلاش ، زحمتكش ، صداقتمندوكم توقع افغانی:
در این سه دهه شاید كمتر ایرانی ( به خصوص ولایات مركزی و شرقی ایران ) را پیدا كرد كه ساختمان های آنها توسط كارگران افغانی ، آباد نشده باشد. در این قسمت بهترین جملاتی كه بتوان با آن حق مطلب را ادا كرد مثنوی بازگشت شاعر خوب كشور ما« محمد كاظم كاظمی» می باشد كه در بیتی از آن می خوانیم :
به هر چه آینه تصویری از شكست من است
به سنگ سنگ بناها نشان دست من است .
گرچندحضور كاگران و مهاجرین افغانی در ایران ، همواره ، موجب نارضایتی طبقه كارگران ایرانی بوده و بارها آنها خواهان برخورد جدی دولت با معضل بی كاری شده اند ، اما دولت و شركت های خصوصی در ایران از حضور مهاجرین افغانی نهایت استفاده اقتصادی را برده است تا آنجایی كه یك سال پیش كه یكی از روزنامه های ایران با اعتراف به این واقعیت تحت عنوان «‌سازندگان ایران ، اما بی نام و نشان »‌این موضوع را مورد ارزیابی قرار داد.
شركت های خصوصی چند هدف را از به كارگیری كارگران مهاحر دنبال می كند :
الف- چنانچه اشاره شد این كارگران ، بیشترین كار را در برابر كمترین و یا متوسط ترین هزینه ، انجام می دهند در حالی كه نه بیمه كارگری دارند ونه بیمه های دیگر.
ب ـ به موقع سر كار حضور دارند و تا پایان وقت حتی وقت های اضافی بدون نق زدن ، كار می كنند و این موضوع ، پیشبرد كار را سرعت می بخشد .
ج ـ از آنجا كه این كارگران ، از لحاظ روحی و اجتماعی در سطح پایینتر از كارفرما بوده و از سوی دیگر با مراجع قانونی آشنایی ندارند و یا اصلاً این مراجعات را از اول منتفی می دانند ، بسیاری از كارفرماها با ارائه چك مدت دار ، از تله در رفته و ماه ها بر دستمزد كارگران بی زبان افغانی كار و تجارت می كنند . این ، در حالی است كه برخی از كارفرماها میلیون ها تومان دستمزد كارگران را در پایان كار انكار نموده و یا فرار می كنند .
2- استخدام این كارگران برای كارهای شاقه :
كمتر سنگبری ، گاوداری ، جاروكشی خیابان ها و... را می توان دید كه كارگران ایرانی در آنها حضور داشته باشند و این چرخه های اقتصادی را زوربازوی كارگران افغانی به پیش می برند .
3- استفاده از كمك سازمان ملل :
سازمان ملل متحد از ابتدای مهاجرت افغانها به ایران تا اكنون به جمهوری اسلامی ،‌جهت پذیرایی از دو میلیون و اندی مهاجر ، میلیون ها دلار كمك نموده است . اما رسانه های ومقامات جمهوری اسلامی هیچگاه از این كمك ها یادنكرده ومیزان سالانه آن را مشخص نكرده اند.
این در حالی است كه یك دهم از این كمك ها هم به مهاجرین نرسیده و یا صرف اشتغال زایی دولت میزبان شده است . مثلاً تمامی مهاجرین با دسترنج خود ، امرار معاش نموده و از منازل رهنی ، اجاره ای و اتاق های كارگری استفاده كرده ، هیچ بار سنگینی روی دوش دولت ایران نبوده اند . تنها فاكتوری كه دولت ایران در برابر مهاجرین و گرفتن كمك های سازمان ملل ارائه می كند ، آموزش فرزندان مهاجر در مدارس دولتی تا مقطع دبیرستان وتعداد اندكی هم در دانشگاهها است كه این هم در سالهای اخیر عمدتاً ، پولی شده است .
4ـ گرفتن پول از مهاجرین به بهانه های مختلف:
چنانچه اشاره شد ، مهاجرین این طور هم نیستند كه مفت ومجانی خدمات اجتماعی ، آموزشی وصحی برای آن ها ارائه شود. مقامات مربوطه، جهت اطلاع رسانی درست ، باید بگویند كه از هر مهاجر برای تمدید ششماهه برگه اقامت شان حدود 40 هزار تومان دریافت می گرددكه در مجموع با فرض بودن یك میلیون مهاجر قانونی، آن ها سالانه تا سقف 43 میلیون دلار تنها بابت تعویض برگه اقامت خویش برای دولت پرداخت می كنند.
5 ـ صدور صدها ویزا در روز :
این موضوع كه در دو سه سال اخیر به وجود آمده ، روزانه تا مرز 100هزار دلار برای نمایندگاهی جمهوری اسلامی درآمد داشته است . بر اساس گزارش شاهدان عینی هر یكی از نمایندگی ایران در هرات ، قندهار ، كابل و مزار شریف روزانه 200 تا 600 صد نفرمتقاضی سفر به ایران جهت زیارت ، درمان ، تجارت ، سیاحت وپیگیری مسائل حقوقی را ویزا می دهند . حال، اگر رقم حداقل، همان 200 نفر را برای هر نمایندگی در نظر بگیریم ، روزانه 800 صد نفر ویزا گرفته و هر كدام در برابر هر ویزه ،100 دلار پرداخت می كنندكه در نتیجه ، روزانه 80 هزار دلار در آمد را برای ایران ، قطعی می كند .
لازم به یاد آوری است كه رقم یاد شده (80 هزار دلار در روز ) در هر ماه ( با محاسبه پنج روز تعطیلی = 25 روز) به دو میلیون دلار خواهد رسید كه این مبلغ درسه فصل سال ـ جز ایام زمستان ـ به 18 میلیون دلارصعود خواهد كرد.
و در داخل ایران نیز همین تعداد 800 صد نفر از سر مرز تا تهران (بدون در نظر داشت ولایات دیگر) مثلاً اگر حداقل30 هزار تومان معادل 35 دلار را مصرف كند ، روزانه 28 هزار دلار و در سال به هشت میلیون و چهارصد هزار دلار می رسد كه در مجموع سالانه 32 میلیون و چهارصد هزار دلار نصیب ایران خواهد شد .
5- اخراج اجباری به بهانه مهاجرین غیر قانونی :

در پشت صحنه این موضوع شاید بتوان یك نوع تجارت را جستجو كرد ، زیرا دولت ایران خود هر قانونی را طبق اقتضای زمان نسبت به مهاجرین ، صادر نماید ، همان را به مرحله اجرا در خواهد آورد . از همین روست كه خود می داند ، روزانه800 صد نفر وارد ایران شده واز این تعداد به طور مسلم ، تعدادی به خاطر گزراندن مدت درمان ، پیگیری مسائل حقوقی و... در وقت قانونی 45 روز بر نمی گردد . لذا بعد از مدتی در جستجوی این افراد برآمده وآن ها را ردمرز می كند . چنانچه در این روز ها تنها ازاردوگاه « عسكرآباد» ورامین در طی یك هفته 600 صد نفررد مرز(خروج از مرز) می شوند . اگر این وضعیت را در سراسر ایران در نظر بگیریم ، شاید تعداد اخراج شدگان اجباری در هفته به مرز1000 نفر برسد . البته، این در حالی است كه هزینه این ردمرزكردن (یعنی از هر نفر حدود 30 هزار تومان ودر كل 30 میلیون تومان ، معادل32600 دلار) را از خود آنها می گیرند.
نكته لازم به یاد آوری دیگر این كه درمعرفی مهاجرین غیر قانونی نیز قرائت های مختلفی وجود دارد. برخی ، افراد فاقد مدرك طرح شناسایی سال 1380 وبرخی بنا بر یك ادعای دیگر حدود800 هزار فرزند متولد شده از ازدواج افغانی ها با همسران ایرانی شان را نیز مهاجرین غیر قانونی به شمار آورده اند.

و اما تاملی بر مقاله دكتر آینه ساز
1 ـ اولین اتهام ناروایی كه جناب دكتر به مهاجرین افغانی نسبت داده عبارت زیر است : «‌ اندک زمانی پس از انقلاب اسلامی در ایران بنابر دلایلی که شاید در اوضاع خاص آن زمان توجیه پذیر بود ، دروازه های شرقی ایران به روی میلیون ها افغانی فرصت جو که ظاهرا از فشار حکومت چپگرای خود به تنگ آمده بودند گشوده شد و ایرانیان میهماندوست مقدم این لشکر عظیم را که در نهایت فقر و گرسنگی به ایران سرازیر شده بودند گرامی داشتند »
پرسش ما از آقای دكتر این است كه ایشان چه قدر با تاریخ آشنایی دارند ؟ اگر ایشان اندكی حوادث سالهای دهه شصت را مرور نماید ، خواهد دید كه در سال 1359 ارتش تا به دندان مسلح اتحاد جماهیر شوروی سابق افغانستان را به اشغال خود در آورد ، لذاست كه به قول حافظ :
ما به این در نه بی حشمت و جا آمده ایم
كاز به حادثه اینجا به پناه آمده ایم
از این روست كه تعبیر «میلیون ها افغانی فرصت جو » هیچگاه درست نبوده ، و آنها تنها از فشار حكومت چپگرای خویش به تنگ نیامده بودند ، بلكه از تهاجم ارتش كمونیستی و ویرانی خانه و كاشانه خویش به دولت اسلامی همجوار پناه گزیدند .
2 ـ واژه « افاغنه »‌برای ما افغان ها بسیار آزاردهنده و ناخوشایند است چرا كه از همان ابتدا از نوع به كارگیری آن توسط برادران ایرانی خود یك نوع تحقیررا احساس می كردیم و علت آن هم در این است كه بكارگیری این كلمه ، ناخوآگاه ذهن را به كلمه «‌فراعنه» ( جمع فرعون ) می برد . از این جهت است كه یكی از شاعران دردمند كشور ما گفته بود :‌ « هموزن با فراعنه آمد ، افاغنه ....»
افزون بر آن ،لازم به ذكر است كه در زبان فارسی ، هر كلمه ای را به « ها » جمع می بندند نه كلمات دیگر . لذا جمع « افغان »‌ ، « افغان ها » خواهد بود نه افاغنه.
3 ـ جناب دكتر مدعی است كه « رفاه نسبی كه در سالهای اخیر ، برای مردم ایران فراهم شده ، كشور ایران از دیدگاه افغانها بهشت موعود و سرزمین بركت جلوه گر ساخته به نحوی كه زندگی كردن در ایران آرزوی هر افغانی است . لذا افغانه ترجیح می دهند كه در پناه امنیت ایران زندگی كنند و تا آنجا كه بتوانند بستگان و آشنایان خود را در جدایی وطن و آمدن به ایران ترغیب كنند .... »‌
البته این واقعیت را باید پذیرفت كه كشور ایران به مراتب و از جهات گوناگون با كشور افغانستان تفاوتهای زیادی داشته و طی 25 سال، مهاجرین افغانستان از مزیت های كشور ایران بهره برده است . اما با وجود این ، هیچ جای دنیا مانند وطن آبایی انسان نخواهد شد . در ایران ، بر فرض هر چه امكانات برای افغانها فراهم باشد باز هم آنها مهاجر خواهند بود . افزون بر این كه جمله «‌ افغانی پدر سوخته » را بارها و بارها در گوشه و كنار ایران شنیده اند . بنابراین ، زندگی كردن در ایران نه تنها آرزوی هر افغانی است ، بلكه اگر دو فاكتور عدم امنیت و بیكاری در افغانستان اجازه دهد ، هیچ افغانی ، حاضر به ماندن در ایران ـ ولو به صورت یك روز ـ نخواهند بود .
ادعای این كه «‌افغانها در ایران علقه وطن خواهی و پسوندهای ملیتی در میان آنان و سرزمین آبائی و اجدادی شان از بین رفته و یا كمرنگ شده است » ، نیز قابل قبول نیست . برای بطلان این ادعا كافی است كه نویسنده محترم ، نحوه معاشرت مهاجرین افغانی را با یك دیگر و برگزاری مراسم عزاداری آنانان را در دهه محرم مورد ارزیابی قرار دهد ، آنگاه خواهد فهمید كه حس وطن خواهی و وفاداری به آداب ورسوم در میان افغانها تا چه حد است .
4 ـ آقای دكتر بدون این كه مدركی را ارائه كند با تصور خود 36 در صد قتلهای عمدی در ایران را به افغانها نسبت داده است: « آسان بودن ترددهای غیرقانونی افاغنه از ایران به افغانستان و بعکس که معلول فقدان مرزبانی های مستحکم و مقتدر در مرز طولانی 2 کشور است ، سبب شده وسوسه های خلافکاری در بسیاری از افاغنه تشدید شود زیرا آنان می توانند پس از انجام کارهای خلاف قانون به افغانستان بروند و ناپدید شوند و از چنگال فرشته عدالت بگریزند. طبق آماری که از سوی مراجع قضایی کشورمان اعلام شده ، حدود 36 درصد قتلهای عمدی که در ایران اتفاق می افتد ، به وسیله افغان ها صورت گرفته است.»
البته بر خلاف ادعای ایشان ، حسینی، قاضی دادسرای جنایی با اشاره به آماری از قول معاونت كشف جرائم آگاهی در استان تهران می گوید: «13در صد از این قتل ها را اتباع بیگانه ومخصوصاً افاغنه مرتكب می شوند. این قتل ها معمولاً‌از مسائل پست گرفته تا مسائل كلان رخ می دهد وحتی نمی توان برآورد كرد قتلهای كه اتباع بیگانه مرتكب می شوند ، بیشتر در چه زمینه ای است. » (1)
با درنظر داشت 13درصد قتل ها توسط اتباع بیگانه ، چگونه می توان همه این قتل ها را به افغان ها نسبت داد در حالی كه ـ به قول فرمانده نیروی انتظامی استان تهران ـ اتباع دیگر كشور ها نیز در ایران حضور داشته وجرائم مختلف دیگری را نیز مرتكب می شوند؟ « فرمانده نیروی انتظامی استان تهران با تاكید بر وجود بیشترین اتباع خارجی در استان تهران گفت: هم‌اكنون نیم میلیون از اتباع عراقی، پاكستانی و بنگلادشی در این استان سكونت دارند كه نزدیك 200 هزار نفر از آنها غیر مجاز هستند. وی در پاسخ به سؤالی در مورد میزان وقوع جرائم توسط اتباع خارجی در استان تهران گفت:‌جرائمی كه از سوی این افراد بروز می‌كند در مورد اتباع افغانی‌ها بیشتر مربوط به خودشان است بطوریكه بیشترین جرائم خشن مانند قتل در بین خود افغانه صورت می‌گیرد. وی با بیان اینكه جرائمی مانند جعل اسناد دولتی عموماً توسط اتباع بیگانه غیر افغانی انسجام می‌شود گفت:‌اتباع افغانی حتی در اختلافاتی كه در بین خود بروز می‌كند ترجیح می‌دهند تا موضوع به حاكمیت كشیده نشود بلكه در بین خودشان حل و فصل گردد. » (2)
از سوی دیگر احمد حسینی ، مدیر كل اتباع ومهاجرین خارجی به صراحت تاكید كرده است ك پس از سر شماری اتباع خارجی در سال 1380 كه توسط آن اداره صورت گرفت كه طی آن ازهمه اتباع خارجی انگشت نگاری صورت گرفته ومحل زندگی وچگونگی اشتغال آن ها مشخص گردید، آمار جرائم در میان آنها كاهش چشمگیری داشته است .(3)
بنابر این در این رابطه به این جمع بندی خواهیم رسید كه آمار 36 درصدی ارائه شده از سوی آقای آیینه ساز ادعای بیش نبوده ونسبت خلافكاری افغانها آن طور كه ایشان وصف می كند مطابق باواقعیت امر ساز گاری ندارد.
5 ـ در رابطه به آمار رسمی وغیر رسمی مهاجرین افغانی در ایران نیز جناب آیینه ساز ـ بدون این كه مدركی را ارائه كند ـ می گوید : « افغان ها که آمار رسمی آنها حدود 2 میلیون نفر و آمار غیررسمی آنان به بیش از 3.5 میلیون بالغ می شود، از یارانه های بسیاری نظیر یارانه نان ، بنزین ، حمل و نقل های درون شهری که از طریق کمک های دولت برقرار شده ، همانند ایرانی ها بهره مند می شوندکه این امر در نهایت بر روند ارتقای سطح زندگی مردم ایران اثر منفی خواهد گذاشت.»
لازم به ذكر است كه بر اساس گزارش احمد حسینی ، مدیر كل اتباع خارجی در سال 1384 حقیقت مطلب چیزدیگری را نشان می دهد. وی می گوید: « در سال 1380، 2 میلیون و پانصد هزار نفر تبعه خارجی در ایران زندگی می كرد كه اطلاعات مربوط به آنها در رایانه های اداره ثبت شد و از تمامی افراد بالای 18 سال خارجی مقیم ایران انگشت نگاری به عمل آمد و از دو میلیون 554 هزار نفر خارجی شناسایی شده در این طرح، دو میلیون و 250 هزار نفر افغانی بودند و 202 هزار نفر هم اتباع كشورهای عراق، پاكستان، بنگلادش و چند كشور دیگر بودند. بعد از انجام طرح شناسایی، عملیات بازگشت مهاجران افغانی از فروردین ماه سال 1381 آغاز شد كه این عملیات براساس قرارداد امضا شده میان ایران، دولت افغانستان و سازمان ملل به اجرا درآمد و طی آن تا سال گذشته حدود یك میلیون 210 هزار نفر از افغانیان به كشور خود بازگشتند و حدود 140 هزار نفر اتباع عراقی نیز به طور داوطلبانه ایران را ترك كرده اند.» (4)
ایشان در تازه ترین اظهارات خود افغانی ها یی ثیت نام شده را950 هزار و افراد فاقد مدرك وغیر مجاز را حدود یك میلیون نفر اعلام كرده است . ( 5 )
اكنون با توجه به آمار های فوق به این نتیجه خواهیم رسید كه هم اكنون تمام افغانها در ایران ازیك میلیون و950 هزار نفر تجاوز نخواهد كرد. البته طبق ادعای آقای آیینه ساز كه افغانها از یارانه های دولتی مانند نان ، بنزین ، حمل و نقل های درون شهری استفاده می كنند ، باید گفت كه فاكتورهای یاد شده در برابر سودآوری های كارگران افغانی ناچیز است . چرا كه اولاً هیچ تبعه خارجی طبق قانون جمهوری اسلامی ایران نمی تواند سند خودروی را به نام خود ثبت كند. ثانیاً به فرض كه یك افغانی با وساطت یك ایرانی ، دارای خودرو شد ، باید نشان داد كه چه تعداد از مهاجرین دارای ماشین خواهد بود تا بگوییم كه چه قدر بنزین مصرف كرده است.
ثانیاً از آنجا كه مهاجرین بیمه درمان ندارند ، سالانه چندین میلیون تومان به بیمارستانها ، درمانگاه ها و مطب های شخصی پزشكان ایران پرداخت می كنند . در نتیجه ، داد و ستد طرفینی است ، نه این كه مهاجرین ، طفیلی و سرباری باشند .
6 ـ آیین ساز در ادعای پایانی خود آورده است : « طبق آمار اعلام شده از سوی مراجع رسمی کشور اتباع افغانی بیش از 800 هزار فرصت شغلی را از دست ایرانی ها گرفته اند و اگر آمار افغانی هایی که به صورت غیرقانونی در ایران کار می کنند و از دید آمارگران پنهان مانده اند به این رقم بیفزاییم به بیش از 1.5 میلیون فرصت شغلی بالغ می شود.»
این آمار هم از آن دسته گلهای است كه نویسنده محترم به آب داده است ، زیرا ـ با در نظرداشت بودن یك میلیون و950 هزار افغانی در ایران در حالی كه از نصف بیشتر آنان را زنان ،كودكان ،پیر مردان وپیر زنان تشكیل می دهد، چگونه ممكن است افغان ها بیش از یك ونیم میلیون فرصت شغلی را تصاحب كرده باشند؟ جناب دكتر ، نیك می داند كه مشكل بیكاری در ایران تنها مشكل كارگران سر فلكه وكار های ساختمانی نیست. هرگاه از مشكل بیكاری در این كشور سخن گفته می شود ، بیشتر مشكلات بیكار ی فارغ اتحصیلان دانشگاهها ست كه كار های اداری وپشت میز نشستن را می خواهند ، نه كارهای شاقه ی سنگبری ، آجر پزی ،ساختمانی، گاوداری وجاروكشی خیابان هارا.
در پایان این نوشتار تذكر چند نكته را ضروری می دانم :
الف ـ مساله مهاجرت وحضور افغان ها در ایران ، مساله جدی وقابل پیگیری است . بنا براین ، دولت ایران وافغانستان باید تمام تلاشهای خود را بكاربگیرند تا پرونده مهاجرت رابه شكل آبرومندانه وبه دور از هر گونه فشار حل گردد. از این روست كه به نظر این قلم ، راه حل این موضوع در جوسازی ، دادن آمار های بلند وخلاف واقع وبه كار گیری لحن توهین آمیز نمی باشد. چرا كه مناسبات دو كشور همجوار ،هم كیش وهم زبان ایران وافغانستان ریشه طولانی دارد كه به آسانی نمی توان از این موضوع دست برداشت؛ به خصوص كه منافع طرفین ، همیشه در گرو حسن همجواری،گفت وگو های دوستانه وروابط حسنه می باشد .
ب ـ وظیفه قانونی رسانه ها ایجاب می كند كه همیشه در پی انعكاس دادن واقعیت ها بوده وبا اطلاع رسانی صحیح جامعه را متوجه چالشها ونا هنجاری ها نماید . چراكه انتشار یك خبر ویا یك تحلیل نا درست ممكن است عواقب تلخ واز دست رفتن جان چندین انسان را در پی داشته داشته باشد.
ج ـ هر جامعه ای با توجه به شرایط اجتماعی وفرهنگی خویش ، نا هنجاری ها ونا بسامانی های را در پی داشته است . لذاست كه بودن افراد هنجار شكن ومتخلف ، واقعیتی است كه در هر جامعه ای وجود دارد. از این روست كه ما منكر نداشتن چنین افرادی در میان مهاجرین نیستیم . اما این واقعیت ، دلیل برآن نیست كه همه افغان ها به طور كلی ، مجرم ومتخلف باشند(چنانچه از نوشته آیینه ساز پیداست) . بنا براین، وظیفه انسانی واسلامی رسانه ها تقاضا می كند كه اصول ومبانی نقد را در گفتار ونوشتار خویش رعایت نمایند .
د ـ مهمتر از همه این كه ـ متأسفانه ـ در ایران برخی از قوانین ، جوابگوی نیاز ها وواقعیت های موجود نمی باشد. مثلاً‌ برخی ازمقررات نیروی انتظامی راجع به اتباع خارجی را می توان از این دسته دانست. در این مقررات هر تبعه خارجی كه یك روز در اقامت خود تخلف داشته باشد ، مبلغ 30 هزار تومان جریمه خواهد شد. این در حالی است كه بسیاری از افغان ها برای در مان وپیگیری مسائل حقوقی خود ناچارند بیش از موعد تعیین شده 45 روز در ایران بمانند. اما با این وصف آنگاه كه همراه با گواهی از مراكز مربوط به اداره اتباع خارجی عرض حال شود ، در جواب خواهند گفت: «قانون این است كه بروید ودوباره برگردید.» حال، این مسافر بخت برگشته این همه پول را از كجا به دست آورد تا برای سه چهار بار رفتن وبرگشتن به افغانستان در طی مدت در مان وپیگیری مسائل حقوقی خود ـ آن هم در بروكرواسی ادارات ایران ـ پرداخت نماید؟ حقیر شاهد جریمه شدن بخت برگشته ی یك افغانی به مبلغ سه میلیون تومان بوده ام كه با چه زحمت آن را تهیه كرد. از این جاست كه چنین افرادی بعد از آمدن قانونی به ایران با تمام شدن اقامت 45 روزه خود ، پاسپورت ها را به امان خدا رها كرده وبعد از اتمام كارها با معرفی خود به اداره اتباع به عنوان افراد فاقد مدرك ، عازم افغانستان می شوند. بدین جهت است كه آمار فاقدین مدرك بالا رفته وبعد از مدتی با بوق وكرنا اعلام می كنند كه طی سال جاری فلان تعداد فاقدین مدرك به افغانستان بازگشته اند !
البته واقعیت این است كه با حضور مهاجرین طی یك ربع قرن ، سرنوشت افغان ها ومردم ایران باهم گره خورده وبودن اماكن زیارتی درایران مزید بر علت شده است تا افغان ها برای آمدن به ایران اشتیاق بیشتری داشته باشند. از این جهت است كه جلوگیری از رفت وآمد افغان ها در ایران غیر ممكن است . بنا براین ، ضروری است كه مقامات مربوط راه حل مناسبی را سنجیده ، مشكلات موجود را حل نمایند.
نویسنده : محمد حسین فیاض
گرفته شده از سایت نیزار
والسلام
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ¬ هموطن سلام , جمعه 4 شهریور 1384
http://www.hamvatansalam.com/news41386.htm1

2 ـ http://shirhamid.persianblog.com/

3- روزنامه كیهان سه شنبه 24 خرداد 1384
4 ـ همان

5 ـ روزنامه اقتصاد ایران 30/5/1385
به نقل از كانون توسعه و تعاون افقانستان

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 16:31  توسط مهاجر  | 

ارزش عرق یک کارگر افغانی چقدر است؟

ارزش عرق یک کارگر افغانی چقدر است؟

نکته قابل توجه اینجاست که امسال یعنی سال "همت مضاعف و کار مضاعف"رهبر معظم انقلاب فرمود:عرق یک کارگر که در راه تامین معیشت خانواده ریخته می شود مساوی است با خون شهیدی که در راه اسلام شهید می شود.اگه بخواهیم اینجوری حساب کنیم ما مهاجرین افغانی چند برابر خون شهدا عرق ریختیم!!!

 نا گفته نماند که در دوران جنگ تحمیلی ایران با عراق افغانی های زیادی هم بودند که در جبهه شهید شدند وهمین الان من خیلی از جانبازان افغانی را می  شناسم که از بنیاد شهید پول دریافت می کنند.مثلا یکی از آنها فامیلهای خودم است.ولی تا به حال نامی از آنها نبرده اند!

در زمان جنگ تحمیلی مهاجرت افغان ها به ایران به نفع ایران بود چون در آن زمان ایران نیاز مبهمی به نیروی انسانی داشت.همینطور بعد از پایان جنگ افغان ها نقش مهمی در بازسازی شهرهای جنگ زده داشتند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 16:23  توسط مهاجر  |